نکاتی برای کتاب‌خوانی (۴): کتاب‌ها را مانند لمس آرام ظرف کثیف بخوانید، که می‌خواهید پاک شود. چند بار آرام بکشید.

۱- یک بار در عمرتان ظرف بشورید.

شاید یک تبلیغ ایرانی مایع ظرفشویی شبیه عکس بالای صفحه را در تلویزیون دیده باشید (البته من اصلش رو نگذاشتم). طرف فقط اَبر رو به مایع ظرفشویی (مورد تبلیغ) آغشته می‌کنه، بعد وقتی روی سطح سوخته کف ماهیتابه می‌کشه، مثل بولدوزر، تمامی کثیفی‌ها از بین می‌رن (مثل شکل بالای صفحه).

بعضی مواقع با خودم فکر می‌کردم، یعنی طراح این تبلیغ، یک بار توی عمرش ظرف شسته؟ یا به خاطر تبلیغات یک دروغ خطرناک را به عمد به خورد مردم می‌ده؟ بیشتر ...

۶- چطور کتاب انتخاب کنیم و بخریم؟ نویسنده‌هایی که در باتلاق فرو می‌روند یا پس از رنگ‌شدن به آسمان می‌روند.

این متن را از کتاب پر مغز (شاید مثل گلابی، تمام مغز) «نون نوشتن» از محمود دولت‌آبادی الهام گرفتم، جایی که می‌نویسد:

استنباط کرده‌ام، نویسنده‌ای همین که مقبول جامعه افتاد، به صورت بادکنکی رنگی، به وسیله تبلیغات به آسمان فرستاده می‌شود. یعنی سبک می‌شود و از خاک به هوا تبعید می‌شود. عکس این هم صادق است. نویسنده، پس از این که به همت سال‌ها رنج و دشواری، هویت اجتماعی پیدا کرد، با هر چه ثقل یافته، به اعماق فرو می‌رود. برخی در اعماق شناور و قواص، برخی در باتلاق عمق گم و نابود می‌شوند. پس نویسنده باید بتواند بار گران زمین را بر گرده خود تاب بیاورد. بادبادک‌ها را به هوا می‌فرستند تا بترکند و می‌ترکند. تو را در اعماق پرتاب می‌کنند تا گم و نابود شوی، اما شناور اگر در عمق تاب بیاوری، امیدی به گم و نابود نشدنت هست. غواصی بیاموز، و تاب بیاور. تاب بیاور؛ بار گران جان را بر گرده بسوده‌ی خود تاب بیاور! بیشتر ...

می‌خواهید نقش کدام خوک را بازی کنید؟ محک سه‌بچه خوک (۱)

پیش‌نوشت: قبلا هم کمی در مورد مسیر شغلی نوشته بودم و در برخی پاسخ‌ها به دوستان وعده آغاز بحث مسیر شغلی را داده بودم. دوست دارم این موضوع را به صورت جدی با هم دنبال کنیم.

من این موضوع را به عنوان یک موضوع فرعی در کنار کتاب‌خوانی پیش خواهم برد.

داستان سه بچه خوک را شاید شنیده باشید، البته در بعضی از کتاب‌های کودکان دیدم که جای خوک، خرس قرار داده‌اند تا از واژه غیراسلامی خوک استفاده نکرده باشند! حالا که داستان را بخوانید متوجه می‌شوید کجای این کار مضحک است! بنابراین ممکن است در بازار این داستان را در کتاب سه بچه خرس ببینید. حالا، این که تصویر بالا چه ربطی به این داستان دارد را در انتهای مجموعه سه بچه خوک خواهید فهمید. بیشتر ...

بخش بیست و دوم: تا عادت نکنیم؛ چون یک ماهی آزاد که به آب مسموم عادت می‌کند!

۱- عادت یک سلاح کشتار جمعی است!

معمولا کتاب «یکروز را ۳۶۵ بار تکرار نکنیم!» از مسعود لعلی با یک پاراگراف خوب معرفی می‌شود:

آیا تا به الان توالت عمومی رفتید؟ حس کردید که آنقدر بوی بد می‌آید که نزدیک است خفه شوید؟ خوبی/بدی کار اینجاست که بعد از ۵ دقیقه بویی را حس نمی‌کنید! متاسفانه/خوشبختانه ما به محیطمان عادت می‌کنیم. اگر با انسان‌های منفی و بدبخت بمانیم، اگر با آدم‌های غرغرو بنشینیم، آرام آرام چنین کارهایی برای ما عادی می‌شود و چه بسا خودتان هم به آن کارهای بد خو بگیرید. کافیست کمی با آدم‌های پر انرژی و فعال بمانید تا باز هم خوی اطرافیانتان را به دست آورید.
بیشتر ...

شما چای را به خاطر قند می‌خورید یا قند را به خاطر چای؟

در دوره لیسانس داشتیم با تیم ۵ نفره دانشگاه، همراه با سرپرستمان، برای مسابقات ریاضی می‌رفتیم، یکی از بچه‌ها از سر شوخی (یا از آن خودزنی‌های اعلام‌کننده غرور) برگشت و به مسئول تیم ما گفت:

استاد،… ما که مدال نمی‌آوریم! برای چی می‌ریم مسابقه اصلا؟ فقط وقت تلف کردنه.

استاد برگشت گفت: فرض کن می‌خواهی چایی بخوری، حالا ممکنه باهاش قند هم بخوری. الان قند رو به خاطر چایی می‌خوری؟ یا چایی رو به خاطر قند می‌خوری؟ بیشتر ...

دنیا از نگاه داده: چقدر از درآمد مردم اطلاع دارید؟ بقیه چطور؟

پیشنهاد می‌کنم قبل از این که این متن را بخوانید، سری به این صفحه از گاردین بزنید. در آنجا از شما چند سوال می‌شود. اینکه مثلا

۱- فکر می‌کنید یک مدیر اجرایی شرکت‌های برتر (۳۰۰ تای اول استرالیا) چقدر درآمد سالانه دارد؟

۲- به نظر شما یک مدیر اجرایی شرکت‌های برتر (۳۰۰ تای اول استرالیا) چقدر باید درآمد سالانه داشته باشد؟ (حقی که شما برای درآمد به او می‌دهید) بیشتر ...

پاسخ به برخی پرسش‌ها در مورد کتاب‌خوانی (۱)

اینجا برخی سوال‌هایی که در جاهای مختلف پرسیده شده و جوابشون نسبتا کوتاهه رو می‌نویسم. ممکنه بعدا بیشتر بنویسم. البته من اصل سوال رو می‌گذارم که مربوط به دوستانه. اگر خودشون درخواست بدن، می‌تونم نامشون رو کنار سوال بگذارم. اما چون در ایمیل مطرح شد،‌ حفظ حریم اون‌ها برای من واجبه. بیشتر ...

در مورد متنی از احسان محمدی در عصرایران: محیط بان را ببخشید اما رضا کیانیان را اعدام کنید!

من این متن

محیط بان را ببخشید اما رضا کیانیان را اعدام کنید!

در عصرایران رو خیلی دوست داشتم، گفتم با شما به اشتراک بگذارم.

این متن از چندین جهت برای من جذاب بود، اما مهم‌ترین بخش آن قضاوت خوب و زیبای اوست! خیلی قضاوت‌ها خوبند ولی تلخ و سخت، بعضی قضاوت‌ها هم فقط زیبا هستند (مثل در مورد یک قاضی خطاکار تحسین‌شده!). بیشتر ...

وقتشه راه کتاب‌خوانی رو حرفه‌ای آغاز کنید! فعلا با ثبت فعالیت شروع کنید.

ذهن ما کلا اعداد رو بهتر درک می‌کنه. وقتی مفاهیم عددی می‌شن و قابل مقایسه می‌شن، اگرچه خیلی از مسائل نادیده گرفته می‌شن، اما باز بهش می‌ارزه که با حفظ یک سری کیفیت‌ها، یک حداقل کمیت‌هایی رو هم برای خودمون در نظر بگیریم.

اگر بخواهید یک کتاب‌خوان حرفه‌ای باشید، بخش زیادی از عمرتون (حدود ۱۰ درصد) صرف مطالعه می‌شه. چه بهتر که مراقبت کنیم از این عمر. شاید نوشتن و تهیه گزارش زیر براتون جالب به نظر نیاد. یکم باهاش کنار بیاید، یکم غرورتون رو بگذارید کنار، یکم تحمل کنید و برای چند وقت این نوع گزارش‌گیری (یا هر نوعی بهتر بلدید) رو امتحان کنید. بیشتر ...

هنوز، نِهضت قربانی کردن دختران زیبا به پایِ خدایان ادامه دارد!

۱- بالاخره دیوانه کیست؟

این یک داستان کوتاه و بسیار درس‌آموز از خاطرات پدرم است. دوست داشتم با شما در میان بگذارم.

پدرم تعریف می‌کرد روزی با یکی از آدم‌های باسواد به اسم (مستعار) حکیم، در یک شهر حرکت می‌کردند. پدرم در آن شهر، آشنا زیاد داشت و نسبتا مردم آن شهر را می‌شناخت.

توی خودرو که داشتند می‌رفتند، در همان زمان، یک توان‌خواه (پانوشت ۱) در خیابان بود که زن و مرد، کوچک و بزرگ سر به سرش می‌گذاشتن و مسخرش می‌کردن. بیشتر ...