هر درخت این جنگل یک حواس پرت کن است، از طرفی باید از این جنگل بگذری (۱)

خوشبختانه شیطان خوب بلد است گولتان بزند. با چیزهایی این کار را می کند که برای شما ارزش دارد و نسبتا راحت است. مثلا نمی تواند شما را گول بزند بیا بریم قله اورست را فتح کنیم، یا برویم فلان شخص محبوب را نابود کنیم.

فرض کنید یک کلاهبردار می خواد ماشین رو به شما بندازه، نمی آد از بدیهاش بگه! سعی می کنه اون رو یک فرصت استثنایی بدونه، یک فرصت ویژه‌ای که هیچ وقت دیگه گیرتون نمی‌آد. بیشتر ...

خوب بودن به این معنی نیست که اجازه بدید حقتون ضایع بشه.

یک مشکلی من داشتم و دارم. گاهی افراد به خودشون این اجازه رو به من می‌دن که بهم بگن:

تو که این همه کتاب خوندی، این همه ادعا می‌کنی، چرا با من این جوری رفتار می‌کنی؟ چرا زیادی به من وقت نمی‌دی؟ چرا همه چیز رو نمی‌بخشی؟

سوال من همیشه اینه که:

من کجا گفتم که همه رو می‌بخشم؟ من کجا گفتم که به آدم‌هایی که آزارم می‌دن محبت می‌کنن؟ کجای این وبلاگ یا کجای عمرم گفتم که من عصبانی نمی‌شم؟ شاید گفته باشم تلاش می‌کنم خشم نگیرم، اما این هیچ ربطی به عصبانیت من نداره. بیشتر ...

کتاب‌ها را برای هم تعریف کنیم یا جایی پیدا کنیم تا آن را به کار گیریم.

بله من سه نوشته داشتم با عنوان‌های:

  1. نکاتی برای کتاب‌خوانی: معمولا کتاب‌ها، صفحات و پاراگراف‌های هیجان انگیز ندارند، بلکه مجموع آن‌ها در کنار هم (شاید برای شما) جذابند
  2. نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)
  3. نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۱)

  4.  همین هفته هم بود و یادم نرفته چی نوشتم. اما راستش رو بخواهید تا مطالعتون رو تعریف نکنید، ننویسید، برای دیگران تحلیل نکنید یا به کارش نگیرید، در واقع از مطالعتون هیچ بهره‌ای نبردید.
  5. توجه کنید این حرف با حرف‌های قبلی هیچ تناقضی نداره. بگذارید با چند مثال موضوع رو روشن‌تر کنم.

سر امتحان می‌رید و از روی تقلبتون می‌نویسید، یا این که با تحلیل یا حافظه خودتون می‌نویسید. در هر دو صورت کتاب رو برای امتحان خوندید، ولی بین این دو خیلی فرقه. توی اولی مشکل اینه که یادگیری خیلی کمتره. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: معمولا کتاب‌ها، صفحات و پاراگراف‌های هیجان انگیز ندارند، بلکه مجموع آن‌ها در کنار هم (شاید برای شما) جذابند

در دو نوشته «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)» و «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۱)»

سعی کردم توضیح دهم که در نظر گرفتن مطالعه برای دیگران چه آفت‌هایی می‌تواند داشته باشد. یکی از موضوعاتی که هم تکمیل کننده آن بحث‌هاست و هم خود نیازمند یک بحث جداگانه است، نگاه قطعه‌‌ای به کتاب است. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۲)

پیشنهاد می‌کنم «نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه برای تعریف برای دیگران (۱)»  را قبل از این نوشته بخوانید.

همانطور که در آن بخش گفتم وقتی شما سعی می‌کنید جهت تعریف برای دیگران مطالعه کنید، بخش عمده‌ای از خوبی‌های مطالعه رو از دست خواهید داد. در این نوشته سعی دارم چند آفت دیگر را هم معرفی کنم و کمی راهکار بدهم. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: آفت مطالعه جهت تعریف برای دیگران (۱)

یکی از آفت‌هایی که در توسعه فردی وجود داره، تعریفش برای دیگرانه. البته در جاهایی این موضوع خیلی مهم و کارسازه. مثلا اگر جامعه مقابلت، حوصله گوش کردن تحلیل طولانی تو رو داشته باشن عالیه. مشکل از اون جایی شروع می‌شه که می‌خوای کتابی که خوندی رو به رخ بکشی. از طرفی احتمالا اطرافیانت هم (با توجه به پلتفرمی که انتخاب کردید) حوصله خوندن متن بلند رو ندارن. بنابراین آروم آروم در اعماق وجودتون یاد می‌گیرید که کتابی خوبه که بشه ازش جمله‌ای رو نقل کرد، بشه قطعه‌ایش رو ایسنتا گذاشت. یا فیلمی خوبه که بشه قسمتیش رو به صورت یک قطعه گفتار ناب بیان کرد. بیشتر ...

خدا رو شکر، پاهای فرزندم ضعیف است!

قرار نیست مثل این خانم که توی تلویزیون، نگاه متفاوت می‌کرد ابراز خوشبینی کنم،

خوشبینی به وضعیت دلار, مشکلات روزمره, واقعیت روزگار, ایراد رشد بی موقع, دهانی که بی‌موقع باز شود

داشتم به بچه توی رحم مادر فکر می‌کردم. زمانی که ضربه‌های کوچک می‌زند و همزمان هم مادر به این خاطر که بچه‌اش سالم است، از این درد خوشحال است. با خودم گفتم، خدا رو شکر، پاهای بچه دو سال زودتر قوی نشده، وگرنه شکم مادر را می‌شکافت! دیگر درد موجود لذت‌بخش نمی‌شد، بلکه گریه‌آور و آزاردهنده می‌شد. هم بچه را می‌کشت (پاره شدن رحم و محل زندگی) هم مادر را. بیشتر ...

مهم‌ترین چیزی که برای یادگیری نیاز دارید، رهایی از توهم است! (انتخاب مسیر شغلی)

بارها در مورد مدرک‌گرایی، دانش سطحی و بی‌انگیزگی علمی و کاری شنیده‌ایم، من هم در این باره زیاد نوشته‌ام (بخش مدرک‌گرایی سراسر از این نوشته‌هاست).یکی از عواملی که اینجا دوست دارم جداگانه شاید حتی با تکرار، بیانش کنم، سطح یادگیری است.

این روزها افراد زیادی به من مراجعه می‌کنند یا پیام می‌دهند که می‌خواهند وارد حوزه برنامه‌نویسی بشوند. وقتی می‌پرسم چقدر آمار بلد هستید یاچقدر برنامه‌نویسی بلدید، معمولا پاسخ‌هایی می‌شنوم که مجبور می‌شوم صریحا بگویم بلد بودن یعنی چی؟ بیشتر ...

گاهی فقط به یک شیرجه عمیق نیاز داریم.

آن‌هایی که تجربه شیرجه‌های عمیق را در استخر (یا رود …) تجربه کرده‌اند،‌ می‌دانند که در آن لحظه انگار در جهان خارج هیچ خبری نیست، انگار نه انگار پروژه‌ای هست، کاری هست، فشاری هست. شیرجه عمیق یکی از اصلی‌ترین تفریحات من در طول زندگی بوده، چرا که می‌توانستی از آن به عنوان یک دکمه ریست استفاده کنی. بیشتر ...

امیدوارم شرکت‌ها و بانک‌ها ورشکسته بشن!

این روزها چیزی که وحشتناکه، شکسته شدن چرخه امیده. چرخه‌ای که مرتب توش امیدوار می‌شی و دوباره ناامید می‌شی. شاید دولت و حکومت نفهمن دارن چکار می‌کنن، اما بدونن، هیچ کشوری نمی‌تونست اینجوری بین مردم ایران وحشت بندازه.

مملکت ما بیماره:

  1. کلی آدم استخدام رسمی هستند که چیزی جز یک بار مالی برای دولت ندارند. هر شخص جدیدی رو هم می‌آرن می‌خوان باهاش گند قبلی‌ها رو جبران کنن!
  2. کلی آدم‌ هستند که دارن زیاد حقوق می‌گیرن و کاری از دستشون بر نمی‌آد. نه دانشی دارن، نه اصلا درکی از جامعه امروز دارن، فقط ده برابر یک متخصص حقوق می‌گیرن، در صورتی که یک تجربه بی‌ارزش دارن همگام با عدم شناخت جامعه امروزی. اون‌ها طی این سال‌ها نیازی ندیدن خودشون رو توسعه بدن، به نظرتون اگر حتی کمی چنین فکر می‌کردن وضع فرهنگی ما این بود؟
  3. بانک‌ها و موسسات میان و سود آنچنانی می‌دن، کلی مردم هم می‌رن توی اون‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنن تا سود تضمین‌شده کلان بگیرن. دولت جلوی ورشکستگی رو می‌گیره، پول مردم رو پس می‌ده. در پس پرده به مردم می‌گه، شما اگر برید بخش خصوصی ممکنه نابود بشید، اما این ور، همیشه هوای شما رو دارم! وقتی دولت پول اصطلاحا مال‌باخته‌های بانک‌ها رو می‌داد، یک لحظه با خودش فکر می‌کرد که مال‌باخته‌های بخش خصوصی مگر آدم نبودن؟ اگر به این‌ها پول می‌دی به بقیه هم باید می‌دادی… اما حاضر نبود هزینه کنه.
  4. چرا باید این وضع افتضاح کارفرمایی‌-کارگری رو اصلاح کنن، چرا باید این وضع افتضاح شرایط کار رو اصلاح کنن وقتی با فروش نفت و مالیات سنگین، پول افراد حاضر در دولت رو پرداخت می‌کنن؟ چه کاریه آخه؟
  5. فرض کن دانشگاه حاضر نیست به یک استاد خوب (واقعی) دو برابر پول بده و استادی که رسمی شده رو بیرون کنه، به نظرتون چطور می‌شه از دانشگاه انتظار رشد و پیشرفت داشت؟ اون مدیر دانشگاهی، چی نصیبش می‌شه اگر در راستای رشد ریسک کنه؟ (احتمال نابودی زیاد می‌شه)، چی می‌شه اگر هیچ کاری نکنه؟ (با آرامش تمام بازنشست می‌شه!).
  6. کارخانجات ما حاضر نیستند به متخصصین خوب پول مناسب بدن، برای همین می‌بینی اوضاع رشته‌های فنی و … انقدر خرابه، حقوق کارگر پایینه. چرا باید دلم برای کارخانه‌ای بسوزه که افرادش رو با رانت و پارتی استخدام کرده و اصلا حواسش نیست تکنولوژی داره همه چیز رو می‌بلعه، حتی یک سال عقب افتادن نابود کننده است.

اگر بتونیم از این سختی‌ها بیرون بیایم، شاید اوضاعمون بهتر بشه. مثل یک بیماری که ناچار می‌شه سالم زندگی کنه وگرنه می‌میره. نمونه‌اش شفافیت‌های حداقلی در این روزهاست. حرکت و جنب و جوش بخشی (هر چند بسیار کوچک) از سیستم است. بیشتر ...