چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌نهم: کجایند زنگ‌هایی که برای شما به صدا در آمده‌اند؟

شاید شاهکار «زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند» از ارنست همینگوی را خوانده باشید. به قول برخی از منتقدین یا نویسنده زندگی‌نامه همینگوی این اثر در کنار پیرمرد و دریا، وداع با اسلحه و خورشید هم طلوع می‌کند چهار نوشته برتر او است.

ماجرای نام‌گذاری این کتاب به ناقوس کلیسا بر می‌گشت که به خاطر مرگ افراد در جنگ نواخته می‌شد. در واقع وقتی که کسی کشته می‌شد، به خاطرش ناقوس را به صدا در می‌آوردند. بیشتر ...

چرا دیر می‌کنیم؟ چرا کم می‌آوریم؟ چون اندازه را درست نمی‌سنجیم!

شاید این نوشته در مباحث مدیریت پروژه کاملا بدیهی باشد، اما نه‌تنها در زندگی بلکه در مدیریت پروژه‌ها نیز به درستی اجرا نمی‌شود.

۱- چرا دیر می‌کنیم؟

اعتراف می‌کنم، خود من یک دیر کننده هستم، بارها و بارها پیش آمده که دیر به سر قرار رسیده‌ام، صرفا به خاطر خوشبینی‌ام. ماجرا این است که وقتی یک مسیر ۱۰ دقیقه‌ای را ده دقیقه تخمین می‌زنیم، کاملا دچار مشکل شده‌ایم. یعنی دعوای سر کوچه، ترافیک‌های محلی و … را در نظر نگرفته‌ام. صرفا وقت خام را لحاظ کرده‌ام. بیشتر ...

چرا کتاب خواندن سخت است.

دوستی یک دیدگاه برای من گذاشت با این محتوا که:

من نمی دانم چرا از نظر مردم وحتی شما کتاب خواندن کار سخت است؟! ساده ترین کار است . من میتوانم اگر گردن و چشمانم اجازه دهند تمام روز را کتاب بخوانم. در هر زمینه ای. البته مغز هم باید همراهی کند. هر ساعت باید حدود ده دقیقه دست از مطالعه بکشم تا مفاهیم و اطلاعات در مغزم رسوب کرده و طبقه بندی شوند.. گاه با خودم فکر میکنم که کاش برای کتاب خواندن مختصر پولی می دادند . اگر پخت و پز و نظافت منزل اجازه می داد تمام وقت در منزل را صرف خواندن کتاب می کردم. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌هشتم: فرایند بسیار آرامِ تبدیل ژن بد به ژن خوب.

۱- ژن خوب فرزند محمدرضا عارف

چندی پیش بود که صحبت‌های فرزند محمدرضا عارف جنجال زیادی به پا کرد. جایی که از ژن خوب خود صحبت کرد. من نمی‌دانم مردمی که کلی شروع کردند به جنجال که آهای ببین او دارد این چنین دیگران را تحقیر می‌کنند، خود در هنگام ازدواح، زیبایی، هوش یا خانواده را برای انتخاب لحاظ نمی‌کنند؟ آیا قد برایشان مهم نیست؟ نه این که بگویم این‌ها لزوما برای من مهم هستند، اما حاضرم شرط ببندم، افرادی که به فرزندآوری فکر می‌کنند، حتما بحث‌های وراثت را در انتخاب خود لحاظ می‌کنند.چرا چیزی را که هر روز درگیر آن هستید را انکار می‌کنید؟ شمایی که برای گرفتن به موقع نان در نانوایی نیاز به آشنایی با نانوا داری، تا حداقل نانت را همزمان با نوبتت بدهد، از چه عدالتی صحبت می‌کنی؟ نمی‌خواهم بگویم عدالت بد است یا نباید به بی‌عدالتی خرده گرفت، حرفم این است که نباید دچار انحراف از واقعیت شد. شما برای ایجاد یک شرکت یا بستن یک قرارداد، نیاز به پشتوانه خانوادگی، مالی و اجتماعی داری، برای افرادی چون فرزند محمدرضا عارف این موضوع تامین شده است و برای کسی که از ابتدا در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمده یا از خانواده‌ای با پشتوانه اجتماعی متوسط، این موضوع حداقل ۳۰ سال طول خواهد کشید. صحبت از کشورهای پیشرفته را هم نکنید. یعنی به نظر شما دختر ترامپ، یا دختر او به اندازه فرزند یک مهاجر امکان موفقیت دارد؟ داستان میلیونرهای خود ساخته بیشتر شبیه داستان برندگان قرعه‌کشی است! یعنی برخی در این قرعه‌کشی برنده می‌شوند و بسیاری شکست می‌خورند. بله تلاش مهم است، مثل این است که در یک قرعه‌کشی ۵۰ میلیونی (با تلاش بسیار) ۱۰۰ بلیط بخری. شانست بیشتر است اما برندگان محدود هستند. بیشتر ...

پاسخ‌هایی کوتاه و موقت به پرسش‌های بزرگ

این نوشته رو به این خاطر می‌گذارم که بگم، نه‌تنها سوالاتی که ازم پرسیدید رو فراموش نکردم، بلکه برای اغلبشون سعی دارم یک جواب قانع کننده بدم.

اون‌ سوالاتی که در ایمیل یا در دیدگاه‌های از من  پرسیده شدن و قابلیت پاسخ سریع رو  داشتن، پاسخ داده شدن. اما خیلی از سوالات هستند که  باید توی چند نوشته توضیحشون بدم. برخی از سوالات یکم دیر شدن،  برخی سر  وقت پاسخ داده می‌شن. بیشتر ...

مرا از خوردن شیر، شرمی نیست. نگاهی به نگاه عاقل اندر سفیه

کدامیک از شما در کودکی جایتان را خیس نکرده‌اید؟ الان چه؟ ادرار نمی‌کنید؟

ما در کودکی هم شیر می‌خوردیم، الان هم می‌خوریم. شرمی در آن هست؟

در کودکی راه می‌رفتیم، الان هم راه می‌رویم، چه مشکلی هست؟

کودکی را با بازی گذراندیم… چه مشکلی در بازی هست؟

راستش بعضی مواقع خیلی دلم می‌گیره، از آدم‌هایی که دوست دارند با حذف کارهای طبیعی دوران کودکی خودشون رو بزرگ نشون بدن! حتما شنیده‌اید که می‌گویند (منبعش رو نمی‌دونم، توی ذهنم بود): بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ قسمت سی‌و‌هفتم: درک پروانه‌هایی که طوفان می‌آفرینند و بادهایی که پروانه می‌کشند.

۱- جهل، دانش می‌آفریند آن هم از نوع جهل !

کمی پیش از گالیله را در نظر بگیرید، نه برگردیم به یونان باستان، هزاران خدا مشغول کار بودند تا برای شما باران ایجاد کنند، باد بیاید، خورشید حرکت کند یا این که شخصی قدرتمند شود! عادت شده بود که به محض این که کسی چیزی نمی‌دانست و از آن سر در نمی‌آورد، آن را به ارواح، جن‌ها و خدایان نسبت دهد. بیشتر ...

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و ششم: مثل آن کسی نباشیم که در چاه، خاک را از زیر پا می‌کند و بر سر خود می‌ریخت و بدتر از همه اسمش را کار می‌گذاشت.

۱- دیر رسیدن، هرگز نرسیدن یا اشتباه رسیدن، مسئله این است.

خیلی از ما شنیدیم که می‌گن دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه، اما از طرفی گاهی دیر رسیدن معادل هرگز نرسیدنه! شاید عدم تلاش در چنین مواردی به نفع ما هم باشه.

مثلا فرض کنید قراره خودتون رو به پرواز ساعت ۱۰ برسونید، اما به خاطر انتخاب مسیر یا وسیله، شما ۱۱ خواهید رسید (فرض کنید ایران نیستید و پروازها تاخیر ندارن). در واقع شما اصلا نیازی نیست تلاش کنید. بهتره سریع به فکر یک روش دیگه باشید و آپشن‌های دیگه رو تست کنید. بیشتر ...

سفر به دشت ستارگان

۱- سفر به دشت ستارگان

به قول ‏⁧ جبران خلیل جبران،

سفر کن به هیچکس هم نگو
‏یک رابطه عاشقانه را زندگی کن
و به هیچکس هم نگو
‏شاد زندگی کن و به هیچکس هم نگو
‏آدم‌ها
‏چیزهای قشنگ را
‏خراب می‌کنند

شاید بعد از کتاب «هایزنبرگ احتمالا اینجا خوابید» کتاب‌هایی که به طور خاص مزش هنوز زیر ذهنمه! (یجور زیر زبونمه) کتاب‌های «کیمیاگر» و «سفر به دشت ستارگان» از پائولو کوئلیو باشن. ماجراجویی‌هایی یک شخص برای رسیدن به یک هدف. حتی هنوز هم آثاری از اون کتاب‌ها رو در ضمیر پنهانم کشف می‌کنم. احساس ماجراجویی رو با اون کتاب‌ها درک کردم (البته کتاب‌های ذبیح‌الله منصوری هم این جنبه من رو تقویت می‌کرد). بیشتر ...

رمان تاریخی، Historical fiction یا Historical novel (با محوریت ذبیح‌الله منصوری)

۱- ذبیح‌الله منصوری

نمی‌تونم از تاثیر ذبیح‌الله منصوری و کتاب‌هاش روی زندگی خودم و بسیاری از اطرفایانم نگم. کسی که بخ خاطر فوت پدرش، پدر خانواده شد، از تحصیل دست کشید و شروع به کار و تامین مخارج خانواده کرد. خوب اگر به کارهای مناسب در آن دوره نگاه کنیم، کارگری و … را می‌بینیم، معلمی یا از این دست شغل‌ها. حتی ۳۵ سال بعد از آن‌هم (به قول پدرم) کمتر کسی به فکر تاسیس یک روزنامه می‌افتاد. او که قبلا به خاطر مراورده با پزشکان فرانسوی و تحصیل در مدرسه فرانسوی کردستان،‌ زبان آن‌ها را یاد گرفته بود کمی با اطرفایانش احساس تفاوت می‌کرد. به همین خاطر او در  سال ۱۳۰۱ شمسی با تأسیس روزنامه کوشش با سمت مترجم داستان و مقاله و مطالب علمی در آن روزنامه شروع به کار کرد.  پنج سال بعد با روزنامه اطلاعات و پس از آن با روزنامه کیهان، روزنامه ایران ما و گاهی هم با مجله خواندنی‌ها و ده‌ها محله و روزنامه دیگر همکاری کرد. بیشتر ...