آزمون صندلی عقب تاکسی برای خودشناسی!

این آزمون اصلا دقیق نیست. هیچ ربطی هم به استعدادهای شما نداره. فقط می‌تونه شما رو به فکر ببره که روحیات و طرز فکر ما چقدر جالب روی عملکردهای کوچک زندگی تاثیر می‌گذاره. من این رو هر بار که می‌رم انقلاب توجه می‌کنم و مرتب بهش فکر می‌کنم.  شما هم لطفا در کامنت، یا روی کاغذ برای خودتون جواب سوال زیر رو بنویسید، فردا شب بیشتر در موردش حرف خواهم زد. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی (۱): برای مطالعه و کتاب‌خوانی، از رانندگی آموز، اگر طالب فِیضی.

پیش‌نوشت: سلسله نوشته‌های «نکاتی برای کتاب‌خوانی» را بعدا در جای مناسب خود استفاده خواهم کرد. اما دوست داشتم، آرام آرام، برخی نکات مهم را در این حوزه بنویسم. می‌ترسم در آن زمان مجال کافی برای من، یا حوصله به اندازه، برای شما باقی نمانده باشد.  من این بخش‌ها را جداگانه می‌آورم. بعدها در بخش مربوطه، بدون پرداخت به جزئیات، نکات مطرح شده را به این نوشته‌ها ارجاع خواهم داد. بیشتر ...

گام‌هایی برای مقابله با مدرک گرایی: ۳- معنی مدرک‌ها و عنوان‌ها را بدانیم و یاد دهیم.

۱- تصور

یک لحظه تصور کنید که گوشی خود را در دست گرفته‌اید و می‌روید به ۲۲ قرن پیش، گوشی را با دو دستان خود بالا می‌گیرید. صفحه ال‌سی‌دی را روشن می‌کنید… بله… شما لوح درخشان را در اختیار دارید و می‌توانید بر پهنه‌ای، حکمرانی کنید. (فقط) نور صفحه نمایش گوشی شما، کافیست تا به مردم ثابت کنید، شما بر همه آن‌ها برتر هستید. آن‌ها به خاطر آن لوح درخشان بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش نوزدهم: تا قوه تخیل و رویاپردازی را تمرین دهیم.

۱- آفرینش

شاید شما فیلم فانوس سبز (green lantern) را دیده باشید، یا حداقل با کاراکتر آن در سری انیمیشن‌های Justice league آشنا باشید. تصویر او را در بالا آورده‌ام تا یادتان بیاید.

هر کدام از قهرمان‌های کتاب‌های کمیک بر اساس یک قدرت خاص شخصیت‌پردازی شده‌اند و فانوس سبز بر اساس قدرت تخیل! او وقتی انگشترش را در دست می‌گیرد می‌تواند آنچه در تخیل و ذهن خود دارد را از طریق انگشتر و به صورت سبز به واقعیت تبدیل کند. اگر یک چکش بزرگ، اسلحه مرگبار، سفینه فضایی را تصور می‌کرد به سرعت ظاهر شده و از آن استفاده می‌کرد. هر که تخیل و تصور قوی‌تری داشت، توانایی‌های افزون‌تری را هم دریافت می‌کرد. در واقع آن فیلم تاکید زیادی روی قدرت تخیل داشت. بیشتر ...

نقشه راه من، برای نوشتن در حوزه کتاب‌خوانی (۲۵ بهمن۱۳۹۶)

الزام خود به «طی طریق» در راه هدف از طریق اعلام به دیگران

جامعه سعی می‌کنه ما رو مرتب بترسونه، تا ازش جدا نشیم (بیشترش از روی خیرخواهیه). برا همینه که می‌گن:

گر خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.

من نمی‌خوام مثل خیلی‌های دیگه بگم این ضرب‌المثل درسته یا غلط. نکتم اینه که

چه ایرادی در رسوا شدن می‌بینید اگر، نتیجه تلاش بالا بردن احتمال رسیدن به یک نتیجه عالی بوده باشد؟ بیشتر ...

دنیا از نگاه داده: مهره‌های شطرنج من و … مردم ایران

سال‌ها پیش در دوره دبستان، اوقات تنهایی خودم را با بازی شطرنج می‌گذراندم. آن‌هم با بزرگ‌ترین رقیبم، یعنی خودم… روزها و روزها با خودم شطرنج بازی می‌کردم و خودم را ارتقا می‌دادم.

آنقدر عجیب کار کردم که خیلی راحت مقام اول شهرستان را در شطرنج کسب کردم … جایزه من شد یک شطرنج خیلی قشنگ و گرانقیمت (مربوط به آن زمان و دقیقا مشابه عکس بالا). مهره‌های بزرگ، صیقلی و با بالاترین جزئیاتی که تا آن زمان دیده‌ بودم. آنقدر برام ارزش داشتند که توشون رو گچ گرفتم، کفشون رو پلاستیک زدم. هر بار که خارجشون می‌کردم: در اتمام کار، موقع گذاشتن در کیف چرمی، با دقت می‌شمردم تا به ۳۲ برسند و یک وقت، خدای نکرده یکی از مهره‌ها گم نشه. بیشتر ...

دفاعیه یا نفرین‌نامه؟ تکنولوژی سطحی به مثابه کوکائین (در پاسخ به KTANFF)

KTANFF، زیر پست «به تعویق انداختن لذت و انجام کارهای غیر فوری و ضروری!» یک متن بسیار پرمغز و زیبا نوشتند که دوست دارم شما هم بخوانید. حیفم آمد در کامنت‌ها غرق شود و بخواهم پاسخی کوتاه به آن بدهم.

آیا کتاب خواندن یا کتابخوان بودن یک وظیفه‌ی اخلاقی است یا طریقی برای رسیدن به اهداف معینی در زندگی است؟ بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هجدهم: تا لَنگِ دانش نمانیم.

توی این نوشته،‌ بیشتر تاکیدم روی حفظ بودن دانش از قبل، یا کسب دانش در لحظه است. جدای از این که خیلی از داده‌های دریافتی در لحظه رو نمی‌شه دانش حساب کرد (داستان جارچی و کلاهبردار رو ببینید)، حتی اگر هم به دانش عمیقی تبدیل بشه یا اینکه بخواد در تصمیم‌گیری (حتی در بهترین شکلش) به کار گرفته بشه، مشکلاتی را همراه خواهد داشت. بیشتر ...

منوچهر، محمدعلی، امیر، محمدرضا و جادی

پیش‌نوشت: شاید از متن برداشت کنید که بخواهم مثل پایان فیلم‌ها و کتاب‌های پرافتخار یا در لحظه پیروزی، تشکر کنم. اما شما  این متن را به مثابه «مراجع یک مقاله» در نظر بگیرید. یعنی دادن ارجاع در آن واجب است و مهم نیست این مقاله (یا کتاب) چقدر افتضاح یا چقدر خوب باشد (پانوشت 0). شاید نوشته «فریب «هر کی تلاش کنه موفق می شه» رو نخورین» از جادی هم کمی من رو وسوسه کرد تا در مورد اینکه «چطور شد این وبلاگ رو آغاز کنم» بنویسم. نمی‌خواهم دیر بنویسم تا یک وقت سوء برداشت شود که پس از پیروزی (یا شکست) این متن را نوشته. این کار را می‌کنم تا نوشته‌ام بیشتر بوی واقعیت داشته باشد. بیشتر ...