دچار توهم تخم مرغ و مرغداری نشویم! اغلب ناراحتی‌ها و حسرت‌های ما به همین توهم مربوط است!

۱- توهم تخم مرغ و مرغداری

شاید شما هم کارتون ایکیوسان را دیده  باشید. یکی از جذاب‌ترین کارتون‌هایی که هنوز هم دیدنی هستند. ایکیوسان نام دانش‌آموز  باهوشی است که سعی دارد مشکلات شهر محل خود را حل کند.

در یک قسمتی که راستش پیداش نکردم (لطفا اگر پیداش کردید برای من بفرستید آدرسش رو) و در دوره فکر کنم ۱۰ سالگی دیدم، فردی شخص دیگری را متهم می‌کند که باید به او خروارها  پول پس بدهد. چرا؟ چون در کودکی از او یک تخم مرغ دزدیده بود! استدلالش هم این بود: بیشتر ...

سریال‌های خوب استراحت میان‌فصلی دارند، شما چطور؟

این عادت مسخره از چند سال پیش شروع شد، دانش‌آموزان با هزاران شوق منتظر رسیدن تابستان بودند و باز به خاطر رقابت یا نادانی برخی پدر و مادرها به کلاس فرستاده می‌شدند! دو سه سال که می‌گذشت، می‌دیدی که دیگر برای یک دانش‌آموز شوقی برای تابستان نمانده، و طبیعتا شوقی هم برای سال تحصیلی نمانده بود. بیشتر ...

شما پاسخ دهید. سوالی در مورد درستی مهاجرت

چند روز پیش با یکی از بهترین دوستانم صحبت می‌کردم که داشت از کشور می‌رفت. من اون شخص رو در دو حوزه بهتون معرفی می‌کنم:

– می‌توانم بگویم در حوزه نرم‌افزار، جزء بهترین‌‌هایی است که دیده‌ام.

– به لحاظ اخلاقی و مذهبی هم جز سرآمدهاست. کما این که اگر تا کنون در بهترین دانشگاه‌های دنیا استاد نیست یا در بهترین شرکت‌های تکنولوژی نیست، همین موضوع است. او دکتراش رو هم در ایران خوند و همینجا هم کار کرد. بیشتر ...

گاهی شما دنبال چیزی هستید که نمی‌خواهیدش! (خروج از دانشگاه به عنوان هیئت علمی)

یک مقدمه بگم در همین ابتدا. در «بالاخره از دانشگاه خارج شدم» توضیحی در مورد خروجم از دانشگاه دادم. همونجا هم گفتم که سعی دارم در حد یک کتاب، این موضوع رو توضیح بدم. شاید خیلی از افراد برداشت کنند که می‌خوام این شغل رو خیلی بزرگ نشون بدم و خودم رو خیلی خفن نشون بدم که حتی از اون شغل هم خارج شدم. البته نظر این افراد زیاد اهمیتی نداره. من دوست دارم در این مورد بنویسم که چون فارسی‌زبان‌ دیگه‌ای در این مورد ننوشته  بود، نوشته باشه هم من ندیدم، حتی اگر هم می‌دیدم باز می‌نوشتم. شاید باید این موضوع توضیح داده بشه. مثل یک قله کثیف غیرقابل زندگی می‌مونه که کلی آدم باید ۱۴ سال تلاش کنن تا بهش برسن! بهتره من از برخی مسائل اونجا بگم. شاید تصمیمشون عوض شد. کلی نیان و گیر کنن این  بالا. بعد بترسن بیان پایین و بگن این همه سال که اومدیم بالا احمقانه بود. شغلش مزخرف بود. بیشتر ...

هر درخت این جنگل یک حواس پرت کن است، از طرفی باید از این جنگل بگذری (۱)

خوشبختانه شیطان خوب بلد است گولتان بزند. با چیزهایی این کار را می کند که برای شما ارزش دارد و نسبتا راحت است. مثلا نمی تواند شما را گول بزند بیا بریم قله اورست را فتح کنیم، یا برویم فلان شخص محبوب را نابود کنیم.

فرض کنید یک کلاهبردار می خواد ماشین رو به شما بندازه، نمی آد از بدیهاش بگه! سعی می کنه اون رو یک فرصت استثنایی بدونه، یک فرصت ویژه‌ای که هیچ وقت دیگه گیرتون نمی‌آد. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: معمولا کتاب‌ها، صفحات و پاراگراف‌های هیجان انگیز ندارند، بلکه مجموع آن‌ها در کنار هم (شاید برای شما) جذابند

در دو نوشته «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)» و «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۱)»

سعی کردم توضیح دهم که در نظر گرفتن مطالعه برای دیگران چه آفت‌هایی می‌تواند داشته باشد. یکی از موضوعاتی که هم تکمیل کننده آن بحث‌هاست و هم خود نیازمند یک بحث جداگانه است، نگاه قطعه‌‌ای به کتاب است. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)

پیشنهاد می‌کنم «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه برای تعریف برای دیگران (۱)»  را قبل از این نوشته بخوانید.

همانطور که در آن بخش گفتم وقتی شما سعی می‌کنید جهت تعریف برای دیگران مطالعه کنید، بخش عمده‌ای از خوبی‌های مطالعه رو از دست خواهید داد. در این نوشته سعی دارم چند آفت دیگر را هم معرفی کنم و کمی راهکار بدهم. بیشتر ...

خدا رو شکر، پاهای فرزندم ضعیف است!

قرار نیست مثل این خانم که توی تلویزیون، نگاه متفاوت می‌کرد ابراز خوشبینی کنم،

خوشبینی به وضعیت دلار, مشکلات روزمره, واقعیت روزگار, ایراد رشد بی موقع, دهانی که بی‌موقع باز شود

داشتم به بچه توی رحم مادر فکر می‌کردم. زمانی که ضربه‌های کوچک می‌زند و همزمان هم مادر به این خاطر که بچه‌اش سالم است، از این درد خوشحال است. با خودم گفتم، خدا رو شکر، پاهای بچه دو سال زودتر قوی نشده، وگرنه شکم مادر را می‌شکافت! دیگر درد موجود لذت‌بخش نمی‌شد، بلکه گریه‌آور و آزاردهنده می‌شد. هم بچه را می‌کشت (پاره شدن رحم و محل زندگی) هم مادر را. بیشتر ...

مهم‌ترین چیزی که برای یادگیری نیاز دارید، رهایی از توهم است! (انتخاب مسیر شغلی)

بارها در مورد مدرک‌گرایی، دانش سطحی و بی‌انگیزگی علمی و کاری شنیده‌ایم، من هم در این باره زیاد نوشته‌ام (بخش مدرک‌گرایی سراسر از این نوشته‌هاست).یکی از عواملی که اینجا دوست دارم جداگانه شاید حتی با تکرار، بیانش کنم، سطح یادگیری است.

این روزها افراد زیادی به من مراجعه می‌کنند یا پیام می‌دهند که می‌خواهند وارد حوزه برنامه‌نویسی بشوند. وقتی می‌پرسم چقدر آمار بلد هستید یاچقدر برنامه‌نویسی بلدید، معمولا پاسخ‌هایی می‌شنوم که مجبور می‌شوم صریحا بگویم بلد بودن یعنی چی؟ بیشتر ...

چالش‌ها و ریسک‌های کار دولتی (۱) – انتخاب رشته و مسیر شغلی

به خاطر این همه بالا و پایین اقتصاد، به خاطر این همه جو نا امیدی و فضای بد کاری، یک اتفاقی که در کشور ما افتاده، و اون این که مردم از فضای کار خصوصی می‌ترسن. البته ترس هم داره. اما مشکل جایی خودش رو نشون می‌ده که شما برای فرار از روباه به دل گرگ پناه می‌برید! یعنی از ترس فضای کار خصوصی می‌رید به سمت انجام کارهای دولتی. من سعی دارم چالش انتخاب کارهای دولتی و یا شرکت‌های بزرگی که کار کردن در آن‌ها شبیه کار دولتی است را بیان کنم، حتی اگر خصوصی یا خصولتی باشند. بیشتر ...