منوچهر، محمدعلی، امیر، محمدرضا و جادی

پیش‌نوشت: شاید از متن برداشت کنید که بخواهم مثل پایان فیلم‌ها و کتاب‌های پرافتخار یا در لحظه پیروزی، تشکر کنم. اما شما  این متن را به مثابه «مراجع یک مقاله» در نظر بگیرید. یعنی دادن ارجاع در آن واجب است و مهم نیست این مقاله (یا کتاب) چقدر افتضاح یا چقدر خوب باشد (پانوشت 0). شاید نوشته «فریب «هر کی تلاش کنه موفق می شه» رو نخورین» از جادی هم کمی من رو وسوسه کرد تا در مورد اینکه «چطور شد این وبلاگ رو آغاز کنم» بنویسم. نمی‌خواهم دیر بنویسم تا یک وقت سوء برداشت شود که پس از پیروزی (یا شکست) این متن را نوشته. این کار را می‌کنم تا نوشته‌ام بیشتر بوی واقعیت داشته باشد. read more

گام‌هایی برای مقابله با مدرک گرایی: ۲- تکامل شاخص‌های کلیدی به جای چرخه تکامل معکوس

۱- مدرک چیز بدی نیست، اما، در کنار چیزهای دیگر معنا دارد.

در ایران خودمون، همین ۱۰ سال پیش،

  • رسیدن به و عبور از سد کنکور خود نشان از پشتکار و تلاش‌های زیادی بود. عرضه دانشگاه‌ها یک پنجم تقاضای دانش‌اموزان هم نبود.
  • هنوز بحث نظرسنجی دانشجویان، اساتید را وارد بازی احمقانه دادن نمره تقلبی نکرده بود. امتحان‌ها شاید سخت‌گیرانه‌تر و بهتر بود. کسی که از دانشگاه خارج می‌شد، به احتمال بالایی شرایطی را تحمل کرده بود که توانسته بود آن را بگذراند.
  • رعایت نکردن مسائل اخلاقی در دانشگاه و کلاس (در طول یک دوره حداقل ۴ ساله) را نمی‌شد ریاکارانه انجام داد و بالاخره، افرادی که مشکلی داشتند شناسایی و تا حدی برخورد می‌شد.
  • به خاطر ارزش مدرک، تلاش و تقلای بالاتری وجود داشت.

البته تاکید کنم که موارد بالا نسبی است، نه آن موقع تمام اجرا شده و نه الان حذف، فقط تا حد زیادی کاهش یافته‌اند.

در واقع هنوز هم مدرک و مخلفات آن را می‌توان به عنوان یکی از شاخص‌ها در نظر گرفت، چیز بدی نیست، دو تا از مورادی که می‌تواند مدرک را به یک عامل منفی (از لحاظ طبقه‌بندی شخص در دسته آدم‌های متقلب و بدون استراتژی) تبدیل کند، read more

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هفدهم: به خاطر دیدن نخود و قوی سیاه.

۱- دانشمندان و هنرمندان، فهمیدند که نمی‌دانند!

روزگاری دانشمندان فهمیدند که مواد از مولکول تشکیل شده‌است. البته زمان دقیق آن تا دکارت عقب می‌رود،  اگر هم به معنای عمومی آن نگاه کنیم، تا اپیکور (۲۷۰ قبل از میلاد) و دموکریت (۳۷۰ قبل از میلاد) برمی‌گردد. نام آن را مولکول گذاشتند که از «مول» می‌آمد (لاتین) به معنای ماده.

خلاصه کنم که در اصل، کلمه مولکول، به معنای کوچکترین جسم بود. بعدها اتم کشف شد، کارهای علمی و آکادمیک آن به کارهای جان دالتون در 1800s برمی‌گردد. احتمالا می‌توانید حدس بزنید معنای اتم چیست؟  اتم به معنای «تجزیه‌ناپذیر» است. گذشت و گذشت تا فهمیدند باز هم اشتباه کرده‌اند. read more

رشد عرضی و عمقی (۱)

این متن را در ادامه نوشته‌ای از یاور مشیرفر عزیز، با عنوان «خطی یا پیچیده؟ این ایده هنوز خام است»،  پرداخته‌ام. از این تکه متن او آغاز می‌کنم:

نمی توان تصوری این چنین داشت که توسعه مهارت های فردی با یک «کمیت» مثلا دویست صفحه کتاب خواندن در یک روز یا سه هزار کلمه نوشتن به اتمام برسد. این درخت همیشه نیازمند خاک حاصلخیز، آب، اکسیژن و نور خورشید است. read more

پاسخ به نریمان، در زندگی، میانه نداریم! چالش عجیب قضاوت.

نریمان، در زیر پست «یک قاضی خطا کار تحسین شده». یک مطلبی را گذاشت با متن

این نوشته من رو یاد بحث «میانه‌رو» و «میانه‌یاب» در بین اعضای تیم و حتی موضع‌گیری‌های سیاست‌مداران انداخت.
قطعا این تعریف من خام هست و جای فکر بیشتری دارد:
میانه‌رو: کسی‌ است که بر مبنای مجموعه‌ای اصول تصمیم‌گیری خودش رو میکنه و قراره طبق اونها انصاف رو سرلوحهٔ قضاوتش قرار بده. (پرهیز از افراط و تفریط رو نگفتم، چون تعریف مناسبی نداشتم)
میانه‌یاب: فارغ از اینکه اصول تفکر خودش چی هست، صحبت دو طرف بحث رو نگاه میکنه، حد بالا و پایین رو مشخص میکنه، و بعد یه جایی در حوالی وسط طیف رو به عنوان نظر خودش مشخص میکنه. تا به نوعی سیخ و کباب نسوزن و به هر دو طرف بحث یک چیزی برسد. read more

کتاب‌ها چون سیمرغند، منتظرند تا روزی پری از آن‌ها بسوزانی و بِکِشانی به سمت خود.

این نوشته را پاسخی می‌دانم به نوشته‌ای از محمدصادق اسلمی عزیز با عنوان «بی‌چاره کتاب‌هایی که زندانی می‌شوند». موضوع این است که عبارت زندانی کردن کتاب را چندان دوست نداشتم، شاید توصیف‌های زیر زیباتر باشند.

۱- کتاب‌ها چون سیمرغند، منتظرند تا روزی پَری از آن‌ها بسوزانی و بِکِشانی به سمت خود؛ تا با دانش خود، تو را رها سازد چنانکه رستم اسفندیار را کشت یا نابودت کند، چونان که  سهراب را کشت! اگر دوستش داری، آنقدر خوب یاد بگیر تا پرهای کمتری را بسوزانی. بهتر، بیشتر و بزرگ‌تر بپرس، تا جواب‌های بلندتری را برای تو داشته باشد و بیشتر با تو بماند. read more

(۱۲+) می‌‌توانم، اما برای تذکر جدی به خودم، امکان لایک کردن نخواهم گذاشت!

این نوشته خیلی کوتاه است. راستش اینه که من از فرایند لایک کردن و لایک گرفتن خوشم نمی‌آید! حتی از نوشتن جمله کوتاه هم خشنود نخواهم شد و سعی خواهم کرد بنویسم. اگر برای من کامنت می‌گذارید بلند بگذارید‍، شرح دهید دقیق شوید.

شاید فیلم  Captain Fantastic 2016 را دیده باشید. کاری به نگاه‌های خیلی غیرواقع‌گرایانه‌اش ندارم، کاری به نگاه ضد مذهبی فیلم هم ندارم. کلا زیاد دوستش نداشتم اما به عنوان دیدن یک مدل جدید از زندگی خوشم اومد. در یک سکانس، وقتی دختر نقش اول فیلم، در اتوبوس کتاب می‌خواند، پدرش از دختر می‌خواهد که حسش را نسبت کتابی که خوانده (لولیتا) بیان کند. اما دخترک در جمله‌ای کوتاه بیان می‌کند که read more

در مورد یک قاضی خطاکار تحسین‌شده!

راستش چند وقتیه این ویدیو دست به دست می‌پیچه که ببینید فلان قاضی چقدر خوب است. حتی در لینکدین هم گذاشته بودند. فایل ویدیو ۳.۵ مگا بایتی را از اینجا دانلود کنید.

ماجرا این است که قاضی برای جریمه یک شخص، فرزند خردسال او را در آغوش خود می‌گیرد. قاضی سه انتخاب را برای فرزند تشریح می‌کند تا به عنوان جریمه پدر انتخاب کند: read more

رضای عزیز؛ کتاب، صرفا یک وسیله انتقال محتوا نیست!

هدف از این نوشته بهت و حیرت از سوال/جواب‌های عصر ایران با رضا غبیشاوی است. مطالبی در آنجا آمده که به نظر من می‌تواند تاثیرات منفی بسیاری داشته باشد. تاکید من روی این سوال و جواب‌ها است:

سوال:
 ولی افراد کمتر کتاب مطالعه می کنند.
جواب: 
بله این موضوع صحت دارد. افراد کمتر کتاب می خوانند اما مطالعه افراد افزایش یافته است. کاهش کتاب خوانی لزوما به معنی کاهش مطالعه نیست و مطالعه را نمی توان صرفا در کتاب خلاصه کرد.
 
کتاب یک وسیله انتقال اطلاعات است مثل مطبوعات، گوشی های موبایل و تبلت و دیگر وسایل و ابزارها که هر یک دارای مزیت ها و معایبی است.
 
 کتاب تنها یک وسیله است اما هدف، دریافت اطلاعات و معلومات است که به عنوان مثال در کتاب، به صورت کلمه در کاغذ چاپ شده اند.
 
هم اکنون با تغییر وسیله ( از کتاب به گوشی موبایل و تبلت و …) افراد ترجیح می دهند اطلاعات خود را به شیوه دیگری دریافت کنند.
سوال: اطلاعات کتاب، عمقی است اما اطلاعاتی که فعلا مردم دریافت می کنند سطحی و کم عمق است. افراد در گوشی موبایل و تبلت خود مطالعه نمی کنند بلکه جوک و مطالب غیرمفید و سطحی می خوانند عکس وفیلم می بییند  ولی مطالعه نمی کنند. جواب:  به صورت قطعی نمی توان چنین قضاوتی داشت.   اول: مطالعه مطالعه است و نمی توان دریافت تنها انواعی از اطلاعات را مطالعه نامید و بخش های دیگر را غیرمطالعه دانست.   دوم: این مردم هستند که نوع مطالب مورد مطالعه خود را براساس نیازها و علاقمندی خود انتخاب می کنند   سوم: مطالعه مطالب سرگرمی بهتر از مطالعه نکردن است.   چهارم: مطالعه علاوه بر معنی خاص یعنی قرائت و خواندن، در برهه کنونی می توان برای آن معنای عام نیز متصور بود و آن اینکه شامل دیدن عکس، نقشه، شنیدن صدا، دیدن فیلم ، طرح، کاریکاتور، گرافیک و … شود.   پنجم :مردم براساس نیازها و علاقمندی خود مجموعه ای از انواع و دسته های اطلاعاتی را دریافت می کنند یعنی شامل خبری، آموزشی و سرگرمی. نسبت هر یک از دسته ها و بیشتر و کمتر بودن هر یک به نیاز و علاقه افراد بستگی دارد. سوال:  چرا مردم کتاب کمتر می خوانند

جواب: read more

گام‌هایی برای مقابله با مدرک گرایی: ۱- همدیگر را دکتر/مهندس خطاب نکنیم.

زمان قدیم، اول اسم کسی (یه عنوان پیشوند یا به عنوان فامیل) حرفه او یا جایی که رفته بود را نام می‌بردند. مثل حاجی …، مشهدی …، کربلایی …، شاطر …، میرزا … تا آخر عمر جایی را که رفته بود اول اسم او می‌گذاشتند تا یادشان نرود طرف چه مسیری را طی کرده است.

امروز وقتی کسی در معرفی خود نام دکتر یا مهندس را اول نام خود می‌آورد همان حس شاطر و میرزا به من دست می‌دهد. جالب این است که چنین کاری به کرات چه در انتخاب نام سایت، آیدی لینکدین، آیدی شبکه اجتماعی و از این دست تکرار می‌شود. شما نگاه کنید اساتید بزرگ در نام سایت یا محاوره، در اول اسم خود دکتر می‌گذارند؟ read more