به فروشگاهی که نامش نمایشگاه است نرفتم.

۱- از ندیدن و نخواندن خود شرم ندارم.

حتما با آدم‌هایی مواجه شده‌اید که سعی دارند اعلام کنند تمام کتاب‌ها را خوانده‌اند، تمام اخبار را می‌دانند و تمام فیلم‌ها را دیده‌‌اند.

من خیلی از فیلم‌ها را نمی‌بینم، در هفته حداکثر ۳ فیلم خارجی و یک فیلم را در سینما می‌بینم. تئاتر یا کنسرت هم اگر مورد مناسبی ببینم. سریال هم که کلا نمی‌بینم (غیر از سریال‌های حداکثر ۶ قسمتی). این یعنی من درصد کمی از سریال‌ها، فیلم‌ها و کتاب‌ها را دیده‌ام. بیشتر از این هم وقت ندارم. read more

چرا از «چرا» نوشتن سخت است؟ (۱)

وقتی کتاب Start with Why (نوشته سیمون سینک که نویسنده کتاب Leaders Eat last هم هست، در ضمن یک ویدیوی تد معروف هم دارد)را می‌خوانید کلی دلیل می‌آورد که باید از چرا شروع کرد. کلی دلیل ریز و درشت، از ارائه روایات تا بحث‌های بیولوژیک. بسیاری درس و برخی کمی اغراق شده.

از این می‌گوید که به جای این که بگوییم مثلا بروید فلان کتاب را بخوانید (What) یا بگوییم چگونه بخوانیم (How) ابتدا برویم سراغ این که ابتدا در مورد چرایی صحبت کنیم. من کاملا با این موضوع موافقم اما گاهی این کار چنان سخت است که ناچاری بگویی، ببین فقط کمی در این حوزه جلو برو بعد بیشتر می‌توانم در مورد چرایی با تو صحبت کنم. الان نمی‌توانم کاربردهای عمیق یک موضوع مهم و عمیق را با کاربردهای سطحی یک موضوع سطحی مقایسه کنم. read more

۲- کتاب چیست؟ یک طبقه‌بندی عمومی از کتاب‌ها (۱)

دوست دارم این بخش در یک طبقه‌بندی دوتایی داستانی (fiction) و غیرداستانی (non-fiction) صحبت کنم. البته شاید استفاده از کلمات واقعی و خیالی برای این دو دسته بهتر باشد.

۱- کتاب‌های خیالی (fiction).

این دسته به کتاب‌های گفته می‌شود که نویسنده مسئولیتی در قبال واقعی بودن یا نبودن محتوای آن ندارد! شاید بگویید بسیاری از محتوای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی (حتی اخبار جدی) را جزء این دسته دانست! البته این کار اشتباه است! چون اگرچه یک نوشته جدی، ممکن است در انتها غلط از کار درآید یا نویسنده از زیر مسئولیت آن شانه خالی کند، اما نوع محتوا و جلد محتوا (عنوان، نحوه و بستر ارائه آن) به گونه‌ای است که نشان می‌دهد این خبر واقعی و جدید است. read more

بین کتاب یکجا، کتاب پاورقی‌وار و کتاب زنده: کدام را انتخاب کنیم؟ مزیت و معایب هر کدام چیست؟

شاید بهتر باشه، کمی در مورد کتاب‌های پاورقی‌وار توضیح بدم. کتاب‌های زنده، کتاب‌هایی هستند که شما در حین تکمیل شدنشون باهاش پیش می‌رید. مثلا کتاب استثنایی و عالی  The book of life رو در نظر بگیرید، آروم آروم فصل‌ها و بخش‌هاش تکمیل می‌شه. یا یک مثال خیلی جالبش کتاب پیچیدگی و سیستم‌های پیچیده  محمدرضا شعبانعلی بزرگوار. حتی می‌شه به کتاب‌ «لینوکس برای زندگی» از جادی اشاره کرد. همین کتاب «کتاب‌خوانی» هم یک جورایی کتاب زنده است. read more

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌چهارم: تا یکی از اولین قضیه‌های هندسه، یعنی خم جردن را با عمق وجود درک کنیم!

پیش نوشت:  شاید این نوشته کمی نامفهوم به نظر برسد. اما کمی صبر داشته باشید. شاید در انتها هم چیزی نفهمیدید، که باز هم کاملا طبیعی است.

۱- قهرمانان دستشویی می‌روند

راستش رو بخواهید، با آدم‌های زیادی صحبت کردم و به الگوهاشون توجه کردم. جوری رفتار می‌کنند، انگار الگوها و اسطوره‌هاشون انسان نیستند! البته این سال‌ها الگوی بسیاری از جوانان، سوپرمنی است که از انسان‌های معمولی موجود (با تعدادی موفقیت) ساخته‌اند. رسانه‌ها هر چقدر کسی (یا چیزی) را بزرگ‌تر کنند چه در جهت بد و چه در جهت بد، می‌توانند دیگر از کوچکترین رفتارهای او خبر بسازند. read more

آیا یار مهربان من یک دیکتاتور خوب است؟

این شعر را که خواستم بنویسم بی‌اختیار یاد شعرخوانی سید مصطفی هاشمی‌طبا در مناظرات انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۶) افتادم شاعر «ما گلهای خندانیم-فرزندان ایرانیم» هم شاعرش با شعر زیر یکی است. این شعر در وصف کتاب نوشته شده بود.

من یار مهربانم دانا و خوش زبانم — گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان من یار پند دانم — من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم
از من مباش غافل من یار مهربانم read more

کتاب چیست؟ مروری بر تعریف و مفهوم «کتاب»

این نوشته را اولین بخش از فصل دوم کتاب‌خوانی می‌دانم. اگرچه برخی از بخش‌های انتخابی فصل قبل هنوز مانده است.

۱- نگاهی به تعریف و تاریخ

تعاریف مختلفی از مفهوم کتاب عرضه شده است. مثلا ویکیپدیا:

کتاب مجموعه‌ای از صفحات نوشته‌شده، مصور، چاپ‌شده یا صفحات خالی (صفحه سفید و نانوشته)؛ ساخته‌شده از جوهر، کاغذ (ورق)، پوست حیوانات یا مواد دیگر (چسب، نخ و…) است که معمولاً از یک طرف یا سمت به یکدیگر محکم شده یا متصل می‌گردند. هر برگه در کتاب، ورق و هر سمت یا روی هر ورق، صفحه نامیده می‌شود. read more

آقای چه‌گوارا… من رفیق تو نیستم.

۱- در رسای یک مرد بزرگ

پدر ارنستو چنین می‌نویسد (در مقدمه کتاب خاطرات سفر با موتورسیکلت از ارنستو چه‌گوارا):

سال 1951 بود، ارنستو عاشق دختری شده بود. من و مادرش فکر می‌کردیم همین‌روزهاست که با آن دختر ازدواج کند، اما یک روز آمد پیش من و گفت:

– پدر من عزم سفر دارم

*چقدر طول می‌کشد؟

– یک سال، شاید هم بیشتر، آخر می‌خواهم کل آمریکای جنوبی را با موتور بگردم. read more

ما زود فراموش می‌کنیم، در کمتر از یک چشم به هم زدن

هدفم از این بخش و توضیحات اضافی در چند بخش دیگه گفتگو در مورد یک دیدگاه از «ال» هستش.

من عاشق کتاب خوندن هستم اما وقتی که در زندگی مشگلی پیش میاد و می ببینم که ادم های که مطالعه نمی کنند بهتر با این مشکل رو به رو می شن خودم رو تنبیه می کنم و کتاب نمی خونم اما باز دوباره به سراغ کتاب خوندن میام و تنها چیزی که به من آرامش می ده خوندن کتاب است. read more

نکاتی برای کتاب‌خوانی، از توهم بزرگ بودن دوری کنید. معضل آدم‌های متوسط و القاب بزرگ.

مطهره در «اتمام فصل چرا کتاب بخوانیم؟» یک موضوعی رو مطرح کرد:

سلام
کاش در انتهای فصل اول چرا کتاب بخوانیم تعدادی کتاب هم برای مطالعه معرفی می‌کردید. هر چند نیازها، سطح علم و دانش و علاقمندی‌های افراد مختلف متفاوت است اما باز هم معرفی کتاب از سوی شما به نظرم مفید می‌باشد. خیلی ممنون و سپاسگزارم. read more