توهم توسعه (۱)

این موضوع به نظرم خیلی موضوع جالبی می‌آد. من شخصا خیلی به این مباحث فکر کرده و بودم، اما کتابی به تورم نخورده بود که در این مورد بخونم. دیدم در این مورد بحث‌های زیادی شده. از جمله این مقاله دکتر رضا داوری اردکانی. قبل از ایشون هم مطالعات جالبی در مورد ارتباطش با سدسازی و … رخ داده بود. اما با خودم داشتم فکر می‌کردم نکنه ما در دنیای تکنولوژی هم دچار این توهم توسعه شدیم؟ ۴ تا حرکت از اون سمت رو این سمت کپی می‌کنیم و بعد اسمش رو می‌گذاریم استارتاپ و کلی هم احساس افتخار می‌کنیم. البته که این‌ها نیاز هستند و خیلی خوبه. اما راستش رو بخواهید در خیلی از شرکت‌های به اصطلاح تولیدی و پیشرفته هم دارم کپی‌برداری می‌بینم. جالب اینجاست که سواد رو در حفظ بودن کارهای احمقانه دیگران می‌دونن. ادامه نوشته ...

محمدرضا سرمایه‌دار است و من جان‌دار

جعفر سیرجانی عزیز در «روی سیاهم آرزوست …» یک موضوعی رو مطرح کرد که حق بود و باید بهش توضیح می‌دادم. اما دیدم این توضیح برای همه ممکنه استفاده داشته باشه. بنابراین در پستی جدا می‌گذارمش. توصیه هم می‌کنم بخونیدش، تا بقیه متن رو بهتر متوجه بشید.

سلام میثم عزیز
اول اینکه خیلی ممنونم که مجدد مینویسی.خواستم چند نکته رو خدمتت بگم:
اینکه بهر حال بعد از این غیبت طولانی اومدی و یه پست گذاشتی وبهر حال دلایل غیبتت رو گفتی خیلی خوبه،ولی این کافی نیست!چرا که این صرفا بخش اخلاقی قضیه بود همانطور که خودت مستحضرهستی رابطه ما از چارچوب اخلاق فراتر رفته وما وارد چارچوب های حقوقی شدیم.واین هم بازی هست که خودت شروع کردی ونقشه را ارائه دادی! وگرنه ما کاری بهت نداشتیم:)!برا همین اومدی ویه تعهد رو پذیرفتی اون هم از نوع تعهدات به نتیجه ونه به وسیله!ینی اینکه در هر حال نه تنها اخلاقی موظف هستی حقوقی هم مکلف هستی،که اون پیمانی رو که بستی به پایان برسونی مگر درشرایط خاص مثل فورس ماژور(همون حوادث قهری امثال زلزله و…)… ادامه نوشته ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی، از توهم بزرگ بودن دوری کنید. معضل آدم‌های متوسط و القاب بزرگ.

مطهره در «اتمام فصل چرا کتاب بخوانیم؟» یک موضوعی رو مطرح کرد:

سلام
کاش در انتهای فصل اول چرا کتاب بخوانیم تعدادی کتاب هم برای مطالعه معرفی می‌کردید. هر چند نیازها، سطح علم و دانش و علاقمندی‌های افراد مختلف متفاوت است اما باز هم معرفی کتاب از سوی شما به نظرم مفید می‌باشد. خیلی ممنون و سپاسگزارم. ادامه نوشته ...

در پاسخ به آرش: بنزین رو نریز اونجا که می‌سوزه!

آرش عزیز که از دوستان قدیمی و دوست‌داشتنی من هست، دیدگاهی رو مطرح کرد:

سلام.
اگر هدف نویسنده ای تاثیرگذاری حداکثری بر جامعه باشد، نمی تواند خود را با شرایط موجود وفق ندهد. اینکه در شرایط کنونی تلگرام و چنین فضاهایی نظیر توییتر و اینستاگرام، خانه دوم ایرانیان شده شکی نیست و تنها در صورت استفاده از این فضاهاست که مطالعه کنندگان آن مطلب بالا خواهد رفت و طبعا تاثیر بیشتری نیز خواهد گذاشت. ادامه نوشته ...

اتمام فصل اول کتاب‌خوانی «چرا کتاب بخوانیم؟»

با کمک و پشتیبانی شما دوستان، با کمی تاخیر، این بخش تموم شد. البته برخی مباحث هم در نقشه راه مربوط به این فصل وجود دارند که همه با «چرا کتاب بخوانیم؟» شروع می‌شن:

  •  تا یکی از اولین اصل‌های هندسه، یعنی خم جردن را با عمق وجود درک کنیم!
  •  تا اسیر اسم‌های بزرگ، آزمون‌های احمقانه و نامرتبط و استحاله زمان نشویم.
  •  مثل آن کسی نباشیم که در چاه، خاک را از زیر پا می‌کند و بر سر خود می‌ریخت و بدتر از همه اسمش را کار می‌گذاشت.
  •  درک پروانه‌هایی که طوفان می‌آفرینند و طوفان‌هایی که پروانه می‌کشند.
  •  فرایند بسیار آرامِ تبدیل ژن بد به ژن خوب.
  •  کجایند زنگ‌هایی که برای شما به صدا در آمده‌اند.
  •  حصول به گنجِ ابعاد تجربه.
  •  انتخاب آشِنا، که صحبتش، حاصل دورِ زندگی است.
  •  برای هم‌گامی با تیک‌تاک عقربه‌ها، درک فصل‌ها و فاصله‌ میان نفس‌ها
  •  این همه آدم (به طور متوسط) با سواد، سخت‌کوش، و فرهنگی،…. حتما یک چیزی داره دیگه! (برگرفته از مردان آنجلس)
  •  کتاب خود حاصل کیمیاست و کیمیا می‌کند.
  •  تا بخورد آب، زمینی که بلند است.

این موضوعات ترتیب ندارن و جزء سرفصل نیستند. در میان بقیه نوشته‌ها می‌آرمشون. امیدوارم از این بخش استفاده کافی رو برده باشید. ادامه نوشته ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و سوم: به خاطر تولد تدریجی یک رویا.

عنوان این نوشته را از «مرگ تدریجی یک رویا» که سریالی بود از فریدون جیرانی برداشته‌ام. البته ۴ قسمت در میان، آن را دیدم و بس. اسمش جالب بود. این که به مرگ تدریجی فکر کنی. من وقتی به رویاهام فکر می‌کنم، وقتی فرایند رویاپردازی در افراد سرشناس (نه موفق) رو مطالعه می‌کنم یا می‌شنوم، از این موضوع مطمئن می‌شم که رویا ناگهانی متولد نمی‌شه (حتی زمانی که به نظر ناگهانی ایجاد می‌شه)،  بلکه آروم آروم متولد می‌شه و این برای ما که با تولد ناگهانی آشنا هستیم کمی عجیبه. چون ما مثل خیلی از اساتید و معلم‌ها به جواب نهایی نگاه می‌کنیم. به عشق یا غریزه ایجاد نطفه، ۹ ماه نگهداری و تحمل و انگیزه بچه‌دار شدن رو نمی‌بینیم. خلاصه این که رویاهای پایدار باید آروم آروم شکل بگیرن، نطفشون کاشته بشه، در رحم مغز به آرومی رشد کنه و در زمان مناسب، متولد بشه (شفاف بشه). ادامه نوشته ...

روی سیاهم آرزوست، گربه‌های شمع‌به‌دست و نویسنده‌های تک کتاب.

‍‍۱- چهار گربه شمع‌به‌دست

راستش Stith Thompson توی (Motif-index of folk-literature)، داستان زیر رو یکی از افسانه‌های ایرانی-عربی می‌دونه، اما خوب طبق معمول ما مثل خیلی از داستان‌های دیگه، این جریان رو باید یه جورایی به شاه عباس و شیخ‌بهایی نسبت بدیم. به هر حال این داستان چندان به حرفی که می‌خوام بزنم بی‌ربط نیست.

روزی شاهی پیش شیخی رفت و از او خواست تا بگوید اصالت مهم‌تر است یا تربیت؟ شیخ به او گفت اصالت مهم‌تر است. شاه نظرش چیز دیگری بود و برای این که این موضوع را اثبات کند، از شیخ برای یک مهمانی دعوت کرد. به دستور شاه، ۴ گربه شمع در دست آمدند و آن محیط را روشن کردند! شاه گفت دیدی؟    تربیت ما روی این گربه‌ها چگونه اثر کرد؟ دیدی تربیت از اصالت مهم‌تر است؟ ادامه نوشته ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و دوم: فقط برای تفریح.

من تا به حال دلایل زیادی برای این که کتاب بخوانیم آورده‌ام. اما متاسفانه این موضوع بسیار مهم را کمتر مورد توجه قرار داده‌ام.

عنوان این کتاب را از کتاب «فقط برای تفریح» نوشته  لینوس توروالدز (خالق لینوکس) و دیوید دیاموند الهام گرفتم. این کتاب رو جادی عزیز ترجمه کرده و رایگان قرار داده. البته امکان حمایت یا خرید نسخه چاپی کتاب هم وجود داره. این کتاب به زندگی‌نامه لینوس توروالدز می‌پردازه. از نظر من برای دوستداران حوزه کامپیوتر، می‌تونه خیلی الهام‌بخش باشه. ادامه نوشته ...

دعوت به همکاری در یک شرکت خصوصی

دوستان، من فعلا به ۵ انسان با تخصص‌های زیر محتاجم:

۱- لاراول و پایگاه داده

۲- تولید محتوا و مشارکت در شبکه‌های اجتماعی

۳– Graphic and UX

۴- شبکه و لینوکس

۵- JS به خصوص با مشتقات  D3 و GeoJSON خوب کار کرده باشه.

شغل تمام وقت بوده، چالش و حقوقش هم بد نیست. موقعیت کاری هم  در یک شرکت خصوصی واقع در تهران (سعادت‌آباد) است. ادامه نوشته ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و یکم: تا «ایستادن در میانه» و «لذت از مسیر» طریق زندگی (موفق یا معمولی) را بیاموزیم.

۱- ما به رفتار طنزآمیز دچاریم

در کودکی که کارتون می‌دیدیم، یک اتفاق جالبی رو زیاد می‌دیدم. سنگی، بهمنی، خودرویی، قطاری به دنبال یکی از عناصر کارتون‌ها می‌افتاد و نقش مورد نظر در کارتون، شروع به دویدن می‌کرد، در بعضی کارتون‌ها نشان داده می‌شد که مدت‌ها دارند از دست آن شی‌ بی‌هوش فرار می‌کنند. تنها راه نجات آن‌ها این بود که یک کمی بروند کنار! بایستند و عبور آن شی وحشتناک را از کنارشان تماشا کنند. ادامه نوشته ...