چرا از «چرا» نوشتن سخت است؟ (۱)

وقتی کتاب Start with Why (نوشته سیمون سینک که نویسنده کتاب Leaders Eat last هم هست، در ضمن یک ویدیوی تد معروف هم دارد)را می‌خوانید کلی دلیل می‌آورد که باید از چرا شروع کرد. کلی دلیل ریز و درشت، از ارائه روایات تا بحث‌های بیولوژیک. بسیاری درس و برخی کمی اغراق شده.

از این می‌گوید که به جای این که بگوییم مثلا بروید فلان کتاب را بخوانید (What) یا بگوییم چگونه بخوانیم (How) ابتدا برویم سراغ این که ابتدا در مورد چرایی صحبت کنیم. من کاملا با این موضوع موافقم اما گاهی این کار چنان سخت است که ناچاری بگویی، ببین فقط کمی در این حوزه جلو برو بعد بیشتر می‌توانم در مورد چرایی با تو صحبت کنم. الان نمی‌توانم کاربردهای عمیق یک موضوع مهم و عمیق را با کاربردهای سطحی یک موضوع سطحی مقایسه کنم. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌پنجم: تا اسیر اسم‌های بزرگ، آزمون‌های احمقانه و استحاله زمان نشویم.

خواهش می‌کنم تعصب خود را در مطالعه این متن کنار بگذارید.

در ابتدا یک آزمون از شما می‌گیرم:

اگر در شرط‌بندی من شرکت کنید من یک عدد تصادفی بین 0 و 1 انتخاب می‌کنم. اگر بین 0 و 0.55  آمد، به شما بیست میلیون تومان پول می‌دهم و در غیر این صورت، حق (رفتن به مهمانی و مراسم) یا (تنها بودن را) تا انتهای عمر از شما می‌گیرم! بیشتر ...

ما زود فراموش می‌کنیم، در کمتر از یک چشم به هم زدن

هدفم از این بخش و توضیحات اضافی در چند بخش دیگه گفتگو در مورد یک دیدگاه از «ال» هستش.

من عاشق کتاب خوندن هستم اما وقتی که در زندگی مشگلی پیش میاد و می ببینم که ادم های که مطالعه نمی کنند بهتر با این مشکل رو به رو می شن خودم رو تنبیه می کنم و کتاب نمی خونم اما باز دوباره به سراغ کتاب خوندن میام و تنها چیزی که به من آرامش می ده خوندن کتاب است. بیشتر ...

اتمام فصل اول کتاب‌خوانی «چرا کتاب بخوانیم؟»

با کمک و پشتیبانی شما دوستان، با کمی تاخیر، این بخش تموم شد. البته برخی مباحث هم در نقشه راه مربوط به این فصل وجود دارند که همه با «چرا کتاب بخوانیم؟» شروع می‌شن:

  •  تا یکی از اولین اصل‌های هندسه، یعنی خم جردن را با عمق وجود درک کنیم!
  •  تا اسیر اسم‌های بزرگ، آزمون‌های احمقانه و نامرتبط و استحاله زمان نشویم.
  •  مثل آن کسی نباشیم که در چاه، خاک را از زیر پا می‌کند و بر سر خود می‌ریخت و بدتر از همه اسمش را کار می‌گذاشت.
  •  درک پروانه‌هایی که طوفان می‌آفرینند و طوفان‌هایی که پروانه می‌کشند.
  •  فرایند بسیار آرامِ تبدیل ژن بد به ژن خوب.
  •  کجایند زنگ‌هایی که برای شما به صدا در آمده‌اند.
  •  حصول به گنجِ ابعاد تجربه.
  •  انتخاب آشِنا، که صحبتش، حاصل دورِ زندگی است.
  •  برای هم‌گامی با تیک‌تاک عقربه‌ها، درک فصل‌ها و فاصله‌ میان نفس‌ها
  •  این همه آدم (به طور متوسط) با سواد، سخت‌کوش، و فرهنگی،…. حتما یک چیزی داره دیگه! (برگرفته از مردان آنجلس)
  •  کتاب خود حاصل کیمیاست و کیمیا می‌کند.
  •  تا بخورد آب، زمینی که بلند است.

این موضوعات ترتیب ندارن و جزء سرفصل نیستند. در میان بقیه نوشته‌ها می‌آرمشون. امیدوارم از این بخش استفاده کافی رو برده باشید. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و یکم: تا «ایستادن در میانه» و «لذت از مسیر» طریق زندگی (موفق یا معمولی) را بیاموزیم.

۱- ما به رفتار طنزآمیز دچاریم

در کودکی که کارتون می‌دیدیم، یک اتفاق جالبی رو زیاد می‌دیدم. سنگی، بهمنی، خودرویی، قطاری، چیزی به دنبال یکی از موجودات کارتوتی می‌افتاد و نقش مورد نظر در کارتون، شروع به دویدن می‌کرد، در بعضی کارتون‌ها نشان داده می‌شد که مدت‌ها دارند از دست آن شی‌ بی‌هوش فرار می‌کنند. تنها راه نجات آن‌ها این بود که یک کمی بروند کنار! بایستند و عبور آن شی خطرناک را از کنارشان تماشا کنند. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیست و نهم: بگذاریم تا ذهنمان آسوده‌تر، لذت‌بخش‌تر، تندتر و بیشتر بِدَود.

۱- دو ماراتون، ارتقاء یک اکوسیستم

در دو ماراتون، باید مسافت ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵ متر را پشت سر هم بدوید. مسابقات را معمولا در جاده‌های معمولی برگزار می‌کنند. خیلی از اوقات، خود تمام کردن دو ماراتون کار بسیار سختی است. کما این که اولین دونده ماراتون ایرانی «محمد جعفر مرادی»، در المپیک ریو ۲۰۱۶ که قبلا قهرمان دوی ماراتن ایران بود، کمی پیش از رسیدن به خط پایان از تنگی نفس، قادر به دویدن نبود (عکس بالای صفحه)! آن قدم‌های آخر را به زحمت برداشت و از خط پایان گذشت. یعنی گذشتن از خود خط پایان کار هر کسی نیست، چه برسد به اول بودن یا در زمان مناسب رسیدن. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیست و ششم: تا لیلی و مجنون‌ها طلاق نگیرند!

با توجه به آمار طلاق این روزها، اون‌ هم برای جوانانی که ازدواج سنتی رو پشت سر گذاشتن و وارد انتخاب از روی عشق و علاقه شدند، خیلی این موضوع رو شنیدیم که می‌گن:

اگر لیلی و مجنون با هم ازدواج می‌کردن، دو سه سال بعدش طلاق می‌گرفتند.

این که آیا این رشد آمار طلاق، خوبه و بده رو کاری ندارم. به نظرم امروز، مردم برای زندگی خودشون ارزش بیشتری قائلن و حاضر نیستند به خاطر حرف مردم سال‌ها و سال‌ها سختی و عذاب رو تحمل کنند. یعنی از نظر من اگر واقعا آمار طلاق در حد ۷۰ درصد از کل ازدواج‌ها بشه، باز هم چیز عجیبی نیست. جالبه بدونید که اکثر طلاق‌ها توی سه سال اول، و بعد توی پنج‌سال اول رخ می‌دن. در منطقه شمیران تهران، ۸۰ درصد ازدواج‌ها در سه سال اول به طلاق کشیده می‌شه. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیست و چهارم: تا یادبگیریم چکونه در آینده خود سنگ بیندازیم!

۱- بهشت بی‌برنامه و پایان

عکس بالا را ببینید، عکس زیر را ببینید…

گردنه حیران کتاب‌خوانی چرا در آینده خود سنگ بیندازیم

زیبا نیست؟ وقتی این تصاویر را می‌دیدم، با خودم می‌گفتم،‌ اگر فقط وقت داشته باشم…،‌ اگر فقط مسیرم به آنجا بخورد… دوست دارم ساعت‌ها در آنجا رانندگی کنم. مرتب بزنم کنار و لذت ببرم. خوشبختانه به خاطر برخی مسائل، مسیر من زیاد به تصاویر بالا افتاد. باید برای تعداد دفعات بسیاری به اردبیل می‌رفتم و بروم! به نظر می‌رسید به توفیق اجباری حضور در گردنه حیران دست پیدا کرده بودم. بیشتر ...

نکاتی در مورد به روز شدن نقشه راه کتاب‌خوانی: ۵۴ عنوان جدید

شاید خیلی‌هاتون یک بار نقشه راه کتاب‌خوانی رو دیده باشید. اما این نقشه راه مرتب تکمیل می‌شه.

نقشه راه من، برای نوشتن در حوزه کتاب‌خوانی (۳۰ شهریور ۱۳۹۶)

نقشه راه من برای نوشته‌های مرتبط با کتاب‌خوانی

حدود ۵۴ بخش و چند فصل جدید به اون اضافه شده. الان بخش زیادی از اون نقشه قرمزه، بنابراین من ناچارم یک بار این قرمزها رو مشکی کنم. توسط این نوشته اعلام می‌کنم که 3 شنبه ۴ مهر، این متن‌هایی که قرمز هستند رو مشکی (عادی) می‌کنم. شاید تا اون موقع یک سری بهش بزنید بد نباشه. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: (۲) میوه‌ها، دیگر طعم میوه نمی‌دهند! نه به خاطر کِشت صنعتی، بلکه به خاطر مصرف صنعتی.

۱- غم‌نامه

دقت کرده‌اید که چندی است ما طعم و بوی میوه‌ها را، سبزی را حس نمی‌کنیم؟

دقت کرده‌اید که خیلی‌ها از معجون‌ها چون قرمه‌سبزی، فسنجان، قیمه، بادمجان و … به پیتزاها مهاجرت کرده‌اند؟

دقت کرده‌اید که ما در مهمانی‌های شلوغ لذت با هم بودن را حس نمی‌کنیم؟

دقت کرده‌اید که آهنگ‌ها لذت سابق را ندارند؟ انگار نوستالوژی است اما واقعا همان آهنگ‌ها با کیفیت کمتر، بیشتر لذت داشتند. بیشتر ...