بی گدار به آب زدن، کشتن جادوگر و فریاد جارچی

به احتمال زیاد بارها از سه داستانی که در اینجا می‌آورم استفاده خواهم کرد، از این رو، آن‌ها را در پستی جداگانه آوردم.

۱- بی گدار به آب زدن

در گذشته، که می‌خواستند از رودخانه رد شوند، باید کلی بررسی می‌کردند و گدار (معبر) می‌زدند تا از آن رودخانه رد شوند. چرا که جریان یا عمق آب در برخی نقاط رودخانه زیاد بود. اگر کسی بی‌گدار به آب می‌زد، احتمالش بود که غرق شود. از طرفی زمان زیادی هم طول می‌کشید تا گدار زدن (تحلیل کردن) انجام شود و با اطمینان کار انجام شود. read more

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش اول: ۱ مساوی ۴!

شاید با تمام محاسبات شما ۱ مساوی ۴ نشود، اما کافی‌است در حلقه Z3 (پانویس ۱ را ببینید) صحبت کنیم، نه تنها ۴ برابر ۱ است بلکه ۲۲ هم برابر ۱ است. نیازی نیست خیلی وارد جزئیات ریاضیاتی این موضوع شوید. حتی در ریاضیات سرسخت  و دقیق هم، یک موضوع جزئی کوچک هم می‌تواند درست یا اشتباه بودن یک گزاره را تغییر دهد. read more