بخش ۵- چطور دیگران رو به کتاب‌‌خوانی تشویق کنیم؟: شبکه‌های دوستی/اجتماعی و اثر شبکه‌ای

انگیزه شروع بخش ۵ نقشه کتاب‌خوانی یعنی «چطور دیگران رو به کتاب‌‌خوانی تشویق کنیم؟» قبل از اتمام بخش‌های ۲، ۳ و ۴ دیدگاهی بود که حسین در این پست مطرح کرده بود. گفتم یک مقدمه‌ای را اینجا بیاورم که احتمالا کمی سطحی است. امیدوارم در طول بخش‌های بعد این فصل عمیق‌تر شویم.

در زندگی خیلی چیزها خوب است انجام شود، یا دانسته شود، از دانش سیاسی تا جریان‌های موجود در شبکه‌های اجتماعی. اما نکته این است که عمر، انرژی و توان هر کسی محدود است و در ازای انجام یک کار، به بقیه کارها نمی‌رسد. یعنی وقتی شما شروع به کتاب‌خوانی می‌کنید کمی از اخبار و حال و هوای توییتر، ایسنتاگرام و … جا می‌مانی. بیشتر ...

معنای زندگی، محیط امن و صندلی میخ‌دار

۱- معنای زندگی

یکی از موضوعات رایج برای نوشتن، معنای زندگی است، همین که سر را بالا می‌بری، از شر کارهای گِل روزمره خلاص می‌شی، گوشه‌ای می‌نشینی و با خودت فکر می‌کنی، یکی از رایج‌ترین سوال‌هایی که به ذهنت می‌رسه، اینه که «خب که چی؟» این همه تلاش کنم که چی بشه؟ آيا زندگی ارزشش رو داره؟ جدا از کارهایی که دن گیلبرت و … برای اثبات کم اثر بودن پول و سرمایه (از حدی بیشتر) کردن، داستان زیر رو هم شاید شنیده باشید… (نقل به مضمون) بیشتر ...

گاهی به همین سادگی بقیه زندگی رو یک جور دیگر می‌زییم! تنفر از خود، شرم و غرور

۱- گاهی آدم به کسی تبدیل می‌شود که از آن متنفر است.

بارها و بارها این موضوع را با اعماق وجودم لمس کرده‌ام. از حالتی متنفری و خودت خواه یا ناخواه به آن تبدیل می‌شوی.

– از این که چاق شوی متنفری و چند وقت بعد به سرت می‌آید.

– از این که استادی شوی که برای دانشجوها وقت کافی نمی‌گذاری، متنفری، سرت را بالا می‌کنی و می‌بینی، بله خودت به آن تبدیل شده‌ای. بیشتر ...

یک لیوان شیر و دو ساعت پیاده‌روی! (امیدواری یا نامیدی)

پ.ن: قاعدتا نیازی نیست اشاره کنم که تا آخر بخونید، یک نکته رو اصرار دارم توجه کنید و اون ترتیب موارده. یکم آرام‌تر بگذرید از روی موارد.

۱- یک لیوان شیر و یک ساعت پیاده‌روی

دنیای عجیبیه،

– سال‌ها تلاش می‌کنی، کلی کار می‌کنی و بعد می‌بینی همه ماجرا خیلی ساده کم‌ارزش شد.

– سال‌ها تلاش می‌کنی ذره ذره ۱۰ درصد ۲۰ درصد حقوقت رو افزایش می‌دی،‌ یهو  ۲۰۰ درصد رشد حقوقت توی چند ماه نابود می‌شه! بیشتر ...

فرسودگی شغلی یا سرخوردگی شغلی. نگاهی هم به شینوبی

۱- شینوبی (Shinobi: Heart Under Blade)

راستش من ابتدا جذب جلوه‌های بصری و زیبایی صحنه‌های طبیعت و رزمی (تخیلی) فیلم شدم. حداقل برای منی که چند تا بازی شینوبی (از کنسول میکرو بگیر تا سگا، نینتندو و سونی) رو تا آخر رفته بودم و برای هر کدوم کلی زمان گذاشته بودم، دیدن فیلمی با این عنوان خیلی جذاب بود. فیلم به نظر سطحی می‌آد، اما انگار کل فیلم هدفش بیان یک نکته بود (مثل فیلم grey که اینجا نوشتم در موردش). بیشتر ...

مسئله اولویت و تعارض خطوط قرمز

۱- از اولویت تا خط قرمز

شاید بارها این موضوع رو ذکر کردم، اگر از بدترین انسان‌ها و بهترین‌ها بپرسی که آیا از عشق متنفری؟ آیا با دروغگویی موافقی؟ آیا با ورزش و زندگی سالم مخالفی؟ فکر نمی کنم درصد بالایی رو پیدا کنید که جواب منفی بهتون بده (ناله‌های شبکه‌های اجتماعی رو فراموش کنید). موضوع اینه که شما چقدر اولویت می‌دید؟ مثلا عاشق کشیدن سیگار شدید و اون رو بر ورزش ترجیح می‌دید، به همین خاطر بعدش هم نمی‌تونید زندگی سالمی داشته باشید. بیشتر ...

بسیاری از سریال‌‌های مزخرف و فیلم‌های مستهجن هم از روی کتاب نوشته شده‌اند!

۱- مواظب کتاب‌های سطحی و مزخرف باشید.

این موضوع، بارها و بارها آزارم داده، وقتی صحبت از مطالعه کتاب می‌شود، بسیاری به کتاب‌هایی ارجاع می‌دهند که به لحاظ متن یا ساختار مزخرف یا مستهجن هستند. من نمی‌گویم این‌ها نباید خوانده شوند، یعنی به این که خواننده چه می‌خواهد بخواند کاری ندارم، اما حرف اصلی من این است که نباید این‌ها را جزئی از خواندن کتاب حساب کرد. کتاب‌های بسیاری در کشور وجود دارند که اتفاقا بسیار هم پرفروش هستند و پرخواننده، اما از نظر من تفاوت چندانی با سریال‌های ناجور یا فیلم‌های ناجور ندارد. بیشتر ...

چیزهای کم مایه و کم دردسر!

این جمله رو زیاد شنیدید که می‌گن:

گر خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو،

مشکل اینه که جماعت رنگ واحدی نداره و معمولا برای این که بتونید این کار رو بکنید ناچارید اونقدر همه چیز رو میانگین بگیرید و کم‌مایه کنید تا بتونید همرنگ یا میان‌رنگ جماعت بشید. مثل یک رنگ ساده سبز معمولی در نقاشی یک جنگل. بیشتر ...

مورد عجیب عذاب وجدان (مطالعه موردی فیلم ماجان)

حتما شما هم این طنز رو شنیدید که:

ایرانیه به آلمانیه گفت، چقدر در می‌آری؟ گفت ۳۰۰۰ دلار

چقدر خرجته؟ گفت: ۱۸۰۰ تا

بقیش رو چکار می‌کنی؟ گفت: یه جور خرجش می‌کنم.

بعد آلمانیه پرسید تو چقدر در می‌آری؟  گفت: یک میلیون و پونصد

چقدر خرجته؟ گفت: ۳ میلیون!

بقیش رو چکار می‌کنی؟ گفت یه جوری درش می‌آرم. بیشتر ...