توهم توسعه (۱)

این موضوع به نظرم خیلی موضوع جالبی می‌آد. من شخصا خیلی به این مباحث فکر کرده و بودم، اما کتابی به تورم نخورده بود که در این مورد بخونم. دیدم در این مورد بحث‌های زیادی شده. از جمله این مقاله دکتر رضا داوری اردکانی. قبل از ایشون هم مطالعات جالبی در مورد ارتباطش با سدسازی و … رخ داده بود. اما با خودم داشتم فکر می‌کردم نکنه ما در دنیای تکنولوژی هم دچار این توهم توسعه شدیم؟ ۴ تا حرکت از اون سمت رو این سمت کپی می‌کنیم و بعد اسمش رو می‌گذاریم استارتاپ و کلی هم احساس افتخار می‌کنیم. البته که این‌ها نیاز هستند و خیلی خوبه. اما راستش رو بخواهید در خیلی از شرکت‌های به اصطلاح تولیدی و پیشرفته هم دارم کپی‌برداری می‌بینم. جالب اینجاست که سواد رو در حفظ بودن کارهای احمقانه دیگران می‌دونن. ادامه نوشته ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیست و ششم: تا لیلی و مجنون‌ها طلاق نگیرند!

با توجه به آمار طلاق این روزها، اون‌ هم برای جوانانی که ازدواج سنتی رو پشت سر گذاشتن و وارد انتخاب از روی عشق و علاقه شدند، خیلی این موضوع رو شنیدیم که می‌گن:

اگر لیلی و مجنون با هم ازدواج می‌کردن، دو سه سال بعدش طلاق می‌گرفتند.

این که آیا این رشد آمار طلاق، خوبه و بده رو کاری ندارم. به نظرم امروز، مردم برای زندگی خودشون ارزش بیشتری قائلن و حاضر نیستند به خاطر حرف مردم سال‌ها و سال‌ها سختی و عذاب رو تحمل کنند. یعنی از نظر من اگر واقعا آمار طلاق در حد ۷۰ درصد از کل ازدواج‌ها بشه، باز هم چیز عجیبی نیست. جالبه بدونید که اکثر طلاق‌ها توی سه سال اول، و بعد توی پنج‌سال اول رخ می‌دن. در منطقه شمیران تهران، ۸۰ درصد ازدواج‌ها در سه سال اول به طلاق کشیده می‌شه. ادامه نوشته ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی (۳) الگوسازی‌های ریاکارانه را کنار بگذارید. با ارزش‌های خود، یک بار برای همیشه کنار بیایید.

این عنوان را زمانی به خاطر آوردم که داشتم بررسی می‌کردم ما مردم، چگونه فرزندان و دوستان خود را به کتاب تشویق می‌کنیم؟

در زیر صرفا می‌خواهم چند مدل رفتار شایع را برایتان بگویم.

مادری به فرزندش می‌گفت، من اگر جای تو بودم توی همه درس‌ها بهترین نمرات را می‌گرفتم. زمان ما امکانات نبود وگرنه من کلی کتاب می‌خواندم. ادامه نوشته ...

چقدر برای جنس پارچه (به لحاظ ماندگاری) لباس مجلسی زنانه هزینه می‌کنید؟

ما خیلی از خریدهایی که می‌کنیم از جنس پرداخت پول بسیار زیاد برای مواردی است که اصلا ارزشی ندارند.  اگر دارید چیز گران‌قیمتی می‌خرید، می‌توانیداز خودتان بپرسید، آیا خرید من، مشابه موارد پایین هست یا نه؟

  • چقدر برای جنس پارچه (به لحاظ ماندگاری) لباس مجلسی زنانه هزینه می‌کنید؟ می‌دانید که خانم‌ها معمولا یک لباس مجلسی را حداکثر ۱۰ ساعت می‌پوشند. بنابراین ماندگاری اینجا اهمیت چندانی ندارد. البته ممکن است برای زیبایی و … هزینه کنید ولی پرداخت هزینه برای این که یک پارچه که می‌توانید سال‌ها آن را بپوشید فقط از زیبایی لباستان (کارکرد اصلی) دورتان می‌کند.
  • چقدر برای فلان قابلیت گوشی یا لپ‌تاپ خرج کرده‌اید در حالی که در این چند سال از آن استفاده نکرده‌اید؟ یک خصوصیاتی هستند که فقط برای پز دادن هستند و نه کارآیی. مثلا قابلیت NFC یا 5G، 4k بودن صفحه نمایش، دوربین‌های آنچنانی، … همه و همه از کارکرد اصلی دستگاه کم می‌کنند. از طرفی شما همیشه با خریدن یک گوشی متوسط می‌توانید  آخرین امکانات را در اختیار داشته باشید. البته آن‌هایی که سطح درآمدی خیلی بالایی دارند و نمی‌دانند چگونه پولشان را خرج کنند، روی صحبت من نیستند.
  • چقدر برای کم شدن ۳۰۰ گرم از وزن دوچرخه‌تان هزینه کردید؟ در حالی که می‌دانید با در نظر گرفتن وزن خودتان، آن مقدار ۵ هزازم مجموعه وزن در حال حرکت است؟
  • چقدر برای خاص بودن یک لباس هزینه کردید؟ در حالی که به خاص بودنتان در سایر جنبه‌ها لطمه‌زده‌اید. یکی یک شب است و دیگری برای مدت‌ها تاثیر گذار است.
  • چقدر برای یک وسیله ورزشی خاص هزینه کرده‌اید؟ در حالی که می‌دانستید در سطح ورزش شما تا سال‌ها نیازی به آن ندارید؟ البته بحث سالم بودن یک چیز است اما مثلا دادن چند میلیون پول برای یک کفش دو (عکس بالا متعلق به یک کفش با چند میلیون قیمت است)، یه جورایی تجمل‌گرایی به نظر می‌آد. یعنی یک جورایی کاربرد نداره.
  • چقدر برای خرید یک تلویزیون، ماشین لباس‌شویی و … اضافه خرج کردید؟ من وقتی به قابلیت‌های جدید این وسایل نگاه می‌کردم، تفاوت زیادی حداقل در عمل برای کاربرد خانگی نمی‌دیدم در حالی که تفاوت قیمت بسیار زیادی وجود داشت. منتها چون یه جورایی از جیب پدر و مادر (مخصوصا برای جهیزیه) خرج می‌شه ما لازم نمی‌دونیم بعضی چیزها رو رعایت کنیم.

البته خود شما می‌توانید کلی  سوال‌های مشابه ردیف کنید تا زمانی که می‌خواهید خرید‌های از یک حدی بزرگ‌تر رو انجام بدید،‌ راحت‌تر تصمیم بگیرید. یک خطر قرمز برای خودتون تعریف کنید و راحت‌تر انتخاب کنید. ادامه نوشته ...

منِ قهرمان و کارت کرواسی

بگذارید من همین اول یک اعترافی بکنم. بخش زیادی از عمر من به بازی گذشته است! در کودکی (۷ سالگی) که مشغول به کارت‌های بازی، مثل کارت‌های زیر بودم.

بعدها آتاری، میکرو، کنسول سگا، سونی، دریم‌کست، نینتن‌دو، پی‌سی و … هنوز هم توی دانشگاه اگر حریفی باشد، NFS یا PES می‌زنم. من بخش عمده یادگیری زبان انگلیسی و تصمیم‌گیری سریع خودم را مدیون همین بازی‌ها هستم. بگذریم…. این بازی‌ها درس‌های بزرگی به من داده‌اند. ادامه نوشته ...

می‌خواهید نقش کدام خوک را بازی کنید؟ محک سه‌بچه خوک (۳)

پیش‌نوشت: توصیه می‌کنم قبل از این که متن پیش رو ادامه دهید، نوشته‌های زیر را مطالعه کنید.

۱- می‌خواهید نقش کدام خوک را بازی کنید؟ محک سه‌بچه خوک (۱)

۲- می‌خواهید نقش کدام خوک را بازی کنید؟ محک سه‌بچه خوک (۲)

بعید نیست این سری با توجه به سوالات شما دوستان، باز هم ادامه پیدا کند.  انگیزاننده این نوشته، سمیرا شیری و سایر دوستان هستند که در زیر بخش دو سوالاتی را مطرح کردند. ادامه نوشته ...

داستان برگ چغندر و ریاضی

یکی از اقوام ما به نام رَحمت (من عمورحمت صداش می‌کردم) صاحب یک مرغ‌داری نسبتا بزرگ و یک مزرعه نسبتا کوچک بود. کمی شاکی بود. یک داستانی را برای من تعریف کرد که نمی‌دانم از کجاست؟ او داستان دو دوست را روایت می‌کرد، که قصد داشتند به صورت شراکتی یک تجارتی را با هم راه بیندازند. نامشان را اصغر و اکبر می‌گذارم. ادامه نوشته ...

می‌خواهید نقش کدام خوک را بازی کنید؟ محک سه‌بچه خوک (2)

پیش‌نوشت: در صورتی که بخش «می‌خواهید نقش کدام خوک را بازی کنید؟ محک سه‌بچه خوک (۱)» را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم آن را خوانده، پاسخ خود به آن محک را یادداشت کنید و سپس به ادامه متن بپردازید.

۱-  یک بدن در اسارت ژِن! متاسفانه ما بدن خود را نمی‌شناسیم!

«آلن‌دباتن» در این ویدیو یک حرف جالبی می‌زد:

نیمی از قفسه‌های کتاب‌فروشی به این موضوع اختصاص دارد که شما هر کاری بخواهید می‌توانید انجام دهید. هر چیزی بخواهید شدنی است. از طرف دیگر بخش عمده دیگر از کتاب‌‌ها به عدم وجود اعتماد به نفس مربوط است. یه جورایی انگار افراد حس خوبی نسبت به خودشون ندارن. ادامه نوشته ...

آیا فضای استارتاپی (و کارآفرینی) کشور در حال تبدیل شدن به یک شبکه هرمی است؟

پیش‌نوشت: اگر با شبکه‌های هرمی آشنایی کافی ندارید، توصیه می‌کنم، حداقل چهار پست محمدرضا شعبانعلی رو در این حوزه بخونید! برای من که خیلی آموزنده بودن.

طی چند سال اخیر که با استارتاپ‌های بسیاری سر و کله زدم، یه حس عجیبی بهم دست می‌داد. می‌دیدم که نوع فعالیت‌هاشون چجوریه. چجوری اغلب افراد زحمت می‌کشن و کار می‌کنن تا یک استارتاپ راه بندازن و از این وسط فقط چند تا که به جای مناسب و سرمایه‌گذار مناسب می‌رسیدن زنده می‌موندن! یه جورایی یک DOGRACE یعنی رقابت سگی! بین اون‌ها برقرار هستش. من بی‌رحمی بازار رو می‌دونم، از بچگی باهاش بزرگ شدم، اما خداییش این موضوع یکم فرق داره. ادامه نوشته ...

پاسخ به برخی پرسش‌ها در مورد کتاب‌خوانی (۱)

اینجا برخی سوال‌هایی که در جاهای مختلف پرسیده شده و جوابشون نسبتا کوتاهه رو می‌نویسم. ممکنه بعدا بیشتر بنویسم. البته من اصل سوال رو می‌گذارم که مربوط به دوستانه. اگر خودشون درخواست بدن، می‌تونم نامشون رو کنار سوال بگذارم. اما چون در ایمیل مطرح شد،‌ حفظ حریم اون‌ها برای من واجبه. ادامه نوشته ...