سخنی با استفن هاوکینگ. داستان مدفوع (پِهِن) اسب‌های گاری را شنیده‌ای؟

استفن هاوکینگ، در ویدیوی ارسالی خود به Tencent WE در پکن گفت (نقل به مضمون):

به خاطر مصرف بیش از حد انرژی، بشر کره زمین را تا  2600 یک توپ  آتشین بدل خواهد کرد از این رو باید در جستجوی یک سیاره قابل سکونت دیگر باشد.

مشروح این مصاحبه را در اینجا بخوانید.

خواستم فقط یک داستان را برای اون یادآوری کنم. این داستان در کتاب خیلی خوب  Super Freakonomics از D. Levitt (اقتصاددان) و  D. Dubner(روزنامه‌نگار)  هم آمده (پانوشت ۱)، اما من خاطرم نیست کجا نسخه فارسی آن را خواندم ( ). read more

۱- چرا کتاب خوانیم؟ بخش بیست و هفتم: تا از بیماری قرن خلاصی یابیم (کاهش استرس)

می‌دانم شاید عنوان این نوشته کلیشه‌ای باشد. اما واقعا روی این موضوع تحقیقات زیادی شده و حاصل آن شده دیاگرام بالا.

۱- تلگراف: شش دقیقه تا آرامش با کتاب!

ابتدا از یک مقاله تلگراف شروع می‌کنم. قبلش یک حرفی را در مورد دیوید لویس بگم تا بدانید، ایشان از این دکتر قلابی‌هایی که هر روز بنا به مناسبات و پول‌هایی که می‌گیرند نتیجه اعلام نمی‌کنند! سال‌هاست که متخصصین تغذیه، روانشانسی و پزشکی (کلا علوم تجربی که احکام تجربی آن قابل اثبات و رد نیست) بنا بر صنعت و تجارتی که حامی آن‌ها می‌شوند، نتیجه تولید می‌کنند. یکی از اسطوره‌های این کار «کامرون پترسون» است که سر وقتش در موردش اساسی حرف دارم. read more

کارگاه دوروزه علوم داده

این یک پست موقت هستش.

یک سخنرانی کوتاه در مورد چشمه و چرایی داده‌کاوی خواهم داشت. شاید برای بعضی‌هاتون جالب باشه.

جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه نمایید.

http://cssbu.ir/

http://conf.sbu.ac.ir/index.php/data/data

دنیا از نگاه داده: چقدر از درآمد مردم اطلاع دارید؟ بقیه چطور؟

پیشنهاد می‌کنم قبل از این که این متن را بخوانید، سری به این صفحه از گاردین بزنید. در آنجا از شما چند سوال می‌شود. اینکه مثلا

۱- فکر می‌کنید یک مدیر اجرایی شرکت‌های برتر (۳۰۰ تای اول استرالیا) چقدر درآمد سالانه دارد؟

۲- به نظر شما یک مدیر اجرایی شرکت‌های برتر (۳۰۰ تای اول استرالیا) چقدر باید درآمد سالانه داشته باشد؟ (حقی که شما برای درآمد به او می‌دهید) read more

وقتشه راه کتاب‌خوانی رو حرفه‌ای آغاز کنید! فعلا با ثبت فعالیت شروع کنید.

ذهن ما کلا اعداد رو بهتر درک می‌کنه. وقتی مفاهیم عددی می‌شن و قابل مقایسه می‌شن، اگرچه خیلی از مسائل نادیده گرفته می‌شن، اما باز بهش می‌ارزه که با حفظ یک سری کیفیت‌ها، یک حداقل کمیت‌هایی رو هم برای خودمون در نظر بگیریم.

اگر بخواهید یک کتاب‌خوان حرفه‌ای باشید، بخش زیادی از عمرتون (حدود ۱۰ درصد) صرف مطالعه می‌شه. چه بهتر که مراقبت کنیم از این عمر. شاید نوشتن و تهیه گزارش زیر براتون جالب به نظر نیاد. یکم باهاش کنار بیاید، یکم غرورتون رو بگذارید کنار، یکم تحمل کنید و برای چند وقت این نوع گزارش‌گیری (یا هر نوعی بهتر بلدید) رو امتحان کنید. read more

می‌خواهید عمر یک سایت را ببینید، نسبت رنک الکسا را ببینید. به روش جعبه سیاه

من به الکسا به عنوان تمرین تحلیل خارج از جعبه نگاه می‌کنم. یعنی نمی‌دانیم دقیقا الگوریتمش چطور کار می‌کند، اما بر اساس خروجی آن می‌توان رفتارهای مختلف آن ا بررسی کرد.

یک نمونه را قبلا در «رتبه جهانی الکسا کمتر از رتبه کشوری!» آورده بودم. حالا یک مورد جدید را در نظر بگیرید.

  • عمر سایت‌های پربازدید ایرانی از سایت‌های پربازدید جهانی کمتر است!

چطور می‌توان این موضوع را بررسی کرد؟ به عکس بالا نگاه کنید که مربوط به دو سایت مختلف (در یک زمان) است، با درصد ایران برابر. یعنی هر دو تقریبا ۹۴ درصد بازدیدشان در ایران بوده است. اما یکی عمر کوتاهی دارد و یکی عمر بلند! read more

دنیا از نگاه داده: مهره‌های شطرنج من و … مردم ایران

سال‌ها پیش در دوره دبستان، اوقات تنهایی خودم را با بازی شطرنج می‌گذراندم. آن‌هم با بزرگ‌ترین رقیبم، یعنی خودم… روزها و روزها با خودم شطرنج بازی می‌کردم و خودم را ارتقا می‌دادم.

آنقدر عجیب کار کردم که خیلی راحت مقام اول شهرستان را در شطرنج کسب کردم … جایزه من شد یک شطرنج خیلی قشنگ و گرانقیمت (مربوط به آن زمان و دقیقا مشابه عکس بالا). مهره‌های بزرگ، صیقلی و با بالاترین جزئیاتی که تا آن زمان دیده‌ بودم. آنقدر برام ارزش داشتند که توشون رو گچ گرفتم، کفشون رو پلاستیک زدم. هر بار که خارجشون می‌کردم: در اتمام کار، موقع گذاشتن در کیف چرمی، با دقت می‌شمردم تا به ۳۲ برسند و یک وقت، خدای نکرده یکی از مهره‌ها گم نشه. read more

گام‌هایی برای مقابله با مدرک گرایی: ۲- تکامل شاخص‌های کلیدی به جای چرخه تکامل معکوس

۱- مدرک چیز بدی نیست، اما، در کنار چیزهای دیگر معنا دارد.

در ایران خودمون، همین ۱۰ سال پیش،

  • رسیدن به و عبور از سد کنکور خود نشان از پشتکار و تلاش‌های زیادی بود. عرضه دانشگاه‌ها یک پنجم تقاضای دانش‌اموزان هم نبود.
  • هنوز بحث نظرسنجی دانشجویان، اساتید را وارد بازی احمقانه دادن نمره تقلبی نکرده بود. امتحان‌ها شاید سخت‌گیرانه‌تر و بهتر بود. کسی که از دانشگاه خارج می‌شد، به احتمال بالایی شرایطی را تحمل کرده بود که توانسته بود آن را بگذراند.
  • رعایت نکردن مسائل اخلاقی در دانشگاه و کلاس (در طول یک دوره حداقل ۴ ساله) را نمی‌شد ریاکارانه انجام داد و بالاخره، افرادی که مشکلی داشتند شناسایی و تا حدی برخورد می‌شد.
  • به خاطر ارزش مدرک، تلاش و تقلای بالاتری وجود داشت.

البته تاکید کنم که موارد بالا نسبی است، نه آن موقع تمام اجرا شده و نه الان حذف، فقط تا حد زیادی کاهش یافته‌اند.

در واقع هنوز هم مدرک و مخلفات آن را می‌توان به عنوان یکی از شاخص‌ها در نظر گرفت، چیز بدی نیست، دو تا از مورادی که می‌تواند مدرک را به یک عامل منفی (از لحاظ طبقه‌بندی شخص در دسته آدم‌های متقلب و بدون استراتژی) تبدیل کند، read more

در مورد یک قاضی خطاکار تحسین‌شده!

راستش چند وقتیه این ویدیو دست به دست می‌پیچه که ببینید فلان قاضی چقدر خوب است. حتی در لینکدین هم گذاشته بودند. فایل ویدیو ۳.۵ مگا بایتی را از اینجا دانلود کنید.

ماجرا این است که قاضی برای جریمه یک شخص، فرزند خردسال او را در آغوش خود می‌گیرد. قاضی سه انتخاب را برای فرزند تشریح می‌کند تا به عنوان جریمه پدر انتخاب کند: read more

دنیا از نگاه داده: داستان گاو قهوه‌ای و قدرت در دست نادان

این نوشته از یک تحقیق چاپ شده در واشینگتن پست الهام گرفته که در این لینک می‌توانید مشاهدهش کنید.

جریان اینه که

۷ درصد مردم بالغ آمریکا (۱۶ میلیون نفر) اعتقاد دارند، شیرکاکائو از گاو قهوه‌ای به دست می‌آید! (نه تنها بلد نیستند، بلکه ادعا هم دارند).

۴۵ درصد هم نمی‌دانستند شیرکاکائو از کجا می‌آید. read more