خوب بودن به این معنی نیست که اجازه بدید حقتون ضایع بشه.

یک مشکلی من داشتم و دارم. گاهی افراد به خودشون این اجازه رو به من می‌دن که بهم بگن:

تو که این همه کتاب خوندی، این همه ادعا می‌کنی، چرا با من این جوری رفتار می‌کنی؟ چرا زیادی به من وقت نمی‌دی؟ چرا همه چیز رو نمی‌بخشی؟

سوال من همیشه اینه که:

من کجا گفتم که همه رو می‌بخشم؟ من کجا گفتم که به آدم‌هایی که آزارم می‌دن محبت می‌کنن؟ کجای این وبلاگ یا کجای عمرم گفتم که من عصبانی نمی‌شم؟ شاید گفته باشم تلاش می‌کنم خشم نگیرم، اما این هیچ ربطی به عصبانیت من نداره. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ قسمت سی‌و‌هفتم: درک پروانه‌هایی که طوفان می‌آفرینند و بادهایی که پروانه می‌کشند.

۱- جهل، دانش می‌آفریند آن هم از نوع جهل !

کمی پیش از گالیله را در نظر بگیرید، نه برگردیم به یونان باستان، هزاران خدا مشغول کار بودند تا برای شما باران ایجاد کنند، باد بیاید، خورشید حرکت کند یا این که شخصی قدرتمند شود! عادت شده بود که به محض این که کسی چیزی نمی‌دانست و از آن سر در نمی‌آورد، آن را به ارواح، جن‌ها و خدایان نسبت دهد. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌چهارم: تا یکی از اولین قضیه‌های هندسه، یعنی خم جردن را با عمق وجود درک کنیم!

پیش نوشت:  شاید این نوشته کمی نامفهوم به نظر برسد. اما کمی صبر داشته باشید. شاید در انتها هم چیزی نفهمیدید، که باز هم کاملا طبیعی است.

۱- قهرمانان دستشویی می‌روند

راستش رو بخواهید، با آدم‌های زیادی صحبت کردم و به الگوهاشون توجه کردم. جوری رفتار می‌کنند، انگار الگوها و اسطوره‌هاشون انسان نیستند! البته این سال‌ها الگوی بسیاری از جوانان، سوپرمنی است که از انسان‌های معمولی موجود (با تعدادی موفقیت) ساخته‌اند. رسانه‌ها هر چقدر کسی (یا چیزی) را بزرگ‌تر کنند چه در جهت بد و چه در جهت بد، می‌توانند دیگر از کوچکترین رفتارهای او خبر بسازند. بیشتر ...