نکاتی برای کتاب‌خوانی: اثر شگرف کتاب‌هایی که حتی نام و نویسنده آن هم خاطرمان نیست.

۱- پروژه گوتنبرگ

فکر می کنم سال ۱۳۸۳ بود که با پروژه گوتنبرگ آشنا شدم، سال‌ها بود که کتاب‌های زبان اصلی کمی در دسترسم بود، بیشتر کتاب‌های ریاضی و فیزیک را در زبان اصلیشان خوانده بودم، اما همیشه برایم دوست داشتنی بود که کتاب‌های اصیل و خوب را به زبان انگلیسی گیر بیاورم، نه وبلاگ‌ها، نه سایت‌هایی که کتاب مجانی می‌گذاشتند و نه آدرس مشخصی … هیچ کدام در دسترس نبودند. تا این که با پروژه گوتنبرگ آشنا شدم، حس و حالم شبیه اسکروچ بود که در سکه‌ها طلا شیرجه میزد (عکس بالا)، مثل آدم گرسنه قحطی‌زده‌ای بودم که در انبار غذا افتاده بود، این کتاب را می‌خواندم و آن یکی را، با توجه به فرمتی که کتاب‌ها داشتند، آن‌ها را با فونت ریز روی کاغذ پرینت می‌گرفتم و می‌خواندم. در حدی پرینت می‌گرفتم که سهمیه‌ پرینتم تمام می‌شد و دست به دامان دوستانم می‌شدم. یادش بخیر، مسئول سایت مرا قاتل پرینتر می‌خواند و همیشه حواسش به من بود. بیشتر ...

معرفی مکان‌ها، سایت‌ها و وبلاگ‌های مفید در مورد کتاب‌خوانی،‌ کتاب‌خری و کتاب‌بازی! (۲۲مهر)

این نوشته رو هر چند وقت یک بار آپدیت می‌کنم و همیشه به بالای این صفحه متن اضافه می‌کنم (برعکس بقیه که به پایینش اضافه می‌کنم)

هدف اینه که مکان‌ها، سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که برای کتاب خوندن، خریدن، نگهداری، تحلیل و … مفید هستند رو معرفی کنم. شما هم می‌تونید معرفی کنید وبلاگ یا سایت‌های مورد نظرتون رو. البته اگر دوست دارید من بررسی کنم و خودم قرار بدم (نه در دیدگاه) لطفا یک (فقط برای میثم) بگذارید. فقط دو تا نکته رو بگم، من راحت به این لیست اضافه نمی‌کنم، قصد نون قرض دادن ندارم، تا باهاش کار نکرده باشم یا نخونده باشم، لینک نمی‌گذارم. پس ممکنه بررسی دیدگاه شما یا سایت‌هایی خیلی طول بکشه. ولی سوخت و سوز نداره. بیشتر ...

در کتاب‌خوانی پایمان را توی کفش پاشنه‌بلند دیگران نکنیم!

تق‌تق کفش‌ها

اگر بچه‌ای در اقوام داشته باشید (مخصوصا دختر) می‌بینید که کارهای بزرگ‌ترها را تکرار می‌کند. کفش آنها رو می‌پوشد، چادر آن‌ها یا روسری آن‌ها را به سر می‌کند. سعی می‌کند آرایش کند و خیلی کارهای مشابه.

می‌خوام روی بخش منفی ماجرا تاکید کنم.

وقتی دختری کفش پاشنه‌بلند مادرش را به پا می‌کند، هیچ چیزی از معنی بلند بودن پاشنه نمی‌داند! (شاید مادرش هم نداند البته)، هیچ نیازی هم به آن کفش ندارد. شاید برای خنده و بامزه بودن، این امر را برای هم تعریف کنیم، ولی همه ما می‌دانیم که آن دختر باید در این سن شادمانه می‌دوید و می‌خندید، نه این که سعی کند کفش‌هایی را به پا کند که هیچ فایده‌ای برایش ندارد. بیشتر ...

هر درخت این جنگل یک حواس پرت کن است، از طرفی باید از این جنگل بگذری (۱)

خوشبختانه شیطان خوب بلد است گولتان بزند. با چیزهایی این کار را می کند که برای شما ارزش دارد و نسبتا راحت است. مثلا نمی تواند شما را گول بزند بیا بریم قله اورست را فتح کنیم، یا برویم فلان شخص محبوب را نابود کنیم.

فرض کنید یک کلاهبردار می خواد ماشین رو به شما بندازه، نمی آد از بدیهاش بگه! سعی می کنه اون رو یک فرصت استثنایی بدونه، یک فرصت ویژه‌ای که هیچ وقت دیگه گیرتون نمی‌آد. بیشتر ...

کتاب‌ها را برای هم تعریف کنیم یا جایی پیدا کنیم تا آن را به کار گیریم.

بله من سه نوشته داشتم با عنوان‌های:

  1. نکاتی برای کتاب‌خوانی: معمولا کتاب‌ها، صفحات و پاراگراف‌های هیجان انگیز ندارند، بلکه مجموع آن‌ها در کنار هم (شاید برای شما) جذابند
  2. نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)
  3. نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۱)

  4.  همین هفته هم بود و یادم نرفته چی نوشتم. اما راستش رو بخواهید تا مطالعتون رو تعریف نکنید، ننویسید، برای دیگران تحلیل نکنید یا به کارش نگیرید، در واقع از مطالعتون هیچ بهره‌ای نبردید.
  5. توجه کنید این حرف با حرف‌های قبلی هیچ تناقضی نداره. بگذارید با چند مثال موضوع رو روشن‌تر کنم.

سر امتحان می‌رید و از روی تقلبتون می‌نویسید، یا این که با تحلیل یا حافظه خودتون می‌نویسید. در هر دو صورت کتاب رو برای امتحان خوندید، ولی بین این دو خیلی فرقه. توی اولی مشکل اینه که یادگیری خیلی کمتره. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: معمولا کتاب‌ها، صفحات و پاراگراف‌های هیجان انگیز ندارند، بلکه مجموع آن‌ها در کنار هم (شاید برای شما) جذابند

در دو نوشته «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)» و «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۱)»

سعی کردم توضیح دهم که در نظر گرفتن مطالعه برای دیگران چه آفت‌هایی می‌تواند داشته باشد. یکی از موضوعاتی که هم تکمیل کننده آن بحث‌هاست و هم خود نیازمند یک بحث جداگانه است، نگاه قطعه‌‌ای به کتاب است. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)

پیشنهاد می‌کنم «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه برای تعریف برای دیگران (۱)»  را قبل از این نوشته بخوانید.

همانطور که در آن بخش گفتم وقتی شما سعی می‌کنید جهت تعریف برای دیگران مطالعه کنید، بخش عمده‌ای از خوبی‌های مطالعه رو از دست خواهید داد. در این نوشته سعی دارم چند آفت دیگر را هم معرفی کنم و کمی راهکار بدهم. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۱)

یکی از آفت‌هایی که در توسعه فردی وجود داره، تعریفش برای دیگرانه. البته در جاهایی این موضوع خیلی مهم و کارسازه. مثلا اگر جامعه مقابلت، حوصله گوش کردن تحلیل طولانی تو رو داشته باشن عالیه. مشکل از اون جایی شروع می‌شه که می‌خوای کتابی که خوندی رو به رخ بکشی. از طرفی احتمالا اطرافیانت هم (با توجه به پلتفرمی که انتخاب کردید) حوصله خوندن متن بلند رو ندارن. بنابراین آروم آروم در اعماق وجودتون یاد می‌گیرید که کتابی خوبه که بشه ازش جمله‌ای رو نقل کرد، بشه قطعه‌ایش رو ایسنتا گذاشت. یا فیلمی خوبه که بشه قسمتیش رو به صورت یک قطعه گفتار ناب بیان کرد. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش چهلم: حصول به گنجِ ابعاد تجربه.

نوشته داخل عکس فوق، شبیه (نه خیلی دقیق) حرف‌های سوفسطائیان بود. آن‌ها (+) با نگاهی به ۵۰۰ سال تاریخ فلسفه یونان، به این سؤال اساسی برخورد کردند که: «چرا پس از گذشت این همه زمان، هنوز معیاری برای حقیقت مشخص نشده؟» قاعدتا باید یکی از این سه حالت می‌بود (شاید خواندن این مقاله به درک شما از آن‌ها کمک کند). بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌نهم: کجایند زنگ‌هایی که برای شما به صدا در آمده‌اند؟

شاید شاهکار «زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند» از ارنست همینگوی را خوانده باشید. به قول برخی از منتقدین یا نویسنده زندگی‌نامه همینگوی این اثر در کنار پیرمرد و دریا، وداع با اسلحه و خورشید هم طلوع می‌کند چهار نوشته برتر او است.

ماجرای نام‌گذاری این کتاب به ناقوس کلیسا بر می‌گشت که به خاطر مرگ افراد در جنگ نواخته می‌شد. در واقع وقتی که کسی کشته می‌شد، به خاطرش ناقوس را به صدا در می‌آوردند. بیشتر ...