گام‌هایی برای مقابله با مدرک گرایی: ۱- همدیگر را دکتر/مهندس خطاب نکنیم.

زمان قدیم، اول اسم کسی (یه عنوان پیشوند یا به عنوان فامیل) حرفه او یا جایی که رفته بود را نام می‌بردند. مثل حاجی …، مشهدی …، کربلایی …، شاطر …، میرزا … تا آخر عمر جایی را که رفته بود اول اسم او می‌گذاشتند تا یادشان نرود طرف چه مسیری را طی کرده است.

امروز وقتی کسی در معرفی خود نام دکتر یا مهندس را اول نام خود می‌آورد همان حس شاطر و میرزا به من دست می‌دهد. جالب این است که چنین کاری به کرات چه در انتخاب نام سایت، آیدی لینکدین، آیدی شبکه اجتماعی و از این دست تکرار می‌شود. شما نگاه کنید اساتید بزرگ در نام سایت یا محاوره، در اول اسم خود دکتر می‌گذارند؟ ادامه نوشته ...

داستان: در هندسه (یادگیری) راه شاهانه وجود ندارد.

این داستان به نظر من خیلی مهمه و باید برای شاگردها، فرزندها و اطرافیانمون تعریف کنیم. فکر کنم، اقلیدس جزء اولین ریاضی‌دانانی باشه که ما در دبستان شناختیم. قضیه‌هاش معروفن. اما یک روایت جالب هم در مورد ایشون هست.

در زمان اقلیدس (۳۶۵–۲۷۵ پیش از میلاد)، یادگیری دانش به این راحتی نبود، دانستنی‌های زیادی هم وجود نداشت. طبق مطالعاتی هم که من داشتم، در اون زمان، هندسه جزء پیشرفته‌ترین و عمیق‌ترین حوزه‌های دانش بود. این بوده که بطلمیوس اول، پادشاه مصر و لیبی ترغیب می‌شه (از طرف اطرافیان) که بره پیش اقلیدس و هندسه یاد بگیره. اما نکته اینجا بود که فهم و درک اصول هندسه سخت‌تر از این حرف‌هاست (خدا رو شکر فهمید!) و از اقلیدس طلب راه ساده‌تری برای یادگیری کرد. اینجا بود که اقلیدس در جواب می‌گه: ادامه نوشته ...

بی گدار به آب زدن، کشتن جادوگر و فریاد جارچی

به احتمال زیاد بارها از سه داستانی که در اینجا می‌آورم استفاده خواهم کرد، از این رو، آن‌ها را در پستی جداگانه آوردم.

۱- بی گدار به آب زدن

در گذشته، که می‌خواستند از رودخانه رد شوند، باید کلی بررسی می‌کردند و گدار (معبر) می‌زدند تا از آن رودخانه رد شوند. چرا که جریان یا عمق آب در برخی نقاط رودخانه زیاد بود. اگر کسی بی‌گدار به آب می‌زد، احتمالش بود که غرق شود. از طرفی زمان زیادی هم طول می‌کشید تا گدار زدن (تحلیل کردن) انجام شود و با اطمینان کار انجام شود. ادامه نوشته ...

1- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هشتم: تا فرایند واقعی پیشرفت و زندگی را ببینیم.

بخش اول: نقطه شروع خیلی مهمه!

من عاشق کتاب‌های از نوع

  • تافته‌های جدابافته، ملکوم گلدول
  • قوی سیاه، نسیم طالب
  • هنر شفاف اندیشیدن، رولف دوبلی
  • تصمیم‌گیری، یونا لرر

هستم، از آن جهت که روی دیگر اتفاقات زندگی انسان‌های (به ظاهر) همیشه موفق را روشن می‌کنند! مثلا در تافته‌های جدابافته، به برتری‌های بسیار بالایی که بیل گیتس، استیو جابز و سایر نوابغ داشتند و کسی روی آن‌ها تاکید نمی‌کند و صرفا با داستان گاراژ شروع می‌کنند اشاره می‌کند. حتی همین هفته پیش بود که جادی در : فریب «هر کی تلاش کنه موفق می شه» رو نخورین. به «لیلی گلستان» تاخت، چون خانم گلستان روی این حرفش که «هر کی تلاش کنه موفق می‌شه» تاکید کرد، همچنین تمامی موفقیت‌هاش رو مدیون تلاشش می‌دونست بدوناشاره به ثروت (مادی و معنوی) بسیار بزرگی که براش مونده بود. در واقع، خانم گلستان ده‌ها امکانات داشت که یک فرد معمولی ممکنه لازم باشه ده‌ها سال برای رسیدن به یدونش تلاش کنه. ادامه نوشته ...