خدا رو شکر، پاهای فرزندم ضعیف است!

قرار نیست مثل این خانم که توی تلویزیون، نگاه متفاوت می‌کرد ابراز خوشبینی کنم،

خوشبینی به وضعیت دلار, مشکلات روزمره, واقعیت روزگار, ایراد رشد بی موقع, دهانی که بی‌موقع باز شود

داشتم به بچه توی رحم مادر فکر می‌کردم. زمانی که ضربه‌های کوچک می‌زند و همزمان هم مادر به این خاطر که بچه‌اش سالم است، از این درد خوشحال است. با خودم گفتم، خدا رو شکر، پاهای بچه دو سال زودتر قوی نشده، وگرنه شکم مادر را می‌شکافت! دیگر درد موجود لذت‌بخش نمی‌شد، بلکه گریه‌آور و آزاردهنده می‌شد. هم بچه را می‌کشت (پاره شدن رحم و محل زندگی) هم مادر را. بیشتر ...

گاهی فقط به یک شیرجه عمیق نیاز داریم.

آن‌هایی که تجربه شیرجه‌های عمیق را در استخر (یا رود …) تجربه کرده‌اند،‌ می‌دانند که در آن لحظه انگار در جهان خارج هیچ خبری نیست، انگار نه انگار پروژه‌ای هست، کاری هست، فشاری هست. شیرجه عمیق یکی از اصلی‌ترین تفریحات من در طول زندگی بوده، چرا که می‌توانستی از آن به عنوان یک دکمه ریست استفاده کنی. بیشتر ...

امیدوارم شرکت‌ها و بانک‌ها ورشکسته بشن!

این روزها چیزی که وحشتناکه، شکسته شدن چرخه امیده. چرخه‌ای که مرتب توش امیدوار می‌شی و دوباره ناامید می‌شی. شاید دولت و حکومت نفهمن دارن چکار می‌کنن، اما بدونن، هیچ کشوری نمی‌تونست اینجوری بین مردم ایران وحشت بندازه.

مملکت ما بیماره:

  1. کلی آدم استخدام رسمی هستند که چیزی جز یک بار مالی برای دولت ندارند. هر شخص جدیدی رو هم می‌آرن می‌خوان باهاش گند قبلی‌ها رو جبران کنن!
  2. کلی آدم‌ هستند که دارن زیاد حقوق می‌گیرن و کاری از دستشون بر نمی‌آد. نه دانشی دارن، نه اصلا درکی از جامعه امروز دارن، فقط ده برابر یک متخصص حقوق می‌گیرن، در صورتی که یک تجربه بی‌ارزش دارن همگام با عدم شناخت جامعه امروزی. اون‌ها طی این سال‌ها نیازی ندیدن خودشون رو توسعه بدن، به نظرتون اگر حتی کمی چنین فکر می‌کردن وضع فرهنگی ما این بود؟
  3. بانک‌ها و موسسات میان و سود آنچنانی می‌دن، کلی مردم هم می‌رن توی اون‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنن تا سود تضمین‌شده کلان بگیرن. دولت جلوی ورشکستگی رو می‌گیره، پول مردم رو پس می‌ده. در پس پرده به مردم می‌گه، شما اگر برید بخش خصوصی ممکنه نابود بشید، اما این ور، همیشه هوای شما رو دارم! وقتی دولت پول اصطلاحا مال‌باخته‌های بانک‌ها رو می‌داد، یک لحظه با خودش فکر می‌کرد که مال‌باخته‌های بخش خصوصی مگر آدم نبودن؟ اگر به این‌ها پول می‌دی به بقیه هم باید می‌دادی… اما حاضر نبود هزینه کنه.
  4. چرا باید این وضع افتضاح کارفرمایی‌-کارگری رو اصلاح کنن، چرا باید این وضع افتضاح شرایط کار رو اصلاح کنن وقتی با فروش نفت و مالیات سنگین، پول افراد حاضر در دولت رو پرداخت می‌کنن؟ چه کاریه آخه؟
  5. فرض کن دانشگاه حاضر نیست به یک استاد خوب (واقعی) دو برابر پول بده و استادی که رسمی شده رو بیرون کنه، به نظرتون چطور می‌شه از دانشگاه انتظار رشد و پیشرفت داشت؟ اون مدیر دانشگاهی، چی نصیبش می‌شه اگر در راستای رشد ریسک کنه؟ (احتمال نابودی زیاد می‌شه)، چی می‌شه اگر هیچ کاری نکنه؟ (با آرامش تمام بازنشست می‌شه!).
  6. کارخانجات ما حاضر نیستند به متخصصین خوب پول مناسب بدن، برای همین می‌بینی اوضاع رشته‌های فنی و … انقدر خرابه، حقوق کارگر پایینه. چرا باید دلم برای کارخانه‌ای بسوزه که افرادش رو با رانت و پارتی استخدام کرده و اصلا حواسش نیست تکنولوژی داره همه چیز رو می‌بلعه، حتی یک سال عقب افتادن نابود کننده است.

اگر بتونیم از این سختی‌ها بیرون بیایم، شاید اوضاعمون بهتر بشه. مثل یک بیماری که ناچار می‌شه سالم زندگی کنه وگرنه می‌میره. نمونه‌اش شفافیت‌های حداقلی در این روزهاست. حرکت و جنب و جوش بخشی (هر چند بسیار کوچک) از سیستم است. بیشتر ...

من در مورد قیمت دلار اشتباه کردم

پست موقت:

من چند وقت پیش پیش‌بینی کرده بودم دلار می‌آد روی ۶۵۰۰! از نظر من به عنوان کسی که در علوم داده کار می‌کنه، ندیدن اشتباهات یا توجیه اشتباه (حالا به هر طریقی)  درست نیست. قیمت دلار از دید من الان ۶۵۰۰ هست و نه بیشتر! این که برخی با جون و سرمایه مردم بازیشون گرفته، واقعا شرم‌آوره. این که دلار تا این حد بالا رفته واقعا بده. بیشتر ...

بچه‌ها برای تاخیر در غذایشان گریه می‌کنند، شما چطور؟

کمی به رفتار بچه‌های کوچک توجه کنید.

وقتی غذا، آب یا … به آن‌ها نرسد (اغلب) گریه می‌کنند (بی‌قراری و صبرنداشتن).

وقتی یک وسیله‌ای دارند که بهترش در دست دیگران است، شروع به گریه می‌کنند و آن وسیله‌را می‌خواهند، کاری به آن ندارند که خانواده بچه دیگر، تفاوت (رفاهی، اجتماعی و مالی) بسیاری با خانواده خودش دارد. برای پدر و مادرش بسیار سخت است که چنین چیزی را برای او تهیه کند‍! (حسادت و خواست کورکورانه). بیشتر ...

پول به بچه‌دزد نمی‌دهم.

اگر فیلم All the Money in the World را ندیده‌اید، توصیه می‌کنم حتما آن را ببینید. نکته‌ای که در آن فیلم برای من خیلی مهم است، این بود که

نوه یک میلیاردر را به می‌دزدند و از او می‌خواهند که برای رهایی فرزندش پول پرداخت کند. اما او با وجود داشتن پول بسیار امتناع می‌کند و می‌گوید:

I have 14 other grandchildren and if I pay one penny now, then I’ll have 14 kidnapped grandchildren, بیشتر ...

توهم توسعه (۲) بخش عمده عدم رشد ما،‌ جزئی از نوابیغ بودن است.

سال‌ها افتخار شاگردی دکتر محمودیان را داشتم و چیزهای مختلفی هم از او آموختم. یکی از مقالات جالب او نوابیغ  است. کسانی که ادعاهای عجیب می‌کنند و کلی آدم را در دردسر می‌اندازند. کسانی که ادعا می‌کنند آینده را می‌بینند، مسائل عجیب ریاضی را حل می‌کنند و اصرار می‌کنند که دارند در این کشور حیف می‌شوند. بیشتر ...

انتقام بد، انتقام خوب، انتقام زشت (۱)

پیش‌نوشت: این نوشته شاید زیاد مهم به نظر نیاد، اما جز مفاهیم کلیدی است که به نظرم مسیر زندگی من رو بارها عوض کرده. بارها باعث شده تصمیم بهتری بگیرم.

حتما شنیدید که می‌گن کاش از بچگی مسواک زدن رو ممنون می‌کردن، اون موقع ما یواشکی می‌رفتیم و دور از چشم پدر و مادرهامون توی خرابه‌ها مسواک می‌زدیم! اون موقع یک جاهایی مثل رستوران‌ها و قهوه‌خونه‌ها، مسواک می‌آوردن تا یواشکی با یک خمیر دندون دوسیب بزنید! بیشتر ...

به خاطر درد زایمان، داد و بیداد نکن، نفس عمیق بکش!

۱- سقط از زایمان کم‌دردتر است!

توی این نوشته‌ها ممکنه برای شما این سوال پیش بیاد که میثم، خودش اوضاعش خوبه،‌ حالیش نیست، زیادی خوشبینه، مشکلی نداره، دغدغه نداره، می‌خواد الکی ما رو الکی‌خوش کنه!

اول این که اگر به تخصص من نگاه کنید، اگر به کارکرد من در مشاوره دقت کنید، هیچ وقت جرات نسبت دادن خوشبینی به من رو نخواهید داشت. من کار اصلیم در خیلی جاها، تحلیل ریسک و پیش‌بینیه! ریسک‌هایی که دیگران نمی‌بینند. خیلی صریح و با سنگین‌ترین کلام ممکن باید مشکلات پیش رو رو ببینم. بیشتر ...

در فوتبال گل نخوردن نداریم، مهم این است بدانیم گل زدنی هم هست

من اجرای ایده این نوشته در زندگی را دوست دارم و به نوعی نجات‌دهنده‌ام در  مشکلات بوده.

یادش بخیر، روزگاری وقتی ۳ نفر بودیم یک نفر دروازه می‌ایستاد و دو نفر دیگر تلاش می‌کردند تا گل را بزنند. هر کس گل می‌زد طرف مقابلش می‌رفت دروازه می‌ایستاد و این چرخه مرتب تکرار می‌شد. نکته‌ای که این فوتبال داشت، تک دروازه بودن بود. یک جورهایی تو بزرگ‌ترین وظیفه‌ات می‌شد گل نخوردن. تمام انرژی تو باید روی این گذاشته شود تا گل نخوری. بیشتر ...