آقای چه‌گوارا… من رفیق تو نیستم.

۱- در رسای یک مرد بزرگ

پدر ارنستو چنین می‌نویسد (در مقدمه کتاب خاطرات سفر با موتورسیکلت از ارنستو چه‌گوارا):

سال 1951 بود، ارنستو عاشق دختری شده بود. من و مادرش فکر می‌کردیم همین‌روزهاست که با آن دختر ازدواج کند، اما یک روز آمد پیش من و گفت:

– پدر من عزم سفر دارم

*چقدر طول می‌کشد؟

– یک سال، شاید هم بیشتر، آخر می‌خواهم کل آمریکای جنوبی را با موتور بگردم. read more

نکاتی برای کتاب‌خوانی: (۲) میوه‌ها، دیگر طعم میوه نمی‌دهند! نه به خاطر کِشت صنعتی، بلکه به خاطر مصرف صنعتی.

۱- غم‌نامه

دقت کرده‌اید که چندی است ما طعم و بوی میوه‌ها را، سبزی را حس نمی‌کنیم؟

دقت کرده‌اید که خیلی‌ها از معجون‌ها چون قرمه‌سبزی، فسنجان، قیمه، بادمجان و … به پیتزاها مهاجرت کرده‌اند؟

دقت کرده‌اید که ما در مهمانی‌های شلوغ لذت با هم بودن را حس نمی‌کنیم؟

دقت کرده‌اید که آهنگ‌ها لذت سابق را ندارند؟ انگار نوستالوژی است اما واقعا همان آهنگ‌ها با کیفیت کمتر، بیشتر لذت داشتند. read more

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش نوزدهم: تا قوه تخیل و رویاپردازی را تمرین دهیم.

۱- آفرینش

شاید شما فیلم فانوس سبز (green lantern) را دیده باشید، یا حداقل با کاراکتر آن در سری انیمیشن‌های Justice league آشنا باشید. تصویر او را در بالا آورده‌ام تا یادتان بیاید.

هر کدام از قهرمان‌های کتاب‌های کمیک بر اساس یک قدرت خاص شخصیت‌پردازی شده‌اند و فانوس سبز بر اساس قدرت تخیل! او وقتی انگشترش را در دست می‌گیرد می‌تواند آنچه در تخیل و ذهن خود دارد را از طریق انگشتر و به صورت سبز به واقعیت تبدیل کند. اگر یک چکش بزرگ، اسلحه مرگبار، سفینه فضایی را تصور می‌کرد به سرعت ظاهر شده و از آن استفاده می‌کرد. هر که تخیل و تصور قوی‌تری داشت، توانایی‌های افزون‌تری را هم دریافت می‌کرد. در واقع آن فیلم تاکید زیادی روی قدرت تخیل داشت. read more

در مورد یک قاضی خطاکار تحسین‌شده!

راستش چند وقتیه این ویدیو دست به دست می‌پیچه که ببینید فلان قاضی چقدر خوب است. حتی در لینکدین هم گذاشته بودند. فایل ویدیو ۳.۵ مگا بایتی را از اینجا دانلود کنید.

ماجرا این است که قاضی برای جریمه یک شخص، فرزند خردسال او را در آغوش خود می‌گیرد. قاضی سه انتخاب را برای فرزند تشریح می‌کند تا به عنوان جریمه پدر انتخاب کند: read more