چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و دوم: فقط برای تفریح.

من تا به حال دلایل زیادی برای این که کتاب بخوانیم آورده‌ام. اما متاسفانه این موضوع بسیار مهم را کمتر مورد توجه قرار داده‌ام.

عنوان این کتاب را از کتاب «فقط برای تفریح» نوشته  لینوس توروالدز (خالق لینوکس) و دیوید دیاموند الهام گرفتم. این کتاب رو جادی عزیز ترجمه کرده و رایگان قرار داده. البته امکان حمایت یا خرید نسخه چاپی کتاب هم وجود داره. این کتاب به زندگی‌نامه لینوس توروالدز می‌پردازه. از نظر من برای دوستداران حوزه کامپیوتر، می‌تونه خیلی الهام‌بخش باشه. بیشتر ...

دعوت به همکاری در یک شرکت خصوصی

دوستان، من فعلا به ۵ انسان با تخصص‌های زیر محتاجم:

۱- لاراول و پایگاه داده

۲- تولید محتوا و مشارکت در شبکه‌های اجتماعی

۳– Graphic and UX

۴- شبکه و لینوکس

۵- JS به خصوص با مشتقات  D3 و GeoJSON خوب کار کرده باشه.

شغل تمام وقت بوده، چالش و حقوقش هم بد نیست. موقعیت کاری هم  در یک شرکت خصوصی واقع در تهران (سعادت‌آباد) است. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و یکم: تا «ایستادن در میانه» و «لذت از مسیر» طریق زندگی (موفق یا معمولی) را بیاموزیم.

۱- ما به رفتار طنزآمیز دچاریم

در کودکی که کارتون می‌دیدیم، یک اتفاق جالبی رو زیاد می‌دیدم. سنگی، بهمنی، خودرویی، قطاری، چیزی به دنبال یکی از موجودات کارتوتی می‌افتاد و نقش مورد نظر در کارتون، شروع به دویدن می‌کرد، در بعضی کارتون‌ها نشان داده می‌شد که مدت‌ها دارند از دست آن شی‌ بی‌هوش فرار می‌کنند. تنها راه نجات آن‌ها این بود که یک کمی بروند کنار! بایستند و عبور آن شی خطرناک را از کنارشان تماشا کنند. بیشتر ...

عذرخواهی، تلگرام و تصمیم (نوشته شِبهِ موقت)

سلام بر همگی.

عذرخواهی

این قسمت از نوشته رو دو روز دیگه حذف می‌کنم. چرا که صرفا یک توضیح در مورد وضعیت وبلاگه. تمامی شما دوستان و خوانندگان رو در این وبلاگ و نوشته‌ها شریک می‌دونم، چرا که (بی تعارف) اگر پشتیبانی شما عزیزان نبود به این چیزی که الان شده (از نظر خودم) تبدیل نمی‌شد.

راستش باید تصمیمات بزرگی رو این روزها می‌گرفتم. باید با خیلی از رویاهای کودکی خودم مبارزه می‌کردم. باید با خیلی از واقعیات کنار می‌آمدم، باید با فریب‌های موجود در این دنیا مواجه می‌شدم. یعنی در نظریه می‌دونستم اما اجرا در عمل خیلی سخت بود. اگرچه اثر تصمیمات من ۴ ماه دیگه مشخص خواهد شد. دوست داشتم دل‌مشغولی‌ها رو به حداقل برسونم، فقط در نظر بگیرید مدت زیادی هم هست که کتاب نخوندم! خودم دوست نداشتم در این حال بد، براتون بنویسم. قول می‌دم قوی‌تر برگردم. از طرفی هم به خاطر بی‌نظمی و کم‌کاری معذرت می‌خوام. بیشتر ...

آیا تسلیت گفتن فایده‌ای دارد؟ چکار کنم؟

من دوست داشتم همان شبی که زلزله غم‌انگیز کرمانشاه و مناطق غربی عراق رخ داد، تسلیت می‌گفتم. راستش می‌ترسیدم و هنوز هم می‌ترسم. این موضوع اصلا بهانه خوبی نیست و شاید نقص من است. یعنی آنقدر از حوزه تسلیت و کمک‌های ظاهری دیگران آسیب دیده‌ام که نه راحت می‌توانم به کسی تسلیت بگویم و نه می‌توانم اظهار همدردی کنم! البته که چیز جالبی نیست، سعی می‌کنم این موضوع را رفع کنم. می‌خوام در این نوشته کمی در مورد بحث تسلیت گفتن و کارهایی که در این حوزه می‌توان انجام داد حرف بزنم. بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی (۵) با فرایند سیگاری شدن، کتاب خواندن را شروع کنیم.

۱- اعترافات یک خواننده (کتاب)

عنوان این بخش را از کتاب «اعترافات یک سالک» که به زندگی «پائولو کوئلیو» می‌پردازد، الهام گرفته‌ام. این کتاب در کنار کتاب‌هایی چون «داستان‌های زندگی» از خانواده «دورانت» اولین گام‌های من برای مبارزه با عذاب وجدان و احساس کمبود احمقانه‌ای بود که من را آزار می‌داد. امروزه، هر کسی می‌خواهد بر شما حکومت کند، کافی است در شما عذاب وجدان ایجاد کند، از راهب‌ها گرفته، تا آموزگار، از پزشک گرفته تا هنرمند. در صورتی که من به مرحله‌ای رسیده‌ام که عذاب وجدان را تقریبا در خودم کشته‌ام! (پانوشت ۱) در عوض سعی دارم در تصمیماتم، دانش و تجربیاتم را به کار ببرم. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ام: از نظریه توهم کبوتری تا فیزیک مکانیک

۱- کبوتر بال می‌زند تا غذا بخورد

یک موضوعی که من در مورد کتاب همیشه تاکید می‌کنم اینه که ما معمولا نمی‌دونیم چه اثراتی روی ما می‌گذاره! یک گزاره جالبی اول فیلم Mr Nobody گفته می‌شه (نقل به مضمون با کلی افزودنی).

وقتی برای حرکت دادن یک اهرم، دریچه غذا را برای یک کبوتر باز می‌کنید، آن کبوتر یاد می‌گیره که باید اهرم رو فشار بده تا غذا به دست بیاره. اما اگر شما هر ۲۰ ثانیه (یا به تصادف) دریچه غذا رو باز کنید، کبوتر حرکت خاصی را انجام نداده! اول فکر می‌کنه که من چه کاری انجام دادم که مستحق دریافت این غذا شدم؟ بنابراین با خودش فکر می‌کنه احتمالا بال زدنش باعث باز شدن دریچه شده. در صورتی که مقدر شده که هر ۲۰ ثانیه دریچه باز بشه. کبوتر دیگه هر ۲۰ ثانیه بال می‌زنه و در باز می‌شه، بقیه مواردی که باز می‌شه یا نمی‌شه رو هم می‌سپره به تصادف! به این می‌گن، «نظریه توهم کبوتری». بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیست و نهم: بگذاریم تا ذهنمان آسوده‌تر، لذت‌بخش‌تر، تندتر و بیشتر بِدَود.

۱- دو ماراتون، ارتقاء یک اکوسیستم

در دو ماراتون، باید مسافت ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵ متر را پشت سر هم بدوید. مسابقات را معمولا در جاده‌های معمولی برگزار می‌کنند. خیلی از اوقات، خود تمام کردن دو ماراتون کار بسیار سختی است. کما این که اولین دونده ماراتون ایرانی «محمد جعفر مرادی»، در المپیک ریو ۲۰۱۶ که قبلا قهرمان دوی ماراتن ایران بود، کمی پیش از رسیدن به خط پایان از تنگی نفس، قادر به دویدن نبود (عکس بالای صفحه)! آن قدم‌های آخر را به زحمت برداشت و از خط پایان گذشت. یعنی گذشتن از خود خط پایان کار هر کسی نیست، چه برسد به اول بودن یا در زمان مناسب رسیدن. بیشتر ...

سخنی با استفن هاوکینگ. داستان مدفوع (پِهِن) اسب‌های گاری را شنیده‌ای؟

استفن هاوکینگ، در ویدیوی ارسالی خود به Tencent WE در پکن گفت (نقل به مضمون):

به خاطر مصرف بیش از حد انرژی، بشر کره زمین را تا  2600 یک توپ  آتشین بدل خواهد کرد از این رو باید در جستجوی یک سیاره قابل سکونت دیگر باشد.

مشروح این مصاحبه را در اینجا بخوانید.

خواستم فقط یک داستان را برای اون یادآوری کنم. این داستان در کتاب خیلی خوب  Super Freakonomics از D. Levitt (اقتصاددان) و  D. Dubner(روزنامه‌نگار)  هم آمده (پانوشت ۱)، اما من خاطرم نیست کجا نسخه فارسی آن را خواندم ( ). بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی (۸) کتاب قرار است به آب جوش ما، طعم و رنگ بدهد! تفاله چای را دور بیندازید و به جایش، خوب دم بکشید.

خیلی از ما اونقدر درگیر اسامی و جزئیات یک داستان می‌شیم که اصل ماجرا رو فراموش می‌کنیم. درک جزئیات یک کتاب یک چیزه، و حفظ کردن یا توجه کردن به همه جزئیات کتاب یک چیز دیگه. اتفاقا، حفظ کردن همه جزئیات، می‌تونه باعث بشه از اصل داستان و ماجرا دور بشید.

فرض کنید سر کلاس نشستید و یکی از بهترین اساتید حوزه شما داره صحبت می‌کنه. شما اونقدر درگیر نحوه لباس پوشیدن، آرایش مو، کفش‌ها، نحوه نوشتن،‌ ترکیب رنگ لباس و … بشید، که اصلا هیچ چیز از حرف‌های اون استاد رو نفهمید. بیشتر ...