بین کتاب یکجا، کتاب پاورقی‌وار و کتاب زنده: کدام را انتخاب کنیم؟ مزیت و معایب هر کدام چیست؟

شاید بهتر باشه، کمی در مورد کتاب‌های پاورقی‌وار توضیح بدم. کتاب‌های زنده، کتاب‌هایی هستند که شما در حین تکمیل شدنشون باهاش پیش می‌رید. مثلا کتاب استثنایی و عالی  The book of life رو در نظر بگیرید، آروم آروم فصل‌ها و بخش‌هاش تکمیل می‌شه. یا یک مثال خیلی جالبش کتاب پیچیدگی و سیستم‌های پیچیده  محمدرضا شعبانعلی بزرگوار. حتی می‌شه به کتاب‌ «لینوکس برای زندگی» از جادی اشاره کرد. همین کتاب «کتاب‌خوانی» هم یک جورایی کتاب زنده است. read more

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌و‌چهارم: تا یکی از اولین قضیه‌های هندسه، یعنی خم جردن را با عمق وجود درک کنیم!

پیش نوشت:  شاید این نوشته کمی نامفهوم به نظر برسد. اما کمی صبر داشته باشید. شاید در انتها هم چیزی نفهمیدید، که باز هم کاملا طبیعی است.

۱- قهرمانان دستشویی می‌روند

راستش رو بخواهید، با آدم‌های زیادی صحبت کردم و به الگوهاشون توجه کردم. جوری رفتار می‌کنند، انگار الگوها و اسطوره‌هاشون انسان نیستند! البته این سال‌ها الگوی بسیاری از جوانان، سوپرمنی است که از انسان‌های معمولی موجود (با تعدادی موفقیت) ساخته‌اند. رسانه‌ها هر چقدر کسی (یا چیزی) را بزرگ‌تر کنند چه در جهت بد و چه در جهت بد، می‌توانند دیگر از کوچکترین رفتارهای او خبر بسازند. read more

آیا یار مهربان من یک دیکتاتور خوب است؟

این شعر را که خواستم بنویسم بی‌اختیار یاد شعرخوانی سید مصطفی هاشمی‌طبا در مناظرات انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۶) افتادم شاعر «ما گلهای خندانیم-فرزندان ایرانیم» هم شاعرش با شعر زیر یکی است. این شعر در وصف کتاب نوشته شده بود.

من یار مهربانم دانا و خوش زبانم — گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان من یار پند دانم — من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم
از من مباش غافل من یار مهربانم read more

کتاب چیست؟ مروری بر تعریف و مفهوم «کتاب»

این نوشته را اولین بخش از فصل دوم کتاب‌خوانی می‌دانم. اگرچه برخی از بخش‌های انتخابی فصل قبل هنوز مانده است.

۱- نگاهی به تعریف و تاریخ

تعاریف مختلفی از مفهوم کتاب عرضه شده است. مثلا ویکیپدیا:

کتاب مجموعه‌ای از صفحات نوشته‌شده، مصور، چاپ‌شده یا صفحات خالی (صفحه سفید و نانوشته)؛ ساخته‌شده از جوهر، کاغذ (ورق)، پوست حیوانات یا مواد دیگر (چسب، نخ و…) است که معمولاً از یک طرف یا سمت به یکدیگر محکم شده یا متصل می‌گردند. هر برگه در کتاب، ورق و هر سمت یا روی هر ورق، صفحه نامیده می‌شود. read more

آقای چه‌گوارا… من رفیق تو نیستم.

۱- در رسای یک مرد بزرگ

پدر ارنستو چنین می‌نویسد (در مقدمه کتاب خاطرات سفر با موتورسیکلت از ارنستو چه‌گوارا):

سال 1951 بود، ارنستو عاشق دختری شده بود. من و مادرش فکر می‌کردیم همین‌روزهاست که با آن دختر ازدواج کند، اما یک روز آمد پیش من و گفت:

– پدر من عزم سفر دارم

*چقدر طول می‌کشد؟

– یک سال، شاید هم بیشتر، آخر می‌خواهم کل آمریکای جنوبی را با موتور بگردم. read more

ما زود فراموش می‌کنیم، در کمتر از یک چشم به هم زدن

هدفم از این بخش و توضیحات اضافی در چند بخش دیگه گفتگو در مورد یک دیدگاه از «ال» هستش.

من عاشق کتاب خوندن هستم اما وقتی که در زندگی مشگلی پیش میاد و می ببینم که ادم های که مطالعه نمی کنند بهتر با این مشکل رو به رو می شن خودم رو تنبیه می کنم و کتاب نمی خونم اما باز دوباره به سراغ کتاب خوندن میام و تنها چیزی که به من آرامش می ده خوندن کتاب است. read more

نکاتی برای کتاب‌خوانی، از توهم بزرگ بودن دوری کنید. معضل آدم‌های متوسط و القاب بزرگ.

مطهره در «اتمام فصل چرا کتاب بخوانیم؟» یک موضوعی رو مطرح کرد:

سلام
کاش در انتهای فصل اول چرا کتاب بخوانیم تعدادی کتاب هم برای مطالعه معرفی می‌کردید. هر چند نیازها، سطح علم و دانش و علاقمندی‌های افراد مختلف متفاوت است اما باز هم معرفی کتاب از سوی شما به نظرم مفید می‌باشد. خیلی ممنون و سپاسگزارم. read more

اتمام فصل اول کتاب‌خوانی «چرا کتاب بخوانیم؟»

با کمک و پشتیبانی شما دوستان، با کمی تاخیر، این بخش تموم شد. البته برخی مباحث هم در نقشه راه مربوط به این فصل وجود دارند که همه با «چرا کتاب بخوانیم؟» شروع می‌شن:

  •  تا یکی از اولین اصل‌های هندسه، یعنی خم جردن را با عمق وجود درک کنیم!
  •  تا اسیر اسم‌های بزرگ، آزمون‌های احمقانه و نامرتبط و استحاله زمان نشویم.
  •  مثل آن کسی نباشیم که در چاه، خاک را از زیر پا می‌کند و بر سر خود می‌ریخت و بدتر از همه اسمش را کار می‌گذاشت.
  •  درک پروانه‌هایی که طوفان می‌آفرینند و طوفان‌هایی که پروانه می‌کشند.
  •  فرایند بسیار آرامِ تبدیل ژن بد به ژن خوب.
  •  کجایند زنگ‌هایی که برای شما به صدا در آمده‌اند.
  •  حصول به گنجِ ابعاد تجربه.
  •  انتخاب آشِنا، که صحبتش، حاصل دورِ زندگی است.
  •  برای هم‌گامی با تیک‌تاک عقربه‌ها، درک فصل‌ها و فاصله‌ میان نفس‌ها
  •  این همه آدم (به طور متوسط) با سواد، سخت‌کوش، و فرهنگی،…. حتما یک چیزی داره دیگه! (برگرفته از مردان آنجلس)
  •  کتاب خود حاصل کیمیاست و کیمیا می‌کند.
  •  تا بخورد آب، زمینی که بلند است.

این موضوعات ترتیب ندارن و جزء سرفصل نیستند. در میان بقیه نوشته‌ها می‌آرمشون. امیدوارم از این بخش استفاده کافی رو برده باشید. read more

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و سوم: به خاطر تولد تدریجی یک رویا.

عنوان این نوشته را از «مرگ تدریجی یک رویا» که سریالی بود از فریدون جیرانی برداشته‌ام. البته ۴ قسمت در میان، آن را دیدم و بس. اسمش جالب بود. این که به مرگ تدریجی فکر کنی. من وقتی به رویاهام فکر می‌کنم، وقتی فرایند رویاپردازی در افراد سرشناس (نه موفق) رو مطالعه می‌کنم یا می‌شنوم، از این موضوع مطمئن می‌شم که رویا ناگهانی متولد نمی‌شه (حتی زمانی که به نظر ناگهانی ایجاد می‌شه)،  بلکه آروم آروم متولد می‌شه و این برای ما که با تولد ناگهانی آشنا هستیم کمی عجیبه. چون ما مثل خیلی از اساتید و معلم‌ها به جواب نهایی نگاه می‌کنیم. به عشق یا غریزه ایجاد نطفه، ۹ ماه نگهداری و تحمل و انگیزه بچه‌دار شدن رو نمی‌بینیم. خلاصه این که رویاهای پایدار باید آروم آروم شکل بگیرن، نطفشون کاشته بشه، در رحم مغز به آرومی رشد کنه و در زمان مناسب، متولد بشه (شفاف بشه). read more

چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و دوم: فقط برای تفریح.

من تا به حال دلایل زیادی برای این که کتاب بخوانیم آورده‌ام. اما متاسفانه این موضوع بسیار مهم را کمتر مورد توجه قرار داده‌ام.

عنوان این کتاب را از کتاب «فقط برای تفریح» نوشته  لینوس توروالدز (خالق لینوکس) و دیوید دیاموند الهام گرفتم. این کتاب رو جادی عزیز ترجمه کرده و رایگان قرار داده. البته امکان حمایت یا خرید نسخه چاپی کتاب هم وجود داره. این کتاب به زندگی‌نامه لینوس توروالدز می‌پردازه. از نظر من برای دوستداران حوزه کامپیوتر، می‌تونه خیلی الهام‌بخش باشه. read more