نکاتی در مورد به روز شدن نقشه راه کتاب‌خوانی: ۵۴ عنوان جدید

شاید خیلی‌هاتون یک بار نقشه راه کتاب‌خوانی رو دیده باشید. اما این نقشه راه مرتب تکمیل می‌شه.

نقشه راه من، برای نوشتن در حوزه کتاب‌خوانی (۳۰ شهریور ۱۳۹۶)

نقشه راه من برای نوشته‌های مرتبط با کتاب‌خوانی

حدود ۵۴ بخش و چند فصل جدید به اون اضافه شده. الان بخش زیادی از اون نقشه قرمزه، بنابراین من ناچارم یک بار این قرمزها رو مشکی کنم. توسط این نوشته اعلام می‌کنم که 3 شنبه ۴ مهر، این متن‌هایی که قرمز هستند رو مشکی (عادی) می‌کنم. شاید تا اون موقع یک سری بهش بزنید بد نباشه. بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیست و یکم: مشاهده دیدنی‌ها و شنیدن آواهایی که دیگر نیستند.

۱- آرزو

اگر کمی فیلم ببینید، داستان بخوانید یا در گذشته تجسس کنید، می‌بینید که بشر دو سه آرزوی سفید (در مقابل فتح جهان و … که سیاهند) داشت.

یکی کیمیاگری، یعنی تبدیل اشیاء کم ارزش به پر ارزش. به نظر من امروزه بشر به کیمیاگری به معنای واقعی آن رسیده! فقط یک نگاه به گوشی،‌ الماس مصنوعی، چیپ‌های مصنوعی و اینترنت بکنید، متوجه می‌شوید که خیلی هم موفق بوده است (بخش‌های انتهایی «چرا کتاب بخوانیم» را در نقشه راه ببینید، یک بخش با همین موضوع خواهیم داشت). بیشتر ...

نکاتی برای کتاب‌خوانی: (۲) میوه‌ها، دیگر طعم میوه نمی‌دهند! نه به خاطر کِشت صنعتی، بلکه به خاطر مصرف صنعتی.

۱- غم‌نامه

دقت کرده‌اید که چندی است ما طعم و بوی میوه‌ها را، سبزی را حس نمی‌کنیم؟

دقت کرده‌اید که خیلی‌ها از معجون‌ها چون قرمه‌سبزی، فسنجان، قیمه، بادمجان و … به پیتزاها مهاجرت کرده‌اند؟

دقت کرده‌اید که ما در مهمانی‌های شلوغ لذت با هم بودن را حس نمی‌کنیم؟

دقت کرده‌اید که آهنگ‌ها لذت سابق را ندارند؟ انگار نوستالوژی است اما واقعا همان آهنگ‌ها با کیفیت کمتر، بیشتر لذت داشتند. بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیستم: محبت کردن، عشق ورزیدن، یادگرفتنی است، ذاتی نیست. با کتاب می‌شود یاد گرفت چیزهایی را که اطرافیان یاد ندادند.

۱- فقدان مکتب عشق

نمی‌دانم این عبارت از آن کیست، اما به حقیقت نزدیک است:

دعوا، خشونت و فحاشی در جامعه عادیست، شما اگر یکی از این‌ها را در خیابان ببینی تعجب نمی‌کنی. اما محبت، عشق ورزیدن و کلام زیبا را عُرف نمی‌دانیم و از انجام آن‌ها در زندگی کراهت داریم. اگر کسی را ببینیم که در خیابان چنین می‌کند، دستان خود را می‌گَزیم و فحش نثارش می‌کنیم…. بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش نوزدهم: تا قوه تخیل و رویاپردازی را تمرین دهیم.

۱- آفرینش

شاید شما فیلم فانوس سبز (green lantern) را دیده باشید، یا حداقل با کاراکتر آن در سری انیمیشن‌های Justice league آشنا باشید. تصویر او را در بالا آورده‌ام تا یادتان بیاید.

هر کدام از قهرمان‌های کتاب‌های کمیک بر اساس یک قدرت خاص شخصیت‌پردازی شده‌اند و فانوس سبز بر اساس قدرت تخیل! او وقتی انگشترش را در دست می‌گیرد می‌تواند آنچه در تخیل و ذهن خود دارد را از طریق انگشتر و به صورت سبز به واقعیت تبدیل کند. اگر یک چکش بزرگ، اسلحه مرگبار، سفینه فضایی را تصور می‌کرد به سرعت ظاهر شده و از آن استفاده می‌کرد. هر که تخیل و تصور قوی‌تری داشت، توانایی‌های افزون‌تری را هم دریافت می‌کرد. در واقع آن فیلم تاکید زیادی روی قدرت تخیل داشت. بیشتر ...

نقشه راه من، برای نوشتن در حوزه کتاب‌خوانی (۲۵ بهمن۱۳۹۶)

الزام خود به «طی طریق» در راه هدف از طریق اعلام به دیگران

جامعه سعی می‌کنه ما رو مرتب بترسونه، تا ازش جدا نشیم (بیشترش از روی خیرخواهیه). برا همینه که می‌گن:

گر خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.

من نمی‌خوام مثل خیلی‌های دیگه بگم این ضرب‌المثل درسته یا غلط. نکتم اینه که

چه ایرادی در رسوا شدن می‌بینید اگر، نتیجه تلاش بالا بردن احتمال رسیدن به یک نتیجه عالی بوده باشد؟ بیشتر ...

دفاعیه یا نفرین‌نامه؟ تکنولوژی سطحی به مثابه کوکائین (در پاسخ به KTANFF)

KTANFF، زیر پست «به تعویق انداختن لذت و انجام کارهای غیر فوری و ضروری!» یک متن بسیار پرمغز و زیبا نوشتند که دوست دارم شما هم بخوانید. حیفم آمد در کامنت‌ها غرق شود و بخواهم پاسخی کوتاه به آن بدهم.

آیا کتاب خواندن یا کتابخوان بودن یک وظیفه‌ی اخلاقی است یا طریقی برای رسیدن به اهداف معینی در زندگی است؟ بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هجدهم: تا لَنگِ دانش نمانیم.

توی این نوشته،‌ بیشتر تاکیدم روی حفظ بودن دانش از قبل، یا کسب دانش در لحظه است. جدای از این که خیلی از داده‌های دریافتی در لحظه رو نمی‌شه دانش حساب کرد (داستان جارچی و کلاهبردار رو ببینید)، حتی اگر هم به دانش عمیقی تبدیل بشه یا اینکه بخواد در تصمیم‌گیری (حتی در بهترین شکلش) به کار گرفته بشه، مشکلاتی را همراه خواهد داشت. بیشتر ...

منوچهر، محمدعلی، امیر، محمدرضا و جادی

پیش‌نوشت: شاید از متن برداشت کنید که بخواهم مثل پایان فیلم‌ها و کتاب‌های پرافتخار یا در لحظه پیروزی، تشکر کنم. اما شما  این متن را به مثابه «مراجع یک مقاله» در نظر بگیرید. یعنی دادن ارجاع در آن واجب است و مهم نیست این مقاله (یا کتاب) چقدر افتضاح یا چقدر خوب باشد (پانوشت 0). شاید نوشته «فریب «هر کی تلاش کنه موفق می شه» رو نخورین» از جادی هم کمی من رو وسوسه کرد تا در مورد اینکه «چطور شد این وبلاگ رو آغاز کنم» بنویسم. نمی‌خواهم دیر بنویسم تا یک وقت سوء برداشت شود که پس از پیروزی (یا شکست) این متن را نوشته. این کار را می‌کنم تا نوشته‌ام بیشتر بوی واقعیت داشته باشد. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هفدهم: به خاطر دیدن نخود و قوی سیاه.

۱- دانشمندان و هنرمندان، فهمیدند که نمی‌دانند!

روزگاری دانشمندان فهمیدند که مواد از مولکول تشکیل شده‌است. البته زمان دقیق آن تا دکارت عقب می‌رود،  اگر هم به معنای عمومی آن نگاه کنیم، تا اپیکور (۲۷۰ قبل از میلاد) و دموکریت (۳۷۰ قبل از میلاد) برمی‌گردد. نام آن را مولکول گذاشتند که از «مول» می‌آمد (لاتین) به معنای ماده.

خلاصه کنم که در اصل، کلمه مولکول، به معنای کوچکترین جسم بود. بعدها اتم کشف شد، کارهای علمی و آکادمیک آن به کارهای جان دالتون در 1800s برمی‌گردد. احتمالا می‌توانید حدس بزنید معنای اتم چیست؟  اتم به معنای «تجزیه‌ناپذیر» است. گذشت و گذشت تا فهمیدند باز هم اشتباه کرده‌اند. بیشتر ...