وحشی هستید یا اهلی؟ (۳) فرار مغزها

۱- فرار مغزها

بهانه این بخش، صحبت زیادی است که در همه جا از فرار مغزها می‌شود.

– برخی می‌گویند آن‌ها متعهد نیستند و تعهدی به وطن ندارند!

– برخی می‌گویند آن‌ها دنبال پول بیشتر و …هستند.

– برخی می‌گویند زیرساخت‌ها و … لازم را نداریم.

– برخی می‌گویند آمریکایی‌ها جوانان ما را اغوا می‌کنند. read more

چرا از «چرا» نوشتن سخت است؟ (۱)

وقتی کتاب Start with Why (نوشته سیمون سینک که نویسنده کتاب Leaders Eat last هم هست، در ضمن یک ویدیوی تد معروف هم دارد)را می‌خوانید کلی دلیل می‌آورد که باید از چرا شروع کرد. کلی دلیل ریز و درشت، از ارائه روایات تا بحث‌های بیولوژیک. بسیاری درس و برخی کمی اغراق شده.

از این می‌گوید که به جای این که بگوییم مثلا بروید فلان کتاب را بخوانید (What) یا بگوییم چگونه بخوانیم (How) ابتدا برویم سراغ این که ابتدا در مورد چرایی صحبت کنیم. من کاملا با این موضوع موافقم اما گاهی این کار چنان سخت است که ناچاری بگویی، ببین فقط کمی در این حوزه جلو برو بعد بیشتر می‌توانم در مورد چرایی با تو صحبت کنم. الان نمی‌توانم کاربردهای عمیق یک موضوع مهم و عمیق را با کاربردهای سطحی یک موضوع سطحی مقایسه کنم. read more

عالم بی عمل، زنبور بی‌عسل نیست!

این نوشته را با یک نَثر زیبا از سعدی آغاز می‌کنم:

تلمیذ (شاگرد) بی ارادت عاشق بی‌زَرست و رَوَنده بی‌معرفت، مرغ بی‌پر و عالم بی‌عمل درخت بی‌بر و زاهد بی‌علم خانه بی‌در.

مراد از نزول قرآن، تحصیل سیرَت خوبست، نه ترتیل سورت مکتوب. عامی متعبد پیاده رفته است و عالم متهاون سوارِ خفته. عاصی که دست بر دارد بِه از عابد که در سر دارد. یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بی عسل. read more

خیلی اوقات ما نه گرسنه‌ایم و نه نیازمند قهوه، فقط آب می‌خواهیم.

1- مورد عجیب مسمومیت با قهوه.

سال گذشته، به خاطر این که شرکت‌های مختلفی می‌رفتم و از طرفی عاشق قهوه اسپرسو بودم! می‌شد که روزی 4 یا 6 بار قهوه اسپرسو می‌خوردم. روزی در یکی جلسات که دوستان داروسازم هم حضور داشتند یکی از دوستانم که بسیار هم با او صمیمی بودم، از من پرسید:

میثم قهوه زیاد می‌خوری این روزها؟

من هم راستش را گفتم. read more

چند می‌گیری گریه بندازی؟

1- چند می‌گیری گریه بندازی؟ 

این عنوان رو از یک فیلم نسبتا خط شکن برداشتم که در اون افراد و گروه‌هایی وجود داشتند که برای گریه سر مزار دیگران پول می‌گرفتن. برای من حضور چنین شغلی خیلی جالب بود و برای همین بعد از این همه سال هنوز هم برخی صحنه‌هاش یادم هست.

مداحان و مرثیه‌سرایان ما هم سال‌ها از این که نوحه‌ای بخونن و مردم رو به نحوی گریه بندازن پول در می‌آوردند. گاهی به انصاف و گاهی با بی‌انصافی. اما حداقل نکته‌ای که این گریه‌ها در پای روضه‌ها و نوحه‌ها داشت، افزوده نشدن نگرانی و اضطراب به گریه‌کنندگان بود. اصلا گاهی تو که می‌رفتی و یک دل سیر گریه می‌کردی، کلی اصطلاحا سبک می‌شدی و می‌اومدی بیرون. read more

الگوی رشد و موفقیت (ظاهری) بر اساس توسعه مهارت

پ.ن ۱: شاید مطالعه  «چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هشتم: تا فرایند واقعی پیشرفت و زندگی را ببینیم.» و «چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سیزدهم: تا یاد بگیریم، درخت همیشه سبز بی بَر و بار است.» به درک بیشتر این نوشته کمک کند.

جعفر سیرجانی عزیز دیدگاهی را مطرح کرد که بخشی از آن را در اینجا می‌آورم:

در فلسفه در باب علت مرکب میگن که سه جزءداره:مقتضی،شرط،عدم مانع.برای اینکه معلولی بوجود بیاد باید مقتضی باشه شرایط فراهم بشه ومانع مفقود باشه .مثلا برای تولید گندم ،مقتضی بذر هست شرایط آب،خاک وکود هست وموانع مثلا تگرگ ونبود سن و…اگه باشه محصولی بنام گندم تولید میشه.حالا با این مقدمه آیا تنها شرط موفقیت توسعه فردی هست؟ چون من دیدم دوستان میگن اگه این کارها رو انجام بدی موفق میشی!یعنی اگر رو خودت کار نکنی موفق نمیشی!یعنی توسعه فردی رو مقتضی میدونن در حالی که من معتقدم اون جزءشرایط هست وشاید یکی از مهمترین عوامل .جالبی کار اینجاس معمولا این رو بسط میدن به کسب وکار!به نظر من رشد یه شرکت فقط به توسعه فردی افراد اون شرکت نیست!ومواردی مث دولت هم خیلی موثره.بچه ها طوری از توسعه فردی میگن که امگار تو یه جامعه دولت هیکاره هست!کافی هست همین دوستان خودشون شرکت بزنن به نظر من به ورشکستگی کشیده میشه !به نظر من مجموع یکسری شرایط هست که منجر به نتیجه مطلوب میشه ونه صرفا یه عامل.حالا کسی که روی توسعه فردی کار کرده وشرکتی زده جنسی رو تولید.اگر شرایط اقتصادی طوری بشه که مثلا دولت جنسشو نخره این منجر به این نمیشه که این آدم وحشی بشه ؟چون ما میگیم که شرط موفقیت توسعه فردی هستش،حالا اگه این ورشکست شد چی سرش میاد ؟چی فک میکنه؟ read more

خط قرمزها و ددلاین‌ها چیزهایی احمقانه اما همان‌قدر مفید

پ.ن:  شاید خواندن مطالب

«چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هفتم: تا لذت از درد را یاد بگیریم»  و

«به انقراض آدم‌های با رویکرد خرس‌های قطبی نزدیک می‌شویم: ادامه آزمون صندلی عقب تاکسی برای خودشناسی!»

به درک بهتر این نوشته کمک کند.

۱- خوب ماندن اتفاقی نیست

ماجرا این است که تنبلی، چاق شدن، در چاه ماندن، کاری نسبتا ساده باشد، مخصوصا این که با این ذهن عجیبی که داریم می‌توانیم شرایط را برای خود توجیه کنیم. read more

وحشی هستید یا اهلی؟ (۲)

پ.ن: این بخش ادامه نوشته وحشی هستید یا اهلی؟ (۱) است و احتمالا تا دو قسمت دیگر هم ادامه دارد.

یکی از راه‌های شناخت هر موضوعی، طبقه‌بندی آن به بخش‌های مختلف است. این گونه بهتر می‌توان یک موضوع را شناخت؟

اهلی یا وحشی را می‌توان برای حیوانات به کار برد. این موضوع در شرع به شدت بحث شده است. مخصوصا برای بررسی حرام گوشت بودن یا حلال گوشت بودن. اما این موضوع کارکردهای دیگری هم دارد. می‌توان از این موضوع بسیار یاد گرفت. حیف است که فقط از دید خوردن به آن نگاه کرد. read more

وحشی هستید یا اهلی؟ (۱)

این نوشته یک سوال را مطرح می‌کند؟ سعی دارم در دو بخش این موضوع را به جای مناسبی برسانم.

به نظر شما چه تفاوتی بین حیوان اهلی و وحشی وجود دارد؟

گاهی ما گوشتخوار بودن یا گیاه‌خوار بودن را مبنای وحشی‌گری می‌دانیم. اما ما اسب وحشی هم داریم. گاو وحشی هم داریم. شاید به نظر شما خشونت موجود در خوردن یا رفتار، عامل اصلی تعیین وحشی بودن حیوانات باشد. اما جالب است بدانید خشونت یک رفتار مقطعی است! مثلا خرس قطبی ممکن است چندین ماه در خواب باشد، کلی هم دنبال غذا می‌گردد. کلی سعی و تلاش تا مقداری غذا گیر بیاورد. شاید لحظه شکار را از وی جدا کنیم، شما کمتر صحنه خشونت‌آمیزی را از وی می‌بینید. read more

تا حالا بعد از چای (خیلی) شیرین، آب خورده‌اید؟

۱- ما دانشمند زیاد داریم؟

من وقتی به افراد دور و بر خودم در لینکدین نگاه می‌کنم، کلی کلمه scientist‌ را در القاب دوستانم می‌یابم. نمی‌خواهم در مورد این صحبت کنم که اصلا استفاده از این واژه برای کسی که ۳ سال است تحقیقات را شروع کرده، درست هست یا نه. نوش جانشان، هر لقبی دوست دارند به خودشان بدهند.

مشکل اینجاست که بعدش چی؟ read more