به فروشگاهی که نامش نمایشگاه است نرفتم.

۱- از ندیدن و نخواندن خود شرم ندارم.

حتما با آدم‌هایی مواجه شده‌اید که سعی دارند اعلام کنند تمام کتاب‌ها را خوانده‌اند، تمام اخبار را می‌دانند و تمام فیلم‌ها را دیده‌‌اند.

من خیلی از فیلم‌ها را نمی‌بینم، در هفته حداکثر ۳ فیلم خارجی و یک فیلم را در سینما می‌بینم. تئاتر یا کنسرت هم اگر مورد مناسبی ببینم. سریال هم که کلا نمی‌بینم (غیر از سریال‌های حداکثر ۶ قسمتی). این یعنی من درصد کمی از سریال‌ها، فیلم‌ها و کتاب‌ها را دیده‌ام. بیشتر از این هم وقت ندارم. read more

ما بر سگِ هار سجده می‌کنیم و بر وفادار ضربه می‌زنیم.

عنوان فوق، مصرعی از یکی از شعرهام هست که قبلا گفته بودم. این مسئله فکر کنم یه جورایی به دوران غار‌نشینی ما بر می‌گرده. از وحشی‌ها و حیواناتی که زورمون بهشون نمی‌رسید حذر می‌کردیم و حتی گاهی براشون قربانی می‌کردیم! (مثلا برای این که سیل نابودمون نکنه، بارون بیاد یا … یکی از فرزندانمون رو قربانی می‌کردیم). اما حیواناتی که سود می‌رسوندن و آزاری نداشتن رو به اسارت می‌بردیم. read more

سمینار چالش انتخاب مسیر

بعضی دوستان خواسته بودن سخنرانی‌های عمومی رو اطلاع‌رسانی کنم. بخش اول سخنرانی در مورد چالش‌های انتخاب مسیر خواهد بود و بخش دوم صحبت‌هام به صورت تخصصی‌تر در مورد مسیر شغلی علوم داده خواهد بود. البته دو نفر از همکاران هم در ادامه در این حوزه صحبت خواهند کرد.

سمینار چالش انتخاب مسیر، داده‌کاوی، علوم داده
سمینار چالش انتخاب مسیر، داده‌کاوی، علوم داده

چقدر به درد باریک‌الله دچار شده‌اید؟

گاهی کاری را بر خلاف آنچه باید انجام دهیم، برخلاف آرزوی یگانه‌مان (یا به قول Garry Keller همان یگانه چیزمان  The one thing) حرکت می‌کنیم، آن هم به خاطر یک آفرین یا باریک‌الله! همیشه وقتی برای پدرم از تشویق دوستان حرف می‌زدم، می‌گفت:

مواظب باش به درد باریک‌الله دچار نشی!

طرف شما را تشویق می‌کند و ریسک انتقاد را نمی‌پذیرد! حتی آنقدر طمع دارد که می‌خواهد در پیروزی احتمالی و شانسی شما هم نقش داشته باشد! در بهترین حالت نمی‌دانند که شما را از اهدافتان دور می‌کنند. شما را تشویق به کارهایی می‌کنند که در شان شما نیستند، کارهایی که در بهترین حالت در راستای اهدافتان نیستند، اما شما انجام می‌دهید. read more

چند ساعت از زندگی حرفه‌ای خود را صرف پیدا کردن تخفیف میکنید؟

توی شرکت‌های مختلف که می‌رم، دوست دارم کنار بقیه بشینم کار کنم. چیزهای زیادی یاد گرفتم، از جمله دست‌خط‌های خوب در برنامه‌نویسی. یک چیزی که خیلی توجه من رو جلب می‌کنه، حرص عجیب افراد برای پیدا کردن یک کالا با تخفیفه! مثلا  دیجیکالا، بامیلو و … رو در نظر بگیرید. کالاهای به اصطلاح ویژه که بعد از تخفیف تازه ۳۰ درصد گرون‌تر از قیمت واقعی‌شون هست (نمونش هم محصولی که من خریدم ۱۹۰۰ دیجیکالا گذاشته بود ۲۹۰۰). read more

وحشی هستید یا اهلی؟ (۳) فرار مغزها

۱- فرار مغزها

بهانه این بخش، صحبت زیادی است که در همه جا از فرار مغزها می‌شود.

– برخی می‌گویند آن‌ها متعهد نیستند و تعهدی به وطن ندارند!

– برخی می‌گویند آن‌ها دنبال پول بیشتر و …هستند.

– برخی می‌گویند زیرساخت‌ها و … لازم را نداریم.

– برخی می‌گویند آمریکایی‌ها جوانان ما را اغوا می‌کنند. read more

چرا از «چرا» نوشتن سخت است؟ (۱)

وقتی کتاب Start with Why (نوشته سیمون سینک که نویسنده کتاب Leaders Eat last هم هست، در ضمن یک ویدیوی تد معروف هم دارد)را می‌خوانید کلی دلیل می‌آورد که باید از چرا شروع کرد. کلی دلیل ریز و درشت، از ارائه روایات تا بحث‌های بیولوژیک. بسیاری درس و برخی کمی اغراق شده.

از این می‌گوید که به جای این که بگوییم مثلا بروید فلان کتاب را بخوانید (What) یا بگوییم چگونه بخوانیم (How) ابتدا برویم سراغ این که ابتدا در مورد چرایی صحبت کنیم. من کاملا با این موضوع موافقم اما گاهی این کار چنان سخت است که ناچاری بگویی، ببین فقط کمی در این حوزه جلو برو بعد بیشتر می‌توانم در مورد چرایی با تو صحبت کنم. الان نمی‌توانم کاربردهای عمیق یک موضوع مهم و عمیق را با کاربردهای سطحی یک موضوع سطحی مقایسه کنم. read more

عالم بی عمل، زنبور بی‌عسل نیست!

این نوشته را با یک نَثر زیبا از سعدی آغاز می‌کنم:

تلمیذ (شاگرد) بی ارادت عاشق بی‌زَرست و رَوَنده بی‌معرفت، مرغ بی‌پر و عالم بی‌عمل درخت بی‌بر و زاهد بی‌علم خانه بی‌در.

مراد از نزول قرآن، تحصیل سیرَت خوبست، نه ترتیل سورت مکتوب. عامی متعبد پیاده رفته است و عالم متهاون سوارِ خفته. عاصی که دست بر دارد بِه از عابد که در سر دارد. یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بی عسل. read more

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌پنجم: تا اسیر اسم‌های بزرگ، آزمون‌های احمقانه و استحاله زمان نشویم.

خواهش می‌کنم تعصب خود را در مطالعه این متن کنار بگذارید.

در ابتدا یک آزمون از شما می‌گیرم:

اگر در شرط‌بندی من شرکت کنید من یک عدد تصادفی بین 0 و 1 انتخاب می‌کنم. اگر بین 0 و 0.55  آمد، به شما بیست میلیون تومان پول می‌دهم و در غیر این صورت، حق (رفتن به مهمانی و مراسم) یا (تنها بودن را) تا انتهای عمر از شما می‌گیرم! read more

خیلی اوقات ما نه گرسنه‌ایم و نه نیازمند قهوه، فقط آب می‌خواهیم.

1- مورد عجیب مسمومیت با قهوه.

سال گذشته، به خاطر این که شرکت‌های مختلفی می‌رفتم و از طرفی عاشق قهوه اسپرسو بودم! می‌شد که روزی 4 یا 6 بار قهوه اسپرسو می‌خوردم. روزی در یکی جلسات که دوستان داروسازم هم حضور داشتند یکی از دوستانم که بسیار هم با او صمیمی بودم، از من پرسید:

میثم قهوه زیاد می‌خوری این روزها؟

من هم راستش را گفتم. read more