دیدگاه‌های شما و میثم مدنی کتاب‌خوانی، چرا، چگونه، کتاب بخوانیم، خواندن، داده، داده‌کاوی

دیدگاه‌های شما و من

  • From مهشید on کدام را ترجیح می‌دهید؟ یک هفته کار (روزی ۱۵ ساعت) یک هفته استراحت یا هر روز ۸ ساعت؟

    سلام؛ خوشحالم که بعد از مدتی بیشتر مینویسید. من هر روز 8 ساعت رو ترجیح میدم چون نظم و چارچوب روزانه رو دوست دارم. به علاوه چندان اهل سفر و گردش نیستم که روزهای تعطیل زیاد به دردم بخوره و مهم تر اینکه وسواس زیادی در به سرانجام رسوندن کار دارم؛ چه کارهای معماریم و چه تولید محتوا. ساعت کار زیاد و خستگی، امکان اشتباهاتم رو بالاتر میبره و ممکنه اعصابم رو به هم بریزه 🙂

    Go to comment
  • From ناهید on کدام را ترجیح می‌دهید؟ یک هفته کار (روزی ۱۵ ساعت) یک هفته استراحت یا هر روز ۸ ساعت؟

    سلام
    من 8 ساعت تو روز را ترجیح میدم. چون فرزند کوچک دارم و اینطوری میتونم تعادل بین زندگی حرفه ای و خانوادگی را برقرار کنم. با همین کار منظم هم حسابی میشه تفریح و مسافرت و استراحت داشت (دو روز آخر هفته و تعطیلات دیگه).

    Go to comment
  • From حسن کشاورز on کدام را ترجیح می‌دهید؟ یک هفته کار (روزی ۱۵ ساعت) یک هفته استراحت یا هر روز ۸ ساعت؟

    سلام جناب آقای مدنی عزیز
    با توجه به اینکه دائم دنبال وقت خالی می گردم که افکار و برنامه ها ومطالعاتم را جلو ببرم .
    با توجه به اینکه در کار عملیات بازاریابی و فروش هستم. هر دو شیوه را درگیر بوده ام، اگر واقعا آن یک هفته شرایطی ایجاد گرددد ، که بتوانی به معنی کلمه کار نکنی به نظر من می ارزد که روزی ۱۵ ساعت کار کنی و یک هفته استراحت داشته باشی .

    Go to comment
  • From جعفرسیرجانی on کدام را ترجیح می‌دهید؟ یک هفته کار (روزی ۱۵ ساعت) یک هفته استراحت یا هر روز ۸ ساعت؟

    سوال اجمال داره،ومطلق بیان شده برای همین نمیتونیم خیلی استدلال درموردش داشته باشیم.موضوعاتی مثل حقوق،مدت زمان،شرایط اقتصادی جامعه اختیاررو ازما میگیره ومعمولا بر ماتحمیل میشه وما خیلی اراده نداریم درانتخاب میزان ساعت کاریمون،حتی مشاغلی که به ظاهر اختیارش وهمه چیش دست خوته مث پزشکی ووکالت.ازطرفی ازسوال هم برنمیاد که وضعیت فعلی مون رو توضیح بدیم بلکه فقط انتخاب یکی ازاینهاست فارغ ازشرایط فعلی وبیرونی.با همه این اوصاف وبرفرض اختیار وحقوق برابرومدت زمان معین…من 15ساعت یه هفته رو انتخاب میکنم.علتش اینه فرض کنیم قراره یه سال کارکنیم واختیار داریم یکی ازاینها رو انتخب کنیم.درمورد 8ساعت باید همه سال رو بریم سرکار بدون مرخصی(فرض اینه مرخصی هم نداریم دراین یه سال)هرجند نرمال هست ولی باید همیشه کارکنی! وحتی نمیتونی یه مسافرت کوچیک بیرون شهر بری حتی ممکنه اگه تو شهری مث تهران باشی نرسی به پدرومادرت سربزنی.ازطرفی خیلی ازکارهای اداری رو هم نمیتونی انجام بدی عملا تابرسی خونه غروب شده.ولی درمورد 15ساعت اگرچه یه هفته بیش ازاندازه کارمیکنی ولی باز بجاش یه هفته کلا استراحتی میتونی یه مسافرت خوب بری،کارهای جانبی انجام بدی به پدرومادرت سر بزنی و…

    Go to comment
  • From الهام on کدام را ترجیح می‌دهید؟ یک هفته کار (روزی ۱۵ ساعت) یک هفته استراحت یا هر روز ۸ ساعت؟

    سلام. من ترجیح میدم 1 هفته روزی 15 ساعت کار کنم و هفته بعدش به کارهای دیگه از جمله تفریح، ورزش، کتاب و … برسم. چون با 8 ساعت کار به خیلی از این چیزا نمی رسم و زمان زیادی هم تو راه .هستم. البته الان مداوم روزی 13-14 ساعت سرکار هستم

    Go to comment
  • From سوریاس on کدام را ترجیح می‌دهید؟ یک هفته کار (روزی ۱۵ ساعت) یک هفته استراحت یا هر روز ۸ ساعت؟

    تا وقتی که پروژه ی خاصی رو در دست دارم یا داریم، به طور ذاتی استعداد بیشتری برای کار کردن های بی وقفه ی 15 ساعته به صورت به هم پیوسته رو دارم.مرحله ی بعد طبیعتا لذت بردن و سکون است و اصطلاحا meditate بر آنچه گذشت و آنچه می تواند بشود.(این اون قسمتی هست که به مزیت نسبی خودم احترام می گذارم و فکر هم نمی کنم که بخوام هرگز عوضش کنم، مگر روزی که عوض شده باشه!)
    اما وقفه های طولانی را با اجبار های 8 ساعت کار روزانه پر می کنم، یعنی خودم رو ملزم می کنم که دیگه سکون کافی هست و زیادی توقف کردی، وقت انجام دادن هست!حرکت لطفاً! و اون وقت سعیم رو می کنم که به 8ساعت وقت گذاشتن برای حوزه ی کاریم نزدیک بشم(کما این که بسیاری اوقات در حد 4 ساعت هم می موندم و با آرمانم فاصله دارم)
    نتیجه گیری:
    کاری که تمام وقتی که می تونم با ظرفیت انسانیم!(15 ساعت) براش alert باشم و روش تمرکز کنم، روال جاری من هست.و بعدش هم چه بسا به جای یک هفته، دو هفته استراحت، اما این زمان توقف شدیدا متغیر هست و به این بستگی داره که کجا ریکاوری تموم می شه، خیلی دوست دارم که با ریتم کار روزانه(حتی اگه نتونم 8 ساعت نگهش دارم) به فشار بالای بعدی کاریم نزدیک بشم.اینجوری یک جور حس flew دارم و اینکه همه چیز داره خوب پیش می ره.

    Go to comment
  • From سعید یگانه on کدام را ترجیح می‌دهید؟ یک هفته کار (روزی ۱۵ ساعت) یک هفته استراحت یا هر روز ۸ ساعت؟

    سلام بر میثم مدنی عزیز

    راستش چون تجربۀ هردو حالت کاری رو داشتم “امروز” کارهای اقماری رو دل‌نشین‌تر می‌دونم و به کارهای روزمرّه ترجیح میدم.
    واژه “امروز” رو برای این ذکر کردم که تاکیدی باشه برای تاریخ‌مصرف‌داربودن این ترجیح

    Go to comment
  • From فرزانه on آیا سکوت و آرامش نماد متانت است؟ در پاسخ به فکر کنم نیما (همچنین جعفر سیرجانی)

    سلام جناب مدنی و سایر دوستان
    آیا در مورد فرزندآوری هم جمله (این مسیر یکی از هزاران مسیر پیش روی توست) را قبول دارید؟ و اینکه هرکسی برای بچه دار شدن مناسب نیست؟ هرچند بسیار انسان شریف، موفق و دانایی باشد. اگرچه طبیعت امکان و قابلیت تکثیر نسل را در تقریبا تمام موجودات قرار داده است . ولی شاید ما تنها موجوداتی هستیم که به مرحله ی اختیار در تولید مثل رسیده ایم. همانطور که گروهی در ایران امروز شما را برای بچه دار شدن سرزنش میکنند، عده ای نه چندان اندک با سرافرازی به خود اجازه میدهند بچه ندارها را شماتت کنند . که چون فرزندی نداری و میلی هم به آن نداری زندگیت بی حاصل است و بی معنی. در جامعه ، ما به سبک زندگی، عقاید و تفکرات متفاوت از خود احترام نمیگذاریم.

    Go to comment
  • From جعفرسیرجانی on آیا سکوت و آرامش نماد متانت است؟ در پاسخ به فکر کنم نیما (همچنین جعفر سیرجانی)

    سلام میثم عزیز
    خیلی وقت بود مطلبی نذاشته بودی،دلتنگت شده بودیم.قبلا هم گفتم اینکه همیشه نگاه متفاوتی دارری خیلی دوست دارم.البته قبلا هم من نظری دریه موضوع دیگه داده بودم که شما ازمنظر دیگه ای به قضیه نگاه میکردی وخیلی برا من جالب بود.حتی تو خوندن ذبیح الله منصوری هم همینطوره.
    دراون مورد من مبنای دیدگاهم توجه به خود فرد بودولی شما اینجا از منظرتاثیرگذاری اجتماعی نگاه کردی.ومبنای اون هم چندسال پیش درمتمم میخوندم درمورد دوری از افراد سمّی،واینکه خیلی از وقت ها ما انرژی مون رو بخاطر اونها هدر میدیم ادم هایی که هرچی بهشون بگی حاضر نیستن بپذرین.من دیدگاهم اونجا مبتنی بر این مبنا بود وهمینطور مطالب قبلی شما،که حتی میگفتی تو تاکسی هم از جامون تکون نخوریم چون انرژی باید مصرف کنیم.حالا نمیدونم چقدر با اون موارد مرتبط هست.منتهی من منظورم این بودوالبته همونجا هم فک کنم تاکید کردم نباید به “هرکسی”پاسخ بدیم ونه اینکه کلا پاسخگو نباشیم.من نظرم این بودکه به اهلش پاسخگو باشیم.این مورد دراون مساله خارج رفتن هم صادق هست من مبنام همین بود.من میگم کسی که تصمیم گرفته بره وهرروز داره کشورشو فحش میده،اگه ما بگیم نرو یا بخاییم ازتاریخ بگیم به نظرت موثره؟ولی اگه کسی مشورت بخاد خب من اگه بلد باشم دریغ نمیکنم .معمولا هم ازمزایا میگم هم معایب.مثلا ببین ما اشنا هایی داریم که چهار سال پیش اومده بودم تهران با هم رفتیم خرید اونم پاساژقائم.این اقا شما بشینی پای صبتش همش ناله میکنه وازازدواج نکردن میگه،واینکه پول نداره!درحالی که اون زمان مثلا کفش تو شهرمون بود 50تومن تو اون پاساژه زیر 300تومن نبود!من وقتی دیدم دنبال این چیزاس گفتم تو تا صدساله دیگم نمیتونی ازدواج کنی(که نکرده).ازهمونجا گفتم دیگه من باشم به این بگم ازدواج خوبه وازمزایاش بگم.من خیلی ساله که (ازده سالگی)با کارگرها بودم.تو دبیرستان خیلی نگران بودم که اینا چقدر سخت زندگی میکنن.بعدها دیدم که خیلی ازاینها خودشون دوست دارن اینطوری زندگی کنن وگرنه کارگری که کارکنه میتونه خودشه بکشه بالا غالبا.جمعه میرفتی دنبالشون میگفتن امروز که میخاییم بریم کوه!امروز خسته ایم!درحالی که ما سالها نه جمعه داشتیم نه عید(همین الانشم نداریم!من هنوزم نشده افتاب بزنه خواب باشم حتی جمعه)وخداروشکر ثبات هم رسیدیم ولی خیلی ازاونها وضعیتشون بدتر شد.جالب بود بابای من میگفت باید کار کنید میگفتن شما دیوانه اید وحریص!(همین چندهفته پیش هم به بابام گفته بودن چرا انقد کار میکنی؟!ماجای تو بودیم همش میخابیدیم!).ببین کسی که عبادتش رابطه مستقیمی با رفتار آخوندها داره میتونی از مزایای دین بگی؟من میگم خیلی ازاینها دنبال حقیقت نیستن فقط میخان یه چیزی بگن وتورو هم زخمی کنن. خیلی ازموارد که گفتم باید بی تفاوت باشیم منظورم اینجور آدم ها بودونه بی تفاوتی صرف.که البته دیدگاه شما بهتره

    Go to comment
  • From عليرضا on نکاتی برای کتاب‌خوانی: اثر شگرف کتاب‌هایی که حتی نام و نویسنده آن هم خاطرمان نیست.

    درود به ميثم عزيز
    يكي از مواردي كه خودم چند وقت هست سعي مي كنم رعايت كنم، كاهش شتاب خودم هست. قبلا سريع مي خواستم برسم به هدف، ولي الان بيشتر مي فهمم كه اگه چنين اتفاقي افتاد بايد اولش شك كنم و بررسي كه ببينم چرا انقدر زود رسيدم. يك جورايي مفهوم تاخير رو بيشتر بهش توجه مي كنم.
    نكته جالبي فرمودين كه يك كتاب رو بعد خواندن سريع بكار نگيرين.
    سبز و كامروا شويد.

    Go to comment
  • From محمد برزین on می‌خندی؟ باید گریه کنی! وقتی که ما بی‌موقع متخصص ریسک‌سنجی می‌شویم!

    سلام
    تبریک میگم
    مطلبتون خیلی راه گشا بود چون منم چند مدتی هست فرزند دومم بدنیا اومده و خدایی از کلی کارهام افتادم و حالا با این مطلب شما فهمیدم باید چه کنم .
    ممنونم

    Go to comment
  • From پویا شیخ حسنی on کتاب‌ها را برای هم تعریف کنیم یا جایی پیدا کنیم تا آن را به کار گیریم.

    واقعا من چرا وبلاگت رو تو اینوریدر سابسکرایب نکرده بودم. ؛)
    .
    ببین میثم جان بلاگرها و بنظرم پادکسترها بسیار شبیه همند، دقیقا حرفی کز دل برآید بر دل نشیند و حرف دل یعنی تحلیل، استدلال و دقیقا تجربه ذهنی لازم داره.
    .
    کسایی که چیزی منتشر میکنند رو به دو‌ دسته کلی میشه تقسیم کرد:
    ۱. کسایی که تلاش میکنند به خودشون و بقیه کمک کنند تا ارتقاشون بدند.
    .
    ۲. کسایی که دنبال حل خود مساله هستند.

    خوشحالم که لااقل تو ذهن من دسته دوم هستی.
    حالا فرق این دوتا دسته چیه ؟!
    تو دسته اول نقش خود فرد خیلی مهمه که یکی از آفاتش بازی تعریف کردنه.
    قطعا همه دوست دارند با انتشار موثر و مفید باشند ولی بنظرم این موضوع نباید الویت داشته باشه به خود اون تحلیل و محتوا.
    .
    آفات بد دیگری که دسته اول بهش دچار میشن، موضوع عارضه‌یابیِ صرف هستش و شروع میکنن سلبی گفتن و نوشتن.
    من به اینا میگم سلبرتی‌های فرهنگی. ؛)
    .
    داستان بعدی این آدما غلبه کمیت بر کیفیته، چون خودشون رو ملزم کردن به انتشار مثلا آ پست در ب مدت.

    در این راستا کتاب در باب حرف مفت نشر کرگدن رو پیشنهاد میکنم و یه سوال:
    .
    چرا فکر میکنی انگیزشی‌ها ده درصد هستند ؟!
    تعداد فالورهای اینستا انگیزشی‌ها و حتی کتاب‌های پرفروش این گواه رو نمیدند.

    Go to comment
  • From پویا شیخ حسنی on چالش‌ها و ریسک‌های کار دولتی (۱) - انتخاب رشته و مسیر شغلی

    سلام‌ میثم‌ جان.
    فصل کار کتاب‌ اقتصاد ایران به کدام سو‌ میرود از‌دکتر نیلی بحث مرتبطی به این موضوع است.

    درآمد کارمندای دولتی و خصوصی در ایران رو باهم مقایسه کرده، ساین بازار این بوده که کار دولتی بهتره، متوسط حقوق کار دولتی در شهرستان از کار خصوصی در تهران بیشتر بوده، البته من امیدوارم که این وضعیت اقتصادی پارادایم رو عوض کنه.
    .
    فکر میکنم فصل تحصیلات اون کتاب هم برای شما جذاب باشه.

    ارادت

    Go to comment
    • From میثم مدنی on چالش‌ها و ریسک‌های کار دولتی (۱) - انتخاب رشته و مسیر شغلی

      سلام
      ممنون از پاسخت.
      نکته ۱: اولا کتاب مال ۹۴ هست و تحقیقاتش مال قبل‌ترش بود.
      نکته ۲: یک فرق کوچیک در کار خصوصی هست که در بیرون نیست. مثلا من کلی آدم می‌بینم حقوقشون داره ۵ رد می‌شه، ولی در واقع حقوقشون ۱۲ یا ۳۰ هست! به خاطر بحث‌های بیمه و مالیات، شرکت‌ها این مبالع رو در مباحثی به عنوان پاداش و .. می‌گنجونن. دولت اما این کار رو نمی‌کنه. همون زمانی که حقوق نجومی مطرح شده بود، خیلی از دوستان من از اون نجومی‌ها در خصوصی بیشتر می‌گرفتن! خیلی هم طبیعی و ریلکس!
      نکته ۳: در حالت عام حرف درسته که یک آدم کارگر خصوصی از یک آدم کارمند پایه دولت خیلی کمتر می‌گیره، این جمعیت‌ها خیلی زیادن و میانگین رو کاملا جابجا می‌کنن. اما برای کسی که فکر می‌کنه ارزشی داره و قابلیت رشد رو داره، حقوق خیلی بیشتری نسبت به دولتی در انتظاره.
      نکته ۴: بحث هزینه فرصت هیچ وقت مطرح نمی‌شه توی این موارد که چون طولانیه ترجیح می‌دم حرف نزنم در موردش…

      Go to comment
  • From رضا محمدی on جمله «شغلی را انتخاب کنید که دوست دارید» را زیاد جدی نگیرید‍! بحث انتخاب رشته

    سلام بسیار از متنتون لذت بردم یک راهنمایی میخاستم ازشما
    من 25 سالمه و تازه از مقطع ارشد رشته مواد فارغ التحصیل شدم و قبلا فکر میکردم برم ارشد بخونم کار راحتتر گیر میاد ولی الان متوجه اشتباهم شدم و علی رغم نظر اطرافیان دوست دارم مبحث مورد علاقه ام از دوران نوجوانی که کامپیوتر هست رو انجام بدم. دارم تعمیرات سخت افزار یاد میگیرم و میخام تکنسین و تعمیرکار کامپیوتربشم. مشکلی که دارم اینه که با توجه به تبلیغات زیادی که میشه مثل یادگیری وب، سئو، دیجیتال مارکتینگ و … به این مباحث هم علاقه مند شدم لطفا راهنماییم کنید چطور از مسیر اصلی خارج نشم و ایا اصلا امکانش هست که دو یا سه زمینه رو دنبال کنم یا خیر.با تشکر

    Go to comment
.