برایان آدامز, خودم را گم کردم, خوب شدن حال, دلم گرفته, شاد شدن, انگیزه, مشهور شدن

مرا از خوردن شیر، شرمی نیست. نگاهی به نگاه عاقل اندر سفیه


کدامیک از شما در کودکی جایتان را خیس نکرده‌اید؟ الان چه؟ ادرار نمی‌کنید؟

ما در کودکی هم شیر می‌خوردیم، الان هم می‌خوریم. شرمی در آن هست؟

در کودکی راه می‌رفتیم، الان هم راه می‌رویم، چه مشکلی هست؟

کودکی را با بازی گذراندیم… چه مشکلی در بازی هست؟

 

راستش بعضی مواقع خیلی دلم می‌گیره، از آدم‌هایی که دوست دارند با حذف کارهای طبیعی دوران کودکی خودشون رو بزرگ نشون بدن! حتما شنیده‌اید که می‌گویند (منبعش رو نمی‌دونم، توی ذهنم بود):

در دو حالت مشهور می‌شوی، یا کار بزرگی بکن، یا بر بزرگی تُف کن!

من هنوز هم گاهی کتاب‌های کودک می‌خوانم، کارتون می‌بینم، کتاب‌های انگیزشی مثل کتاب‌های آنتونی رابینز را نگاه می‌کنم، برای صدمین بار، کتاب‌های دیل کارنگی را می‌خوانم، حکایت دولت و فرزانگی را می‌خوانم، شرمی نیست.

ماجرا این است که چند وقت پیش داشتم دوباره  کتاب حکایت دولت و فرزانگی رو می‌خوندم. شخصی آمد که پر از ادعا بود، با نگاه عاقل اندر سفیهی پرسید: این کتاب را دیگه کی می‌خونه. می‌خواست بگه مثلا من خیلی خوبم، خیلی کتاب‌های خفنی می‌خورم.

باشه شما بیف استراگانف خور، شما خاویار خور، من هنوز نون و پنیر هم می‌خورم، هنوز شیر هم می‌خورم در آن شرمی نمی‌بینم!

روزهایی پیش می‌آد که حالتون بده، روزهایی می‌آد که دلتون گرفته، روزهایی پیش می‌اد که انگیزه ندارید، چه ایرادی داره

یک فیلم طنز نه چندان فاخر ببینید!

کتاب‌های انگیزشی مثل کتاب‌های رابینز و … رو بخونید…

کتاب‌های سبکی بردارید مثل «حکایت دولت و فرزانگی» بخونیدشون

کمی بازی کنید، در خیابان بلند فریاد بزنید، برید کارهای کودکانه بکنید.

انیمیشن ببینید، غذاهای ساده بخورید، ….

کافیه غرور بیجا و احمقانتون رو کنار بگذارید.

اگرچه وقتی بلند می‌خندید، وقتی فریاد می‌زنید، از جذابیت و زیبایی‌تون کم می‌شه، دندون‌هاتون بیرون می‌آد، خط‌هایی بر چهره می‌افته، اما دلتون از خط‌ها و چروک‌ها پاک می‌شه.

من زمانی، یکی از خواننده‌های  مورد علاقم برایان آدامز بود. توی انیمیشن Spirit  که بازهم یکی از بهترین‌هاست و توصیه می‌کنم نسخه اصلیش با صدای برایان آدامز رو حتما ببینید، در جایی می‌گه (ترجمش هم نمی‌کنم! اینجا ترجمه شده. آهنگساز محبوب من یعنی هانس زیمر هم این قطعات رو ساخته):

Sound the bugle now
Play it just for me
As the seasons change, remember how I used to be
Now I can’t go on
I can’t even start
I’ve got nothing left, just an empty heart

I’m a soldier,
Wounded so I must give up the fight
There’s nothing more for me
Lead me away…
Or leave me lying here

Sound the bugle now
Tell them I don’t care
There’s not a road I know that leads to anywhere
Without a light I fear that I will stumble in the dark
Lay right down, decide
Not to go on

Then from on high
Somewhere in the distance
There’s a voice that calls, “Remember who you are”
If you lose yourself, your courage soon will follow
So be strong tonight…
Remember who you are

Yeah you’re a soldier now,
Fighting in a battle
To be free once more
Yeah, that’s worth fighting for!

بخش مهمش اونجاست که می‌گه، اگر خودت رو گم کردی،‌ شهامتت را هم از دست خواهی داد، فقط به یاد بیار که چه کسی بودی!
عکس بالا مربوط به فیلم مورد نظره، آهنگ رو هم از این پایین می‌تونید گوش کنید.

یک دیدگاه در “مرا از خوردن شیر، شرمی نیست. نگاهی به نگاه عاقل اندر سفیه”

  1. سلام
    .
    من از گوگل اتفاقی اومدم اما جالبه برام 30 دقیقست اینجا دارم
    .
    با اجازتون اینجا برای دوستم تو واتس اپ فرستادم
    .
    ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.