۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش بیستم: محبت کردن، عشق ورزیدن، یادگرفتنی است، ذاتی نیست. با کتاب می‌شود یاد گرفت چیزهایی را که اطرافیان یاد ندادند.

۱- فقدان مکتب عشق

نمی‌دانم این عبارت از آن کیست، اما به حقیقت نزدیک است:

دعوا، خشونت و فحاشی در جامعه عادیست، شما اگر یکی از این‌ها را در خیابان ببینی تعجب نمی‌کنی. اما محبت، عشق ورزیدن و کلام زیبا را عُرف نمی‌دانیم و از انجام آن‌ها در زندگی کراهت داریم. اگر کسی را ببینیم که در خیابان چنین می‌کند، دستان خود را می‌گَزیم و فحش نثارش می‌کنیم…. بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش نوزدهم: تا قوه تخیل و رویاپردازی را تمرین دهیم.

۱- آفرینش

شاید شما فیلم فانوس سبز (green lantern) را دیده باشید، یا حداقل با کاراکتر آن در سری انیمیشن‌های Justice league آشنا باشید. تصویر او را در بالا آورده‌ام تا یادتان بیاید.

هر کدام از قهرمان‌های کتاب‌های کمیک بر اساس یک قدرت خاص شخصیت‌پردازی شده‌اند و فانوس سبز بر اساس قدرت تخیل! او وقتی انگشترش را در دست می‌گیرد می‌تواند آنچه در تخیل و ذهن خود دارد را از طریق انگشتر و به صورت سبز به واقعیت تبدیل کند. اگر یک چکش بزرگ، اسلحه مرگبار، سفینه فضایی را تصور می‌کرد به سرعت ظاهر شده و از آن استفاده می‌کرد. هر که تخیل و تصور قوی‌تری داشت، توانایی‌های افزون‌تری را هم دریافت می‌کرد. در واقع آن فیلم تاکید زیادی روی قدرت تخیل داشت. بیشتر ...

نقشه راه من، برای نوشتن در حوزه کتاب‌خوانی (۲۵ بهمن۱۳۹۶)

الزام خود به «طی طریق» در راه هدف از طریق اعلام به دیگران

جامعه سعی می‌کنه ما رو مرتب بترسونه، تا ازش جدا نشیم (بیشترش از روی خیرخواهیه). برا همینه که می‌گن:

گر خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.

من نمی‌خوام مثل خیلی‌های دیگه بگم این ضرب‌المثل درسته یا غلط. نکتم اینه که

چه ایرادی در رسوا شدن می‌بینید اگر، نتیجه تلاش بالا بردن احتمال رسیدن به یک نتیجه عالی بوده باشد؟ بیشتر ...

دفاعیه یا نفرین‌نامه؟ تکنولوژی سطحی به مثابه کوکائین (در پاسخ به KTANFF)

KTANFF، زیر پست «به تعویق انداختن لذت و انجام کارهای غیر فوری و ضروری!» یک متن بسیار پرمغز و زیبا نوشتند که دوست دارم شما هم بخوانید. حیفم آمد در کامنت‌ها غرق شود و بخواهم پاسخی کوتاه به آن بدهم.

آیا کتاب خواندن یا کتابخوان بودن یک وظیفه‌ی اخلاقی است یا طریقی برای رسیدن به اهداف معینی در زندگی است؟ بیشتر ...

۱- چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هجدهم: تا لَنگِ دانش نمانیم.

توی این نوشته،‌ بیشتر تاکیدم روی حفظ بودن دانش از قبل، یا کسب دانش در لحظه است. جدای از این که خیلی از داده‌های دریافتی در لحظه رو نمی‌شه دانش حساب کرد (داستان جارچی و کلاهبردار رو ببینید)، حتی اگر هم به دانش عمیقی تبدیل بشه یا اینکه بخواد در تصمیم‌گیری (حتی در بهترین شکلش) به کار گرفته بشه، مشکلاتی را همراه خواهد داشت. بیشتر ...

منوچهر، محمدعلی، امیر، محمدرضا و جادی

پیش‌نوشت: شاید از متن برداشت کنید که بخواهم مثل پایان فیلم‌ها و کتاب‌های پرافتخار یا در لحظه پیروزی، تشکر کنم. اما شما  این متن را به مثابه «مراجع یک مقاله» در نظر بگیرید. یعنی دادن ارجاع در آن واجب است و مهم نیست این مقاله (یا کتاب) چقدر افتضاح یا چقدر خوب باشد (پانوشت 0). شاید نوشته «فریب «هر کی تلاش کنه موفق می شه» رو نخورین» از جادی هم کمی من رو وسوسه کرد تا در مورد اینکه «چطور شد این وبلاگ رو آغاز کنم» بنویسم. نمی‌خواهم دیر بنویسم تا یک وقت سوء برداشت شود که پس از پیروزی (یا شکست) این متن را نوشته. این کار را می‌کنم تا نوشته‌ام بیشتر بوی واقعیت داشته باشد. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش هفدهم: به خاطر دیدن نخود و قوی سیاه.

۱- دانشمندان و هنرمندان، فهمیدند که نمی‌دانند!

روزگاری دانشمندان فهمیدند که مواد از مولکول تشکیل شده‌است. البته زمان دقیق آن تا دکارت عقب می‌رود،  اگر هم به معنای عمومی آن نگاه کنیم، تا اپیکور (۲۷۰ قبل از میلاد) و دموکریت (۳۷۰ قبل از میلاد) برمی‌گردد. نام آن را مولکول گذاشتند که از «مول» می‌آمد (لاتین) به معنای ماده.

خلاصه کنم که در اصل، کلمه مولکول، به معنای کوچکترین جسم بود. بعدها اتم کشف شد، کارهای علمی و آکادمیک آن به کارهای جان دالتون در 1800s برمی‌گردد. احتمالا می‌توانید حدس بزنید معنای اتم چیست؟  اتم به معنای «تجزیه‌ناپذیر» است. گذشت و گذشت تا فهمیدند باز هم اشتباه کرده‌اند. بیشتر ...

رشد عرضی و عمقی (۱)

این متن را در ادامه نوشته‌ای از یاور مشیرفر عزیز، با عنوان «خطی یا پیچیده؟ این ایده هنوز خام است»،  پرداخته‌ام. از این تکه متن او آغاز می‌کنم:

نمی توان تصوری این چنین داشت که توسعه مهارت های فردی با یک «کمیت» مثلا دویست صفحه کتاب خواندن در یک روز یا سه هزار کلمه نوشتن به اتمام برسد. این درخت همیشه نیازمند خاک حاصلخیز، آب، اکسیژن و نور خورشید است. بیشتر ...

کتاب‌ها چون سیمرغند، منتظرند تا روزی پری از آن‌ها بسوزانی و بِکِشانی به سمت خود.

این نوشته را پاسخی می‌دانم به نوشته‌ای از محمدصادق اسلمی عزیز با عنوان «بی‌چاره کتاب‌هایی که زندانی می‌شوند». موضوع این است که عبارت زندانی کردن کتاب را چندان دوست نداشتم، شاید توصیف‌های زیر زیباتر باشند.

۱- کتاب‌ها چون سیمرغند، منتظرند تا روزی پَری از آن‌ها بسوزانی و بِکِشانی به سمت خود؛ تا با دانش خود، تو را رها سازد چنانکه رستم اسفندیار را کشت یا نابودت کند، چونان که  سهراب را کشت! اگر دوستش داری، آنقدر خوب یاد بگیر تا پرهای کمتری را بسوزانی. بهتر، بیشتر و بزرگ‌تر بپرس، تا جواب‌های بلندتری را برای تو داشته باشد و بیشتر با تو بماند. بیشتر ...

رضای عزیز؛ کتاب، صرفا یک وسیله انتقال محتوا نیست!

هدف از این نوشته بهت و حیرت از سوال/جواب‌های عصر ایران با رضا غبیشاوی است. مطالبی در آنجا آمده که به نظر من می‌تواند تاثیرات منفی بسیاری داشته باشد. تاکید من روی این سوال و جواب‌ها است:

سوال:
 ولی افراد کمتر کتاب مطالعه می کنند.
جواب: 
بله این موضوع صحت دارد. افراد کمتر کتاب می خوانند اما مطالعه افراد افزایش یافته است. کاهش کتاب خوانی لزوما به معنی کاهش مطالعه نیست و مطالعه را نمی توان صرفا در کتاب خلاصه کرد.
 
کتاب یک وسیله انتقال اطلاعات است مثل مطبوعات، گوشی های موبایل و تبلت و دیگر وسایل و ابزارها که هر یک دارای مزیت ها و معایبی است.
 
 کتاب تنها یک وسیله است اما هدف، دریافت اطلاعات و معلومات است که به عنوان مثال در کتاب، به صورت کلمه در کاغذ چاپ شده اند.
 
هم اکنون با تغییر وسیله ( از کتاب به گوشی موبایل و تبلت و …) افراد ترجیح می دهند اطلاعات خود را به شیوه دیگری دریافت کنند.
سوال: اطلاعات کتاب، عمقی است اما اطلاعاتی که فعلا مردم دریافت می کنند سطحی و کم عمق است. افراد در گوشی موبایل و تبلت خود مطالعه نمی کنند بلکه جوک و مطالب غیرمفید و سطحی می خوانند عکس وفیلم می بییند  ولی مطالعه نمی کنند. جواب:  به صورت قطعی نمی توان چنین قضاوتی داشت.   اول: مطالعه مطالعه است و نمی توان دریافت تنها انواعی از اطلاعات را مطالعه نامید و بخش های دیگر را غیرمطالعه دانست.   دوم: این مردم هستند که نوع مطالب مورد مطالعه خود را براساس نیازها و علاقمندی خود انتخاب می کنند   سوم: مطالعه مطالب سرگرمی بهتر از مطالعه نکردن است.   چهارم: مطالعه علاوه بر معنی خاص یعنی قرائت و خواندن، در برهه کنونی می توان برای آن معنای عام نیز متصور بود و آن اینکه شامل دیدن عکس، نقشه، شنیدن صدا، دیدن فیلم ، طرح، کاریکاتور، گرافیک و … شود.   پنجم :مردم براساس نیازها و علاقمندی خود مجموعه ای از انواع و دسته های اطلاعاتی را دریافت می کنند یعنی شامل خبری، آموزشی و سرگرمی. نسبت هر یک از دسته ها و بیشتر و کمتر بودن هر یک به نیاز و علاقه افراد بستگی دارد. سوال:  چرا مردم کتاب کمتر می خوانند

جواب: بیشتر ...