داستان برگ چغندر و ریاضی

یکی از اقوام ما به نام رَحمت (من عمورحمت صداش می‌کردم) صاحب یک مرغ‌داری نسبتا بزرگ و یک مزرعه نسبتا کوچک بود. کمی شاکی بود. یک داستانی را برای من تعریف کرد که نمی‌دانم از کجاست؟ او داستان دو دوست را روایت می‌کرد، که قصد داشتند به صورت شراکتی یک تجارتی را با هم راه بیندازند. نامشان را اصغر و اکبر می‌گذارم. ادامه نوشته ...

می‌خواهید نقش کدام خوک را بازی کنید؟ محک سه‌بچه خوک (۱)

پیش‌نوشت: قبلا هم کمی در مورد مسیر شغلی نوشته بودم و در برخی پاسخ‌ها به دوستان وعده آغاز بحث مسیر شغلی را داده بودم. دوست دارم این موضوع را به صورت جدی با هم دنبال کنیم.

من این موضوع را به عنوان یک موضوع فرعی در کنار کتاب‌خوانی پیش خواهم برد.

داستان سه بچه خوک را شاید شنیده باشید، البته در بعضی از کتاب‌های کودکان دیدم که جای خوک، خرس قرار داده‌اند تا از واژه غیراسلامی خوک استفاده نکرده باشند! حالا که داستان را بخوانید متوجه می‌شوید کجای این کار مضحک است! بنابراین ممکن است در بازار این داستان را در کتاب سه بچه خرس ببینید. حالا، این که تصویر بالا چه ربطی به این داستان دارد را در انتهای مجموعه سه بچه خوک خواهید فهمید. ادامه نوشته ...

پاسخ به برخی پرسش‌ها در مورد کتاب‌خوانی (۱)

اینجا برخی سوال‌هایی که در جاهای مختلف پرسیده شده و جوابشون نسبتا کوتاهه رو می‌نویسم. ممکنه بعدا بیشتر بنویسم. البته من اصل سوال رو می‌گذارم که مربوط به دوستانه. اگر خودشون درخواست بدن، می‌تونم نامشون رو کنار سوال بگذارم. اما چون در ایمیل مطرح شد،‌ حفظ حریم اون‌ها برای من واجبه. ادامه نوشته ...

گام‌هایی برای مقابله با مدرک گرایی: ۳- معنی مدرک‌ها و عنوان‌ها را بدانیم و یاد دهیم.

۱- تصور

یک لحظه تصور کنید که گوشی خود را در دست گرفته‌اید و می‌روید به ۲۲ قرن پیش، گوشی را با دو دستان خود بالا می‌گیرید. صفحه ال‌سی‌دی را روشن می‌کنید… بله… شما لوح درخشان را در اختیار دارید و می‌توانید بر پهنه‌ای، حکمرانی کنید. (فقط) نور صفحه نمایش گوشی شما، کافیست تا به مردم ثابت کنید، شما بر همه آن‌ها برتر هستید. آن‌ها به خاطر آن لوح درخشان ادامه نوشته ...

گام‌هایی برای مقابله با مدرک گرایی: ۱- همدیگر را دکتر/مهندس خطاب نکنیم.

زمان قدیم، اول اسم کسی (یه عنوان پیشوند یا به عنوان فامیل) حرفه او یا جایی که رفته بود را نام می‌بردند. مثل حاجی …، مشهدی …، کربلایی …، شاطر …، میرزا … تا آخر عمر جایی را که رفته بود اول اسم او می‌گذاشتند تا یادشان نرود طرف چه مسیری را طی کرده است.

امروز وقتی کسی در معرفی خود نام دکتر یا مهندس را اول نام خود می‌آورد همان حس شاطر و میرزا به من دست می‌دهد. جالب این است که چنین کاری به کرات چه در انتخاب نام سایت، آیدی لینکدین، آیدی شبکه اجتماعی و از این دست تکرار می‌شود. شما نگاه کنید اساتید بزرگ در نام سایت یا محاوره، در اول اسم خود دکتر می‌گذارند؟ ادامه نوشته ...

داستان: در هندسه (یادگیری) راه شاهانه وجود ندارد.

این داستان به نظر من خیلی مهمه و باید برای شاگردها، فرزندها و اطرافیانمون تعریف کنیم. فکر کنم، اقلیدس جزء اولین ریاضی‌دانانی باشه که ما در دبستان شناختیم. قضیه‌هاش معروفن. اما یک روایت جالب هم در مورد ایشون هست.

در زمان اقلیدس (۳۶۵–۲۷۵ پیش از میلاد)، یادگیری دانش به این راحتی نبود، دانستنی‌های زیادی هم وجود نداشت. طبق مطالعاتی هم که من داشتم، در اون زمان، هندسه جزء پیشرفته‌ترین و عمیق‌ترین حوزه‌های دانش بود. این بوده که بطلمیوس اول، پادشاه مصر و لیبی ترغیب می‌شه (از طرف اطرافیان) که بره پیش اقلیدس و هندسه یاد بگیره. اما نکته اینجا بود که فهم و درک اصول هندسه سخت‌تر از این حرف‌هاست (خدا رو شکر فهمید!) و از اقلیدس طلب راه ساده‌تری برای یادگیری کرد. اینجا بود که اقلیدس در جواب می‌گه: ادامه نوشته ...

عربستان از اروپا، آمریکا و استرالیا رتبه و اعتبار دانشگاهی می‌خرد؟ مورد عجیب تبلیغات در مقاله پژوهشی.

راستش تاحالا کلی خبر خوندیم در مورد فروش مدرک، پایان‌نامه، مقاله و از این دست. همه این‌ها متاسفانه درست هستند، کما اینکه بارها برای خودم پیش اومده و پیشنهاد شده. کیفیت و نحوه پذیرش دانشگاه‌های ما اونقدر پایین اومده (حتی دانشگاه‌های دولتی) که الان یه جورایی قبول شدن هم پولی شده، چراکه سوالات کنکور هم اونقدر پیش‌بینی پذیر شده که با پرداخت پول کافی به معلم‌های خصوصی حرفه‌ای (بعضی‌هاشون تا ساعتی ۱.۵ میلیون می‌گیرن) و یکم تلاش، در بهترین دانشگاه‌های ایران قبول می‌شید. با توجه به برخورد زیاد با خیلی از دانشجویان در دانشگاه‌های ایران، خنده داره که حسم می‌گه (اگر داده‌ای در اختیارم قرار بدن، حاضرم مجانی تحلیل کنم) رابطه زیادی بین درآمد/موقعیت خانوادگی دانشجویان و درجه دانشگاه پذیرش شده وجود داره! پولی شدن دانشگاه‌های دولتی از طریق شبانه، پردیس کیش و بین‌الملل، سهمیه اساتید و …. این موضوع رو خیلی بیشتر پررنگ می‌کنه. مثلا اگر بخوام شهودم رو به نسبت درآمد/موقعیت خانوادگی و درجه دانشگاه قبول‌شده در لیسانس (برای دانش‌آموزان علاقمند نه هر دانش‌آموزی که درس نمی‌خونه، این‌ها رو قاطی نکنیم) بگم، می‌تونم براتون دیاگرام زیر رو از ذهنم تصویر کنم. البته به عمد کمی غلو کردم در دیاگرام. ادامه نوشته ...

ساده کردن مسئله امتیازدهی به پژوهش‌گران در دانشگاه‌ها

متاسفانه با توجه به جایگاهم در مجله پژوهشی cgasa.ir (که به جرات می‌تونم بگم یکی از آکادمیک‌ترین مجلات ایران هست) و مسائل پژوهشی، مرتب اعتراض خودم رو نسبت به مقایسه پژوهش در رشته‌های مختلف رو در جلسات متعدد بیان کردم. اما هنوز به این درک نرسیدیم که حتی در دبستان هم نباید نمره ریاضی رو مثل نمره ورزش یکسان در نظر گرفت! این موضوع در طراحی KPI برای سازمان‌ها بسیار حائز اهمیت است. مثلا شما نمی‌تونید در یک KPI همزمان کیفیت و میزان فروش رو در یک شاخص ارائه کنید. بگذریم. ادامه نوشته ...