عذرخواهی، تلگرام و تصمیم (نوشته شِبهِ موقت)

سلام بر همگی.

عذرخواهی

این قسمت از نوشته رو دو روز دیگه حذف می‌کنم. چرا که صرفا یک توضیح در مورد وضعیت وبلاگه. تمامی شما دوستان و خوانندگان رو در این وبلاگ و نوشته‌ها شریک می‌دونم، چرا که (بی تعارف) اگر پشتیبانی شما عزیزان نبود به این چیزی که الان شده (از نظر خودم) تبدیل نمی‌شد.

راستش باید تصمیمات بزرگی رو این روزها می‌گرفتم. باید با خیلی از رویاهای کودکی خودم مبارزه می‌کردم. باید با خیلی از واقعیات کنار می‌آمدم، باید با فریب‌های موجود در این دنیا مواجه می‌شدم. یعنی در نظریه می‌دونستم اما اجرا در عمل خیلی سخت بود. اگرچه اثر تصمیمات من ۴ ماه دیگه مشخص خواهد شد. دوست داشتم دل‌مشغولی‌ها رو به حداقل برسونم، فقط در نظر بگیرید مدت زیادی هم هست که کتاب نخوندم! خودم دوست نداشتم در این حال بد، براتون بنویسم. قول می‌دم قوی‌تر برگردم. از طرفی هم به خاطر بی‌نظمی و کم‌کاری معذرت می‌خوام.

در واقع این روزها، نوشته بعدی «که جمعه خواهم گذاشت»، رو در عمل تجربه کردم، دوست داشتم این نوشته

  • چرا کتاب بخوانیم؟ بخش سی‌ و یکم: تا «ایستادن در میانه» و «لذت از مسیر» طریق زندگی (موفق یا معمولی) را بیاموزیم.

رو برای خودم با وسواس کامل اجرا کنم.

تلگرام

موضوع بعدی این بود که ترس بزرگی از ورود به تلگرام و اینستاگرام داشتم. از طرف دیگه موضوع و محتوای متناسبی رو با اون فضا پیدا نمی‌کردم. حتی برای دانشجوها هم می‌ترسیدم،‌ کانال یا گروه تلگرامی درست کنم، چون یک بهانه‌ای می‌شد برای اینکه اون‌ها حضورشون رو در اون فضا بیشتر کنن. مگه می‌شه بدون وسواس شدید داخل انبار ذغال فله رفت و ذغالی نشد؟

خوشبختانه الان مشکل محتوای مناسب برای تلگرام رو حل کردم (اینستاگرام و توییتر رو هنوز خیلی باید کار کنم). دوست دارم نظر شما رو در مورد ترس از ذغالی شدن بدونم. شما بودید چه می‌کردید؟ آیا به نظرتون ورود به فضایی که نمی‌خواهید مردم توش ذهن‌چرانی کنن رو صلاح می‌دونید؟ آيا حاضرید روی خونه دوستانتون که داره آتیش می‌گیره، یک لیوان آب می‌ریزید؟ با خودتون می‌گید این که داره می‌سوزه، کار تو هم اثری نداره؟

یعنی هنوز اون مشکل اصلی وجود داره و من راهی براش پیدا نکردم. اگر منبعی هم داشتید بهم معرفی کنید. ممنون.

رادیو تصمیم

واقعیتش من خودم بارها و بارها توی تصمیم‌گیری گیر کرده‌بودم. سعی کردم، برای این کار کلی کتاب بخونم. شاید سریع کتاب‌هایی از جنس تئوری انتخاب گلسلر، تصمیم‌گیری یونالرر، رادیو متمم و از این دست بیفتید. اما موضوع اینه که من با تجربه کنونی، می‌تونم اعتراف کنم، دانش تاریخی، ادبیات، رمان و … هم می‌تونه در کنار این موارد به کار بیاد. اگر یک نگاه جالب به کتاب‌های آمریکایی این حوزه بندازید، می‌بینید که سعی دارن از فوتبال آمریکایی یا موضوعات مشابه که برای مردم اونجا کاملا ملموسه استفاده می‌کنند. نمی‌خوام بگم (اگرچه انجام می‌دم) که من بومی‌سازی می‌کنم به فوتبال ایرانی و … بلکه منظورم اینه که تصمیمات در محتوا، خیلی با مطالعه نظریه تصمیم و … متفاوته. علوم مختلف در این حوزه بسیار نقش دارند.

از علوم داده بگیر تا علوم تصمیم، از اقتصاد و سیاست بگیر تا از روانشناسی و جامعه شناسی بگیر تا فرهنگ و ادبیات. از طرف دیگه سعی دارم برای بسترهای مختلف تصمیم هم کار کنم. فکر می‌کنم موضوعات جالبی (برای خودم) بتونم ارائه کنم. دوست دارم در دنباله‌روی و خط مشق گیری از محمدرضا شعبانعلی، یک سری پادکست‌ها رو شروع کنم با عنوان رادیوتصمیم. یک طرح کلی براش تهیه کردم. گزارشش رو هم خواهم داد. اگرچه اولویت با نقشه راه کتاب‌خوانی است. ماه دیگه باید جریمه‌تاخیر در نوشتن این ماه رو هم پرداخت کنم و بیشتر بنویسم.

7 دیدگاه برای «عذرخواهی، تلگرام و تصمیم (نوشته شِبهِ موقت)»

  1. میثم عزیز،
    توی این مدت هر روز که به وبلاگت سر می زدم با اون عکس مواجه می شدم که : ما تسلیت نمی خواهیم . ما کمک می خواهیم.
    توی این مدت که پستی ننوشته بودی احساس می کردم من مخاطب این عکسم. ناراحت بودم از اینکه نمی نوشتی و تشنه خوندن پست هات بودم. اما احتیاج به کمک داشتم.
    ترس برم داشته بود که مبادا دیگه نمیرسی بنویسی. این پستت بهترین اتفاق این هفته من بود.

    گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو – – – – – – که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو
    آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست – – – – گر رود این فلک و اختر تابان تو مرو
    ای که درد سخنت صافتر از طبع لطیف – – – – گر رود صفوت این طبع سخندان تو مرو
    اهل ایمان همه در خوف دم خاتمتند – – – – خوفم از رفتن توست ای شه ایمان تو مرو
    تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر- – – – – – ور مرا می‌نبری با خود از این خوان تو مرو
    با تو هر جزو جهان باغچه و بستان است – – – – در خزان گر برود رونق بستان تو مرو
    هجر خویشم منما هجر تو بس سنگ دل است – – – – ای شده لعل ز تو سنگ بدخشان تو مرو
    کی بود ذره که گوید تو مرو ای خورشید – – – – کی بود بنده که گوید به تو سلطان تو مرو
    لیک تو آب حیاتی همه خلقان ماهی – – – – از کمال کرم و رحمت و احسان تو مرو
    هست طومار دل من به درازی ابد – – – – برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو
    گر نترسم ز ملال تو بخوانم صد بیت – – – – که ز صد بهتر وز هجده هزاران تو مرو

  2. من ایده خودم در مورد رادیو رو براتون میگم. چرایی اینکه رادیو کتاب راه افتاد. پیشنهاد دوستان بود. گفتند ما کتاب تفکر سریع و آهسته کانمن رو به صورت ترجمه شده خوندیم، ولی خیلی گنگه. من هم متن اصلی رو داشتم. از فرودگاه استانبول خریدمش. قرار شد هر هفته یا هر ده روز یک بار یه پادکست بسازم از کتاب هایی که میخونم یا میتونم بفهمم. به واقع فهم خودم رو به اشتراک می زارم. نه تنها برای دیگران تا کنون مفید بوده مهم تر از همه برای خودم منبع عظیم لذت هم بوده.
    فکر میکنم تجربه بسیار خوبی بشه و البته شنیدن صدایی که پشت این چهره و نوشته ها هم هست، میتونه جذابیت های خاص خودشو داشته باشه.

    با مهر
    یاور

    1. یاور عزیز ممنون از لطفت، اتقاقا همونطور که در مقدمه هم گفتم، یکی از الهام‌بخش‌های من در این زمینه رادیو کتاب تو هستش. خیلی ممنون از به اشتراک گذاری تجربیاتت

  3. من واقعا راهکاری ندارم چون خودم مطالب شما رو دنبال میکنم و ازشون استفاده میکنم.کسی که دنبال موفقیت باشه میتونه تو انبار ذغال هم ذغالی نشه اما وسوسه خیلی قوی تره و من فکر میکنم سایت بهتر از شبکه های اجتماعی.بستر ویدیو و صدا بهتر از نوشته است روی این موضوع هم یک وقتی بذارید.سپاس بیکران از شما و زحماتتون.ادامه بدید موفق میشید

  4. با سلام جناب آقای مدنی :
    در خصوص استفاده از تلگرام و مزایای اون به شرطی که مخاطبین شما انتخاب شده باشد بسیار عالی است، زیرا محتوای بهتری از ویدئوها و پادکست ها و مقالات رو می تونیم بفرستیم و بازخوردبهتری در فضای تعاملی بگیرم، تقریبا شبیه یک پلیتفرم کوچک کتابخانه مجازی. البته پیشنهاد می گردد مخاطب باید یک حداقل همگرایی با هم داشته باشند و مسیردوطرفه محتوا حفظ شود .
    در خصوص رادیو تصمیم، همانطور که من تجربه کردم، تقریبا ایجاد فضای صوتی جهت خواندن این روزها بهتر از فضای کتاب خوانی شده(مطالعه کتاب ونوشته ها )شده، که هم خیلی بد به نظر نمی رسد، زیرا ما مجبوریم در طی روز همزمان چند کار انجام دهیم و کمتر زمانی را پیدا می کنیم، که به صورت خالص باشد، لذا جذابیت صوتی در این میان می تواند در انتقال محتوا و مکمل محتوای نوشتاری بسیار مفید باشد. البته تجربه من در این زمینه بسیار کمتر از سایر دوستان متممی ام است.

  5. سلام.
    اگر هدف نویسنده ای تاثیرگذاری حداکثری بر جامعه باشد، نمی تواند خود را با شرایط موجود وفق ندهد. اینکه در شرایط کنونی تلگرام و چنین فضاهایی نظیر توییتر و اینستاگرام، خانه دوم ایرانیان شده شکی نیست و تنها در صورت استفاده از این فضاهاست که مطالعه کنندگان آن مطلب بالا خواهد رفت و طبعا تاثیر بیشتری نیز خواهد گذاشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *