خیلی اوقات ما نه گرسنه‌ایم و نه نیازمند قهوه، فقط آب می‌خواهیم.

1- مورد عجیب مسمومیت با قهوه.

سال گذشته، به خاطر این که شرکت‌های مختلفی می‌رفتم و از طرفی عاشق قهوه اسپرسو بودم! می‌شد که روزی 4 یا 6 بار قهوه اسپرسو می‌خوردم. روزی در یکی جلسات که دوستان داروسازم هم حضور داشتند یکی از دوستانم که بسیار هم با او صمیمی بودم، از من پرسید:

میثم قهوه زیاد می‌خوری این روزها؟

من هم راستش را گفتم. read more

نکاتی برای کتاب‌خوانی (۵) با فرایند سیگاری شدن، کتاب خواندن را شروع کنیم.

۱- اعترافات یک خواننده (کتاب)

عنوان این بخش را از کتاب «اعترافات یک سالک» که به زندگی «پائولو کوئلیو» می‌پردازد، الهام گرفته‌ام. این کتاب در کنار کتاب‌هایی چون «داستان‌های زندگی» از خانواده «دورانت» اولین گام‌های من برای مبارزه با عذاب وجدان و احساس کمبود احمقانه‌ای بود که من را آزار می‌داد. امروزه، هر کسی می‌خواهد بر شما حکومت کند، کافی است در شما عذاب وجدان ایجاد کند، از راهب‌ها گرفته، تا آموزگار، از پزشک گرفته تا هنرمند. در صورتی که من به مرحله‌ای رسیده‌ام که عذاب وجدان را تقریبا در خودم کشته‌ام! (پانوشت ۱) در عوض سعی دارم در تصمیماتم، دانش و تجربیاتم را به کار ببرم. read more